سید محمد فقیری

در فرایند انتخابات آینده چند دغدغه اساسی وجود دارد که بدون شک برجستگی آنها به گونه ئی مخاطره آفرین است، نگرانی کمیسیون مستقل انتخابات از گسترش نا امنی در برخی نقاط کشور، کشانیده شدن بحران به شمال کشور، از جمله گمانه زنی های می باشند که در به تعویق افتادن انتخابات نقش بارزی را دارند.

در اینجا گفت و گوی را ترتیب دادیم با سه تن از تحلیل گران مسایل سیاسی.

انجینیر عبدالرحمن صلاحی تحلیل گر مسایل سیاسی عوامل چالش زا درفرایند انتخابات آینده

 را چنین بر می شمرد:

در شرایط فعلی افغانستان تطبیق هر پروژه ایکه سرتاسری باشـد مشکلات خود را دارد مشکلاتیکه میتواند حتی تا مرز توقف در تطبیق پروژه ها  بی انجامد، پروژه انتخابات که یک پروژه تمـام عیار سـرتاسریست نمیتــواند  ازین امـر مستثنی باشد، عـواملیکه سـبب سکتگی و حتی تـوقف پروسه انتخـابات  میتواند باشد مسـایل مالی و اقتصـادی، ارائه خـدمات سرتاسری به منظور آگاهی و عملکرد، و عمده تر از همه نبود امنیت سرتاسری بمنظور تطبیـق  همه جانبه، عـادلانه و شفـاف پروسه در سراسر کشور طـوریکه باید انجـام شود و انتخـابات

 مشروعیت لازم را داشته باشـد. در صـورت رفع عـواملیکه سبب بحران در انتخابات میشونـد، میتوان به انتخـابات و برگزاری آن امیدوار بود در غیر آن انتخابات انجام نخواهد شد و اگـر هم شود آن مشروعیت لازم در تطبـیق پـروژه به نسبت عـدم سرتاسری بودن و شفـافیت کامـل وجود نخواهد داشت.

به نظر شما ائتلافات و تعاملات سیاسی تا چه حد در فرایند انتخابات اثر گذار است؟

ائتلاف در تعاملات سیاسی و بخصوص میان کاندیداتوران در سراسر جهان میان احزاب مختلف وجود دارد و این بدان معنی نیست که پروسه را خدشه دار نموده ایجاد شک و بحران نماید احزاب و گروه های کوچک همیشه بمنظور حضور و بقاء با احزاب و گروه های بزرگ در تشکیل نظام و حرکت های بعدی ائتلاف های را انجام میدهند و کشور ما هم دور از این امر نیست کاندید شدن چهل و یک تن در شرایط فعلی کشور این خود بحران است و بر میگردد به نقیصه ایکه در بند (۱) ماده (۶۲) قانون اساسی وجود دارد و آن مقید نساختن درجه تحصیل و سابقه کار در دوره حیات شخص است، پس هر کس که مسلمان تبعۀ افغانستان و افغان است میتواند خود را کاندید نموده و حضور در صحنه داشته باشد، ائتلاف اشخاص گم نام و کم توان فکر نمی کنم که تأثیری جزء تبلیغات در مرحله اول داشته باشد. در صورتیکه انتخابات در مرحلۀ اول نتیجه کلی را حاصل نه نماید در مرحله دوم میتواند بالای نتایج تأثیر گذار باشد.

هر چند بسوی انتخابات نزدیک می شویم، بدامنی در حال گسترش است و کثیری از شهرستان های کشور به دست مخالفین سقوط می کند، آیا این یک عمل سازماندهی شده است، شما چگونه تحلیل می کنید؟

عمده ترین چالش موجود پیشروی انتخابات همانا ناامنی ها و گسترش آن است، متأسفانه واحدهای امنیتی دولتی آن طوریکه لازم بوده و هست طی مدت هشت سال مثل سایر ادارات از قدرت و توانمندی لازم بهره مند نگردیده و استقلالیت لازم را در تأمین امنیت بدست نیاورده اند، تجربه نشان داده است که هر گاه مسأله مهمی در کشور باید انجام شود نا امنی ها و مشکلات امنیتی دامن زده شده و تطبیق اهداف مهم سر نوشت ساز را به چالش مواجه میسازد. این میرساند که گویا برنامه های از قبل تنظم شده در مورد سقوط ولسوالی ها و ایجاد مشکلات بدامنی در دست تطبیق است، اظهارات وزیر داخله کشور که هر گز شخص کارا برای پست وزارت مهم داخله نیست نیز میرساند که حدود قریب به %۵۰ ولسوالی های کشور تحت تهدید، فشار سقوط و سقوط قرار دارد در صورتیکه اظهارات دقیق باشد مشکلات اضافه تر از آنست که تصور می شود. 

