تعادل اجتماعی در کشوری چون افغانستان، صلح سرتاسری،‌ سیستم اداری پذیرفته شده جهانی،‌ثبات، امنیت و عدم موجودیت فساد اداری در کشورزمانی میتواند جایگاه خود را بیابد که جامعه از آزادیهای فردی و اجتماعی برخوردار باشند و بتوانند آنطور که لازمه فرهنگ ،‌تمدن و ظرفیت اجتماع آنهاست در تعیین سرنوشت و ساختار نظام مشروع کشورشان سهم داشته باشند. زیرا با توجه به این اصل که پشتوانه ی مردمی و همبستگی  ملی  در ایجاد امنیت، صلح و ثبات و سوق دادن کشور به سوی خودکفائی بستگی دارد نیاز مبرم اینست که شرایط تشکیل نظامی مردم سالار و دموکراتیک را که دقیقأ برخواسته از همین اجتماع است را خود مردم بسازند و این اصل مهم در انحصار و صرف در ساختار ظاهری آن چون نظام کنونی تحقق نیابد.

در چنین صورتیست که نظام مردم سالار و دیموکراتیک میتواند حس قدرت و توانمندی دولت و ملت را که بزرگترین پشتوانه در تأمین امنیت و صلح پایدار است را بسازد و دولت را از سردرگمی و آشفتگی نجات دهد.

اما در کشور ما هر چند که ظاهراً دولت با جلب رضایت و اعتماد مردم در اوایل اقدام به ساخت پشتوانه ای مستحکم و قوی مردمی نمود، ولی با تأسف که این ظاهر آرائی در کوتاه مدت هویت خود را مشخص ساخت  و اصول را زیر پا گذاشت که وضعیت کنونی خود بیانگر ساختار شکنی این اصل مردمی است که در پهلوی اینکه نظام داخلی را مختل ساخته مانع حضور مقتدرانه دولت در سیاست خارجی و برنامه های راهبردی کشور در مقابله با کشورهای طماحی چون پاکستان و ایران گردیده است.

به عبارت دیگر انحصار گری قدرتمداران کنونی آراء‌ اراده مردم را زیر پا گذاشته و مردمی را که در ساختار نظام کنونی مالکان اصلی قدرت میباشند،‌ را به خفقانی مطلق سوق داده است. و آنچه را که اقتدار دولت به آن اتکا و پیوند دارد را نابود ساخته است.

متأسفانه دولت کنونی افغانستان به رهبریت رئیس جمهور کرزی فراموش کرده است که پشتوانه ی مردمی نه تنها مشروعیت دولت را تضمین مینماید بلکه باعث حضور موثر و مقتدرانه دولت در تمام امور بین اللملی میگردد، و آنزمان است که دولت توانائی اجرای راهبردهای استراتیژیک را در روابط خارجی مخصوصاً همسایه ها  ( پاکستان و ایرن ) بصورت پرقدرت به اثبات برساند و این کشورها را مجبور به احترام به قوانین بین اللملی در قبال افغانستان و حسن همجواری با این کشور وا دارد.

همانطور که مطرح گردید مشارکت و حضور مردم در ساختار حاکمیت میتواند بزرگترین عامل مشروعیت بخشیدن به نظام دولت باشد و دولت را در ساختار حاکمیت، با استفاده از توانائی ها و ظرفیتهای ملی به سوی موفقیتی که در هفت سال گذشته بدست نیاورده است رهنمون سازد.

با این وصف دراوضاع کنونی کشور رئیس جمهور کرزی نباید فراموش کند، که حفظ ارزشهای فرهنگی و احترام به نظریات مردم،‌ رسیده گی به خواسته های مشروع  مردم،‌ایجاد شرایط مناسب کاری و تحصیلی و … به معنی عدالت واقعی یک سردمدار است ! اما با نهایت تأسف رئیس جمهور کرزی همه این مسائل را به خاطر نوعی انحصار طلبی مطلق خود وهم پیمانانش به فراموشی سپرده است.

