نویسنده: بهشته یساق بهرامی، لیسانس دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه هرات

یکی از انواع خشونت ها در جامعه انسانی خشونت درعرصه خانواده است. خشونت خانواده گی خشونتی است که در محیط خصوصی به وقوع می پیوندد و عموماً میان افرادی که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی و یا فانونی به یکدیگر پیوند خورده اند.

این خشونت همواره جرم وابسته به جنسیت خاص محسوب می شود. معمولی ترین انواع خشونت علیه زنان، خشونت جنسی، جسمی وکلامی است. خشونت جسمی شدید به دلیل رشد بیرونی اش به شکل های از قبیل جراحات و کبودی، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. خشونت جنسی نیز انواع متفاوت رابطه های نامتعارف و عدم گزارش خشونت جنسی را در بر میگیرد.

زنان به خصوص در مناطق غیر شهری وغیر پیشرفته از فقر اطلاعاتی در این زمینه رنج می برند و به دلیل وجود زمینه های تربیتی نادرست از صحبت کردن درباره این مسائل خودداری نموده، اما آنچه را که میتوان شایع ترین نوع خشونت در افغانستان محسوب کرد؛ خشونت جسمی است.

بسیاری از زنان هر روز در معرض این خشونت قرار می گیرند اما بنابر ملاحظات یا عرف های ناپسند حاکم در جامعه به ندرت در برابر این نوع خشونت کاری انجام می دهند.

یکی از شایع ترین معضله قرن حاضر میزان خشونتی است که در این دوره وجود دارد .همه ساله سازمان های جهانی به خصوص سازمان عفو بین الملل گزارش های تکان دهنده ای را منتشر می کند، که متاسفانه براساس این گزارش ها عمده ترین قربانیان را زنان وکودکان تشکیل می دهند.

زنان در جامعه سنتی افغانستان به عنوان یک قشر ستم دیده از عرصه های اجتماعی وانکشافی دور وبی بهره مانده اند. در سالیان متمادی هیچ دولت ونهادی برای رفع کاستی های زنان جامعه اقدامی نکرده است. حکومت افغانستان به همکاری سازمان های بین المللی وجامعه جهانی برنامه های مشخصی برای بالا بردن ظرفیت زنان در عرصه های مختلف روی دست گرفته که به اعتماد برخی در راستای افزایش سطح توسعه یافتگی آنها موثر بوده است.

خشونت در برابر زنان

  خشونت در برابر زنان اصطلاحی تخصصی است که برای توصیف کلی کارهای خشونت ‌آمیز علیه زنان به کار می ‌رود. همانند Hate Crime، این شکل از خشونت علیه گروه خاصی از مردم اِعمال می ‌شود و جنسیت قربانی پایه اصلی خشونت است.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را (هرگونه عمل خشونت‌ آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی، جنسی و یا روانی زنان بشود) تعریف کرده است. که شامل تهدید به کارهایی از قبیل اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانهٔ آزادی چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی می ‌شود.

خشونت و انواع خشونت

خشونت کلمه عربی است که در لغت خشن شدن و ضد نرمی، و رساندن هر نوع ضرر به دیگران را گویند. بنا براین، خشونت نه تنها ابراز خشم و غضب بوده بلکه ساحه وسیع تری را در برمی گیرد. اساس خشونت را ضرر رسانیدن به دیگران تشکیل میدهد.

 خواه ضررها مادی باشد یا معنوی، جسمی باشد یا روانی و یا به اشکال دیگر صورت گیرد. خشونت عبارت از برخورد زشت و ناسالم با جانب مقابل است که باعث ایجاد غصه و قهر میگردد. خشونت عبارت از آن نوع عمل فردی یا گروهی است که باعث صدمه فزیکی یا روانی گردیده ارزش های دیگران را صدمه میزند.

خشونت مستقیم: خشونتی است که به صورت اشکار دیده میشود. مانند جنگ، زد وخورد، تهدید، تعذیب، شکنجه، قتل و غیره.

خشونت جنسی: تعریف خشونت جنسی به هرگونه رفتار غیر اجتماعی اطلاق می شود که از لمس کردن تا تجاوز را در برمی گیرد این نوع خشونت ممکن در حیطه زنده گی خصوصی زنا شویی و خانواده گی اتفاق بیفتد.

خشونت روانی: رفتار خشونت آمیزی است که شرافت، آبرو و اعتماد به نفس زن را خدشه دار می کند. این رفتار به صورت انتقاد ناروا، تحقیر، بد دماغی، تمسخر، توهین، فحاشی، تهدید های مداوم که منجر به طلاق دادن یا ازواج مجدد می گردد، می شود.