مسأله تعدیل در مواد قانون اساسی افغانستان برای اینکه پست صدارت نیز بعنوان یک واحد با صلاحیت در نظام گنجانیده شود را چگونه ارزیابی می کنید؟

درین مرحله تغیر در ساختار تشکیلات نظام را یک حربه تبلیغاتی میدانم و اما از آنجائیکه در ساختار تشکیلاتی نظام نواقصی چون ده ها نقیصه دیگر قانون اساسی وجود دارد و طی مدت سپری شده ای هفت سال گذشته بمشاهده رسیده و ایجاد تغیر و تعدیل را مینماید امریست حتمی ولی باید از تجربه آموخت، آنچه که برایمان ترجمه شده است و کارائی لازم را در سرنوشت کشور و مردم ما ندارد باید حذف و شرایطی را ببار آورد که سبب سهولت ها و ارتقاء سطح زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم ما گردد. مشکلات موجود نه تنها بالای دولت و مردم افغانستان است بلکه بخش عمده بار آن بالای جامعه جهانیست که با موجودیت قریب به چهل کشور و تمویل بودجه انکشافی و حتی عادی دولت بر علاوه حمایت نظامی و حضور قریب به ۸۰ هزار نیرو در صحنه در صورتیکه روی ساختار تشکیلاتی نظام توجه نشود مشکلات موجود راه حل معقول دیگری را ندارد.

رسالت هراتیان در برابر انتخابات در حال حاضر چیست، چنانچه در طول تاریخ به هرات از عینک تعصب و تبعیض نگاه شده است؟

انتخاب شدن و انتخاب کردن یک حق قانونی هر تبعه ای افغانستان است و حضور در صحنۀ انتخابات و رأی دادن به کاندید مورد نظر یک دین و رسالت وظیفوی است و ما نباید غافل از آن شویم که گویا حضور یا رأی ما در انتخابات تأثیر لازم را در نتایج انتخابات ندارد، میخواهم با استفاده از فرصت برای همشهریان و هموطنانم بازگو نمایم که حتی یک رأی میتواند تأثیر گذار باشد پس حضور در صحنه و دادن رأی به کاندید مورد نظر نقش و رسالتیست که بر گردن من و تو هموطن عزیز گذاشته شده است و نباید از آن غافل شد. من معتقدم که در هرات ظرفیت های قوی فرهنگی، اقتصادی، تخنیکی، اجتماعی و سیاسی وجود دارد که به نسبت سایر ولایات کشور در خور توجه است و این ناشی از عینک تنگ و تاریک و دید محدود زمامداران است که بدان کمتر توجه شده است.

من مطمئنم که با موجودیت نظام فعلی و تغیرات اساسی در آن اصل شایسته سالاری که یک ضرورت است بالاخره جای خود را خواهد گرفت و آنگه دیگر نگرانی ازین زاویه وجود نخواهد داشت.

میر محمد یعقوب مشعوف تحلیلگر مسایل سیاسی عواملی را که انتخابات را می توانند به چالش بکشانند چنین بررسی می کند:

در این انتخابات یکی مسایل اساسی است و دیگری مسایل فرعی می باشد، اساسی ترین چالش مسأله امنیت است تعریف دموکراسی که گفته می شود حکومت مردم برای مردم است یکی در محور قانون و یکی در محور امنیت است. در جای که امنیت باشد قانون قابل تطبیق است و در جای که قانون قابل تطبیق نباشد دموکراسی هم وجود ندارد و انتخابات هم که از جمله اساسات آن باشد وجود نخواهد داشت. طوریکه شنیده می شود حتی از موضع وزیر داخله که ۱۱ ولسوالی در اختیار مخالفین قرار دارد و ۳۴ ولسوالی هم در حالت سقوط است و بهترین معرف کار آنها این است که چهار هزار نفر وارد هلمند می شوند تا بتوانند یک ولسوالی را آزاد سازند، چهار هزار نفر یک زمانی در جنگ دوم جهانی برای گرفتن پولند آمده بودند حال چهار هزار نفر با تجهیزات کاملاً مجهز آمده اند تا یک ولسوالی را از هلمند بگیرند، فلهذا خود نیروهای خارجی و یا نیروهای آسیاف و با سیاست جهانی که در رابطه به افغانستان همبستگی دارد به خصوص در مسأله انتخابات، مسأله امنیت می تواند چالش را بوجود می تواند بیاورد. اگر انتخابات هم برگزار شود در جنوب افغانستان انتخابات نمی تواند بصورت شفاف برگزار گردد. مگر اینکه امنیت عام و تامی وجود داشته باشد، چالش های دیگری که در انتخابات است، این است که فکرها و اندیشه ها و کار بُردهای در مقابل همدیگر قرار گرفته یعنی حداقل به یک شعور سیاسی رسیده مثلاً در ا نتخابات گذشته ما همچو چالشی نداشتیم، آنجا چالش ها قومی بود چالشهای قومی در حضور قومیت ها تبارز کرده بود مگر امروز بر علاوه چالشهای قومی، چالشهای دیگری هم وجود دارد، چالشهای قومی به نظر من چالش نیست.   