به گونه مثال دلیل این مدعا را در این اواخر در خواسته مردم ولایت هرات میتوان یافت، از مدتیست که به دلایل گوناگون هرات دستخوش حوادثی ناگوار و دلخراش گردیده، و این نابسامانی ها به پیمانه ای گسترش یافته که هرات باستان که تا حدود دو سال پیش از وضعیت مناسب امنیتی برخوردار بود به یکی از شهرهای نا امن کشور تبدیل گردد و بی توجهی دولت کرزی در قبال خواسته های مردم هرات و رهبریت هرات بیانگر فراموشی حیثیت،‌ ارزش و پشتوانه ی مردمی از سوی آقای کرزی و کابینه بی ظرفیت ایشان است.

از ده روز پیش تا کنون هراتیان همواره خواهان توجه مقامات مرکزی مخصوصأ رئیس جمهور در قبال اوضاع امنیتی هرات هستند و مقامات این ولایت نیز همواره از نبود امکانات مناسب و تجهیزات لازم شاکی بوده اند اما دولت مرکزی و شخص رئیس جمهور با نهایت بی خیالی به اوضاع هرات در قبال خواسته مشروع مردم و حاکمیت محلی هرات مهر سکوت به لب زد و به ساده گی این موضوع را به باد فراموشی سپرده است.

دراین مدت نماینده گان مردم هرات در مجلس نماینده گان همواره خواهان دیدار با رئیس جمهور و رسیده گی به اوضاع هرات بوده اند، مردم هرات به شمول شورای ولایتی با راه اندازی اعتصاب عمومی که با حمایت جامعه مدنی نیز به همراه بود نارضایتی شان را از اوضاع امنیت این شهر باستانی  ابراز داشتند که با نهایت تأسف با بی توجهی محض رئیس جمهور کرزی مواجه شدند.

دقیقأ‌ این چنین مواردیست که به اثبات میرساند نظام کنونی هیچگاه نظامی مشروع و آن نظام دیموکراتیک نیست! زیرا به صورت واضح خواسته های مردم و نماینده گان مردم زیر پا گذاشته میشود و هرات همچنان نظر به دلایلی نامعلوم از سوی رئیس جمهور به فراموشی سپرده میشود و این فاجعه به حدی قابل نگرانیست هراتیان احساس میکنند هرات ملی نگر تافته جدا بافته از مرکز و رهبریت دولت است.

شهر باستانی هرات همواره در تمام سطوح حامی دولت مرکزی و نظام کنونی بوده و در تمام موارد برای تحقق بخشیدن به برنامه های دولت بدون در نظر داشت مسائل قومی ،‌ سمتی ، زبانی ( چیزی که امروز یک اصل در سیاست رئیس جمهور کرزی و کابیه اوست ) تا نهایت تلاش نموده است که نمونه آن را میتوان در اشتراک وسیع مردم در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی،‌ حمایت مردمی از تمام برنامه های سیاسی دولت در زمینه جمع آوری سلاح،‌ محو کشت کوکنار و پذیرفتن تمام خواسته های دولت مرکزی برخلاف امری که در سایر ولایات تحقق میبابد بوده اند که این خود نیز بیانگر فرهنگ،‌ تمدن و حس ملی گرایانه و صلح طلبانه مردم هرات است. که با نهایت بی توجهی مقامات مرکزی روبرو میگردد.

با نهایت تأسف دولت مرکزی از تمام ویِژه گی های مردم هرات تا کنون استفاده سو‌ء‌ نموده است ور نه چرا با گذشت ده روز از اعتصاب مردم که برای چندمین مرحله خواستار بدست آوردن حق مشروعشان بوده اند، میگذرد اما رئیس جمهور همه چیز را نادیده گرفته است.