قومیت ها می توانند عوض اینکه مسایل انتخاب را در نظر بگیرند مسایل عامی را در نظر بگیرند.

مثلاً امروز قوم پوپلزائی از حامد کرزی حمایت می کنند و به نفع او کمپاین می کنند، خود این از لحاظ آراء دموکراتیک بودن و حضور دموکراسی چالش است که نباید مسأله قومیت مطرح شود اما نظر به ساختارهای افغانستان این را چالش ندارند هنوز قومیت ها به ملیت تبدیل نگردیده اند فلهذا این از نظر معنوی یک چالش است.

آیا بدامنی های که در برخی ولایات وجود دارد یک امر گزینشی است یا عده ئی از درون حکومت از این بدامنی سود می برند از آن؟

اگر بخواهیم حکومت را تعریف کنیم، از کسانیکه بر سر اقتدار اند و باعث این می شوند که برای بقای خود کارهای را بکنند، اما من فکر می کنم که اگر هر حکومتی که بخواهد برنده گی خود را در بدامنی بداند، آن بقائی نخواهد داشت، من به این چیز متیقن نیستم اما این مسأله را باید بپذیریم که بدامنی زیاد شده و دولت از تأمین امنیت عاجز است.

آیا تعاملات سیاسی و ائتلافات تا چه حد می تواند روی نتایج انتخابات اثر گذار باشد؟

ما در ائتلاف یک مقوله سیاسی داریم کسانی می توانند ائتلاف کنند که از نیروهای خُرد شروع می شوند و این نیروهای خرد باید دارای یک هدف مشترک باشند تا بتوانند در یک امر کلان یکجا شوند ما در انتخابات امروز، ۴۱ کاندیداتور داریم و این ۴۱ کاندیداتور به استثنا ۵ یا ۶ نفر افرادی نیستند که آنها را به شمار کاندیداتوران به حد ریاست جمهوری بشماریم و اگر این ائتلافات صورت گیرد بسیار کم تأثیر در رأی دارد، کسانیکه خود را کاندید کرده اند نماینده شخصیت های متنفذی نمی باشند که بگویند طرفداران من به فلانی رأی دهند، اما یک مسأله است که از کثرت آراء می کاهد، اما نظر اساسی این جا است که انتخابات به دور دوم کشانیده می شود، چون در قانون انتخابات کسی برنده می شود که بلندترین رأی را ببرد یعنی بیشتر از ۵۰ فیصد، چون در انتخابات کثرت آراء بوجود می آید همگی نمی توانند رأی ببرند، اما اگر این ائتلافات صورت بگیرد ممکن است که انتخابات به دور دوم کشیده نشود، چه خوب بود که ائتلافات بصورت فکری و تئوریک برای انجام رساندن یک امر ملی باشد اگر چنین باشد بسیار تأثیر گذار است.

آیا دستورالعمل کمیسیون مستقل انتخابات درباره تعدد کاندیداتوران قابل بازنگری نیست؟

در وقتی که قانون انتخابات تصویب می شد، در آنجا یک تعداد روشنفکران همین بحث را مطرح کردند که باید در قسمت کاندیداتوری باید یک سلسله مقررات را داشته باشیم مثلاً:

رئیس جمهور باید تحصیلات عالی داشته باشد یا نماینده گان در مجلس دارای تحصیلات عالی باشند. آن مسأله را آنها از نظر حقوقی بررسی کردند، بدین مفهوم که نفوس با سواد سیاسی و شعوری افغانستان را نیم فیصد گرفتند، ۹۹ نیم درصد در اینجا بیسواد هستند اگر همچو قانون را در آنجا وضع می کردند در حقیقت نیم درصد حاکمیت داشت بالای ۹۹ نیم درصد یا ۹۹ نیم درصد می توانستند از این انتخابات محروم شوند، به این خاطر کمیسیون مستقل انتخابات در ۵ سال پیش این مسأله را در نظر گرفتند و چنانچه امسال افراد واجد شرایط برای کاندیداتوری نیامدند، بازهم کمیسیون مستقل انتخابات یک پیشنهاد را به مجلس داد و بدبختانه این پیشنهاد بعد از ارایه به تصویب نرسید. نظام دموکراسی نباید بنابه اکثریت مطرح شود، اکثرت بر مبنای اراده، اداره تفکر و اندیشه باید باشد، در جوامع عقب مانده از دموکراسی بر داشت های سوء می شود، دموکراسی یعنی بنابه اکثریتی صاحب تعقل و صاحب اراده در اداره.

آیا به نظر شما مسأله تعدیل در مورد قانون اساسی به خاطر گنجانیده شدن پست صدارت تا چه اندازه جدی است که از سوی برخی کاندیداتوران مطرح می گردد ؟

در ابتدا که نظام ریاستی به اساس قانون اساسی افغانستان آمد، شرایط فرق می کرد، البته نظام ریاستی در داخل سیاست افغانستان تعریف شده، نظام ریاستی بدین مفهوم نیست که رئیس جمهور هر کاری را انجام دهد، رئیس جمهور چون آراء مردم را می برد باید در کنار مردم باشد و پاسخگو باشد، اما در قانون اساسی مسأله تعدیل پیشبینی شده، یعنی به جز دو ماده مواد دیگر قابل تعدیل اند.

من موافق هستم که نظام ریاستی از بین برود و نظام پارلمانی روی کار بیاید، که رئیس جمهور در برابر پارلمان پاسخگو باشد، اگر صدارتی هم شود فعالیت اداری هم گسترش می یابد.

آیا اگر نظام پارلمانی جای نظام ریاستی را بگیرد برخوردهای سلیقوی بیشتر صورت نمی گیرد؟

اینها همه مربوط به ساختارهای ذهنی فکری جامعه است، جامعه افغانستان همچو جامعه ئی است که باید همچو گروهای به قدرت برسند، هر قدر که شعور آنها تکامل یابد به همین نقطه ئی که شما اشاره می کنید جامعه خواهد رسید، به دلیل اندک بودن، روشنفکران در نظام جای ندارند.

رسالت مردم هرات در قبال انتخابات چیست چون همیشه با نگاه تعصب در مورد هرات قضاوت و عمل گردیده است؟

هر جامعه وقتی قانونمند می شود که مردم وارد صحنه گردند، در ساحه دموکراسی اراده مردم در اداره حکومت است، اگر فرض کنیم که مردم هرات رأی ندهند در آمارگیری ها و شمارش آراء بدین مفهوم تلقی نمی شود که مردم هرات از روی آگاهی افراد دلخواه خود را نتوانستند بیابند که رأی ندادند.

این خود در آمارگیری های بالا یک کسر را بوجود میآورد، و از لحاظ جامعه شناسی، سیاسی چنین تلقی می شود که شما از میان ۴۳ نفر، شخص مورد نظر خود را نتوانستید پیدا کنید؟ پس یا ساختار سیاسی بسیار ضعیف است و یا دانش تو از ساختار سیاسی ضعیف می باشد، تقاضای من از مردم هرات این می باشد که رأی بدهید با در نظر داشت اینکه رأی کارا بدهید یک مشکلی دیگری که تمام مردم افغانستان و رهبران دچار آن می باشند این است که فکر می کنند که همیشه رأی آنها باید رأی برنده باشد، من ممکن است به کسی رأی بدهم که اصلاً برنده نباشد، اما مهم این است که من رأی خود را میدهم، رأی باید مطابق به شناخت فکری و ذهنی و با یک ارتباط فکری و  عینی به کسی که کاندیدا است داده شود.