مردم هرات همواره خواهان آرامش، امنیت و سازنده گی بوده اند که گذشته هرات بیانگر همه چیز است،‌ مردم این ولایت نمیخواهند باعث برهم زنی سیاست رئیس جمهور در تقسیم قدرت بین احزاب و شخصیت هایکه که رئیس جمهور کرزی حامی آنان هست باشند،‌بلکه این مردم خواستار تحقق حقوق مسلم خویش هستند، میخواهند تا با عاملین آدم ربائی ،‌سرقت ها و … برخورد جدی صورت بگیرد، اگر کسانی در دستگاه دولت با گروه های برهم زننده امنیت هرات دست دارند گرفتار و به پنجه قانون سپرده شوند نه این که با آنها با مصالحه برخورد گردد،مردم هرات  میخواهند فرزندشان با آرامش خاطر روانه مکتب و مدرسه و دانشگاه گردد،‌ این مردم هیچگاه خواهان تقسیم قدرت و سهم دادن آنان در سمت های بزرگ در دستگاه دولت و یا سایر ولایات نبوده اند و…..

انحصار طلبی رئیس جمهور کرزی و بی توجهی او نسبت به هرات و نماینده گان مردم این ولایت بیانگر چه چیزیست؟ و هرات و هراتیان تاوان چه چیزی را میپردازند؟‌ چرا رئیس جمهور کرزی اصل دموکراسی را زیر سوال میبرد،‌ و به خواسته های مردم بی توجهی میکند؟

 پاسخ این سوالات متوجه چه کسانیست ؟‌ آیا باید مردم هرات خلاف تصورشان این حقیقت تلخ را بپذیرند که تاوان هراتی بودن و فرهنگی بودن و داشتن اندیشه ملی گرایانه ی شان را میدهند؟‌ آیا واقعأ دری زبان بودن مردم هرات باعث بی توجهی مقامات مرکزی هرات نسبت به این موضوعات شده است؟ (که اگر چنین باشد دولت اشتباهی بس بزرگ را انجام میدهد.) ‌و اینکه مردم این ولایت تا چه زمانی از سوی رئیس جمهور کرزی و کابینه او مورد توهین و تحقییر قرار میگیرند؟‌

حال بیرون از وضعیت هرات و خواسته هراتیان اوضاع در کل کشور رو به انحصار طلبی های گذاشته که هیچ گاه نه مردم و نه جامعه جهانی انتظار آن را داشتند، تقسیم قدرت به نحوی صورت گرفته که تمام وزارت های کلیدی در اختیار قوم خاص قرار گرفته و سایر اقوام این کشور در حاشیه قرار گرفته اند، وجود چنین تفاوت طبقاتی و تقسیم این گونه ی قدرت بین اقوام،‌ بزرگترین خطر برای برهم خوردن نظام کنونی در کشور است و این انحصار طلبی مشروعیت نظام دموکراتیک و حق و حقوق مردم را زیر سوال میبرد که این خود نیز توهینی بزرگ در قبال مردم است. زیرا در چنین شرایطی که مردم  در ساختار یک قدرت ملی از منابع عمده به حساب میآیند به کلی قربانی اهداف خاص رئیس جمهور میگردند.

اینجاست که دور راندن مردم و انحصار طلبی ها قومی  و بی عدالتی باعث عدم حمایت مردم میگردد و در کل ساختار نظام متلاشی خواهد شد هرروز جامعه شاهد افزایش نا امنی ها و کشت و کشتار و فساد  میگردد و این امر مسبب فرار سرمایه ها و مغزها از کشور میگردد.

به هرحال زمانی افغانستان میتواند به رشد و خود کفائی لازمه خویش دست یابد که انحصار گرائی های قومی و منطقوی شکستانده شود و وحدت ملی که تا کنون صرف از این واژه ترکیبی بهره برداری سیاسی صورت گرفته است جای خود را به عمل تبدیل کند. در غیر آن این انحصار طلبی و خودخواهی ها همانطور که در هفت سال گذشته خاطره خوشی را برای مردم به جا نگذاشته است خطری بزرگ برای آینده افغانستان خواهد بود.

حمید سلجوقی

 

 

https://www.facebook.com/heratpaperfb