به نظر شما تخطی های دوره مبارزات را چگونه بر می شمرید، مثلاً شورای ولایتی هرات تبدیلی به کمپاین های انتخاباتی آقای کرزی شده است؟

بحث روی این است که آقای کرزی از اول جوزا صلاحیت پست ریاست جمهوری را ندارد، چون یک شخص نمی تواند در یک زمان در دو جا کار کند، هم عملاً قدرت در دست او است و هم کمپاین انتخاباتی خود را پیش می برد. ساختارهای سیاسی جوامع عقب مانده چنین است که هر کس که فرمان و امکانات به دست او بود، برنده است، پس این مشکل باید از منبع حل می شد، چون کمیسیون مستقل انتخابات به کاندیداتوران حق داده است تا برای خود تبلیغات کنند، آقای کرزی هم از این حق استفاده می کند، اما بعد از اول جوزا باید این مسأله حل می گردید.

در چند روز گذشته آیا کرزی از موقف خود به نفع کمپاین خود استفاده کرده است و بر علاوه گفته می شود که تخطی های متعددی را نیز مرتکب شده است؟

 مگر از آقای کرزی چه شناختی دارید، آقای کرزی در کدام ساحه ئی از اقتصاد و کدام بخش از جامعه قرار دارد، کدام رهبر ملی دموکراتیک است، آقای کرزی هم مانند سایر رهبران از همین جامعه نیمه قبایلی ما بر خاست کرده است، انتظار روشنفکران از او این بود که افغانستان را قانون مند بسازد، کرزی در مسایل روبنائی بسیار موفقیت های را دارد، و موفقیت های قابل قدری، اما در راستای همین مسایل مرتکب یک سلسله کارهای شده است که از دیدگاه جامعه روشنفکری قابل قبول نمی باشد، این ساختار آقای کرزی است، اگر کسی دیگری نیز جای او بود، چنین میکرد.

 شما انتقادات جامعه جهانی را بالای حکومت افغانستان به خصوص آقای کرزی چگونه ارزیابی می کنید؟ انتقادات جامعه جهانی درآستانه انتخابات بسیار جالب است، در همین مقطع موضع جامعه جهانی یک حالت دوگانه دارد، از یک سو عمل آقای دوستم را تخطی می دانند که چرا ۲۰۰۰ نفر توسط او به قتل رسیده است، چرا این مسأله در گذشته مطرح نمی گردید. از سوی دیگر روزنامه گاردین با آقای کرزی چنین برخوردی می کند، اینها همان سیاست های دوگانه جامعه جهانی در افغانستان می باشد، حتی با بسیاری از کاندیداتوران اگر صحبت کنیم، آنها فکر می کنند که جامعه جهانی از آنها حمایت می کند، حتی با کاندیداتوران نیز چنین برخورد دو گانه ئی صورت می گیرد، پس جامعه جهانی اعتقاداتی را دارند به خصوص ایالات متحده امریکا، برخورد آنها با آقای کرزی و اینکه او را محکوم می کنند که کمک های جامعه جهانی حیف و میل شده است، و یا جنرال دوستم دو هزار نفر را به قتل رسانده است، در حالیکه از سال ۲۰۰۱ تا حال، هشت سال گذشته است چطور شد که در آستانه انتخابات چنین مسایلی مطرح میگردد؟ اینها دو گانگی سیاست امریکا در قبال افغانستان است.

استاد فریدون اخلاص استاد در دانشکاه هرات عوامل چالش زا را در انتخابات چنین برمی شمرد:

عواملی که میتوانند تأٍثیر گذار باشد زیادند از جمله دو عامل مهم را میتوان ذکر نمود.

عامل اول اینکه ناامنی ها و تحریم انتخابات از طرف گروه طالبان و ناراضیان دولت و همچنان گروه های مختلف فرصت طلب که به خارجیان یعنی ایرانی ها و پاکستانی ها کار میکنند و آرامش را در افغانستان نمیخواهند. عامل دیگری که میتواند انتخابات را به چالش بکشاند آقای کرزی است که با دلهره و ترس به انتخابات نگاه میکند زیرا کار کرد هفت ساله آن از دید همه گان پوشیده نیست و او به عدم برگزاری انتخابات بیشتر فکر میکند زیرا او به قانون شکنی عادت کرده است مثل قبولاندن رئیس جمهور بودن غیر مشروع خودش او میخواهد به بهانه ناامنی انتخابات را لغو و لویه جرگه را که همه از افراد طرفدار خودش هستند دعوت نماید تا دو سال دیگر نیز بر ملت جفا نماید. در حالیکه تمام گروه های مخالف دولت تمامی ملت خواهان برگزاری انتخابات اند که انشاالله برگزار میشود.

به نظر شما ائتلافات و تعاملات سیاسی در نتایج انتخابات اثر گذار می باشند؟ از نظر من باید تعداد زیادی به نفع چند کاندید مطرح کنار بروند و اگر نه به این تعداد طرف انتخابات رفتن انتخابات به دور دوم کشانده میشود زیرا هیچ یک نمیتوانند %۵۰ آرای مورد ضرورت را تکمیل نمایند و بهتر آنست که با دقت کامل سر دو یا سه کاندید فکر کرد و بهترین آنرا انتخاب نمود که چنین هم میشود که وقتی کاندیدان را مطالعه مینمایم به استثنای ۵   الی ۶  تن آنها غیر از اعضای فامیل شان کسی دیگر برایشان رأی نخواهد داد.

چرا نا امنی در برخی ولایات کشور در حال گسترش است آیا کدام اهداف سیاسی در عقب آن قرار دارد؟ بهر اندازه که دولت آقای کرزی از انتخابات و رأی مردم نا امید شود به همان اندازه نا امنی ها بوسیله خود دولت کرزی بیشتر میشود که این یک عمل پلان شده است آنها کوشش دارند تا امنیت را در هلمند و جنوب در مجموع بوجود آورند و اما بر عکس شمال و  غرب را نا امن بسازند تا بتوانند نا امنی را بر رخ جامعه جهانی کشیده و مانع انتخابات شوند.

آیا ممکن است تا در نظام سیاسی کشور و تحولاتی بوجود بیاید؟ از نظر من تغیر نظام حتمی است و دولت آقای کرزی به ختم خود نزدیک شده است زیرا آقای کرزی نتوانست با تمام ارمکانات و ۴۸ کشور عضو ناتو طرف اعتماد ملت افغانستان و یا جامعه جهانی قرار گیرد فساد اداری مافیای مواد مخدر و بی کفایتی دولت کرزی در مجموع بجز کسانی که خود درین بلا آلوده اند، طرف نفرت همه گانی قرار گرفته و قابل تحمل نمیباشند از آنجائیکه آقای کرزی از تیم بوش و جمهوری خواهان است و از زمانی که اوباما بررسی آقای کرزی را دارد که طرف روسیه تمایل پیدا نموده و بجای آمریکا با انگلیس ها بیشتر هم فکر شده است وقتی دید که از طرف آمریکا قابل قبول نیست مانند کسی که میخواهد غرق شود دست خود را بهر طرف دراز نموده تا بتواند نجات یابد زمانی به مجاهدین و گاهی به کمونیست ها روی آورده زمانی که آمریکا را اخطار داده و از روسیه طالب کمک میشود و زمانی از حکمتیار و ملاعمر دعوت به صلح مینماید و هیچ تصمیم قاطع و سیاست مشخص ندارد. و باید نظام کرزی پایان یابد.

رسالت مردم هرات در انتخابات آینده چیست؟ در طول پنج سال گذشته هرات بدترین دوران تاریخی سی سال اخیر خود را پشت سر نمود زیرا از وزارت مالیه تا ارگ ریاست جمهوری همه ناجوانمردانه علیه هراتیان توطئه و جفا نمودند ناامنی و اختطاف به اوج خود رسیده بودجه لازمه هرات قطع گردیده بازسازی و نوسازی قطع شده تجار و اهل کسبه و مالکان کمپنی های شهرک صنعتی اختطاف و یا فراری شده آثار باستانی از داخل موزیم به سرقت مسلحانه دولت رفتند موزیم سلطانی کاملاً سرقت شده به دانشگاه و معارف هرات هیچ توجه نشده هرات شامل میراث های فرهنگی یونسکو نشده و هزاران مورد دیگر اتفاق افتاده که مهم تر از همه اینکه اختلافات مذهبی در هرات دامن زده شده و اختلافات قومی و قوم گرائی بی داد میکند و حالا هراتیان دانشمند و فرهنگی همه باید به انتخابات شرکت نموده و کسی را انتخاب نمایند که واقعاً شایسته انتخاب است در افغانستان بوده از درد ملت آگاهی داشته باشد مسلمان و متدین باشد.

   با سپاس از مهمانان در این مصاحله، باید اذعان نمود که جدیت جامعه جهانی در قبال افغانستان الهام دهنده یک تغیر در کشور است، چنانچه ایالات متحده امریکا کمک های این کشور را در راستای بازسازی و امنیت و دیگر ساحه ها را بعد از انتخابات دنبال خواهد کرد این از جمله موضع گیری های چند روز پیش آقای اوباما در این مورد بود.

https://www.facebook.com/heratpaperfb