خشونت غیر مستقیم: خشونتی است که به چشم دیده نمی شود اما اثرات آن می تواند احساس گردد. مانند کینه، کدورت، بی اعتمادی، غیبت، شیطنت، بی تفاوتی و عدم همکاری.

خشونت فرهنگی: خشونت فرهنگی مشتمل است بر رسم و رواج های منفی، پایمال ساختن حقوق و ارزش های دیگران پیروی از عنعنات خرافاتی و امثال آن.

خشونت ساختاری یا سازماندهی شده: خشونت ساختاری در برگیرنده نا برابری در توزیع و تقسیم منابع مادی و معنوی بین کتله های اجتماعی است مانند: خدمات صحی، تعلیم و تربیه و سایر تسهیلات و یا جلوگیری از رشد و انکشاف فردی یاگروهی میباشد.

مثلن در یکی از قریه ها، چندین کلینک صحی ساخته شده در حالی که در قریه مجاور آن هیچ کلینیکی وجود ندارد. که در حقیقت افراد ساکن این قریه به طور غیر مستقیم مورد خشونت قرار گرفته اند.

خشونت های خیابانی و انواع آن

فصل اول قطعه نامه خشونت علیه زنان، ماده سوم : ارتکاب اعمال و حرکات یا استعمال الفاظ یا به هر وسیله یا به هر نحوی است که موجب صدمه به شخصیت جسم و روان زن گردد.

خیابان ‌آزاری نوعی از خشونت علیه زنان است که در فضای عمومی، خیابان، پیاده ‌روها، بازار و کوچه و پس ‌کوچه ‌های شهرها قابل مشاهده است. این مساله اجتماعی منفور و ناهنجار منوط و محدود به فرهنگ و سرزمین خاصی نیست، هر جایی که بشر است و زیست می‌ کند، این پدیده با شدت و ضعف موجود بوده و است؛ زیرا انسان به‌ طور غریزی و فطری گرایش به جنس مخالف دارد و این گرایش را خداوند در نهاد بشر قرارداده است.

فلسفه وجودی چنین تمایلی بقا و تکثر نسل بشر است، این تمایل و جذبه در ذات خود منفی و مردود نیست. اما مشکل زمانی پدیدار م ی‌گردد که این مهم به افراط و انحراف کشیده می ‌شود.

فصل سوم قطعه نامه خشونت علیه زنان ماده سی ام: شخصی که مرتکب آزار و اذیت زن گردد حسب احوال به حبس قصیر که از سه ماه کمتر نباشد محکوم می گردد.

آزار خیابانی هر روز میتواند به شکلی نو و بدیع ظاهر شود و هوسرانی سیری ناپذیر با استخدام قوه خیال، طرحی نوین را در اشباع غریزه جنسی بکار گیرد و وسایل تکنولوژیکی، حمل و نقل و ارتباطات را در خدمت مزاحمت های جنسی قرار دهد. در یک تقسیم بندی کلی انواع آزارهای خیابانی عبارتند از:

  1. آزار گفتاری
  2. آزار رفتاری

  خشونت از نظر اسلام

خشونت یک پدیده و رفتار ناهنجار و آسیب رسان اجتماعی وفرهنگی است که در جامعه بروز نموده، ملت و مملکت را متاثر می سازد. در دنیای امروزی هیچ جامعه ای بشری را سراغ نداریم که در آن یکی از اشکال خشونت وجود نداشته باشد.

 با طلوع آفتاب عالم تاب اسلام، مبارزه پیگیرانه مردان راستین وقهرمانان اسلام بر علیه خشونت های دوران جاهلیت آغاز گردید  ودر اولین قدم زنده به گور کردن دختران معصوم، محروم ساختن زنان از میراث وتبعیض های نژادی وقبیلوی را منع وهمه آنها را حرام قرار داد.

همگان را به اساس اینکه تمام انسان ها از یک پدر و مادر می باشند باهم برابر وهیچ کس را فضیلتی بر دیگری در خصوص نژاد، لسان، قوم وقبیله نیست ویگانه معیار برتری، تقوا وپرهیزگاری میباشد.

در تعالیم اسلامی اعمال همه اشکال خشونت نسبت به همه انسان ها ممنوع است و رعایت حال افراد، دوستی ومدارا در روابط اجتماعی مورد تاکید قرار گرفته است.

خشونت، امری است که موافق طبع انسان نیست یعنی طبع انسان متعارف نمی تواند امر خشن را بپذیرد زیرا از آن تنفر دارد. چنانچه حقوق وضعی نیز ریشه در حقوق طبیعی دارد یعنی اگر امری منافی با طبع انسانی بود وملایم طبع وی نبود، شریعت هرگز آن را امضا نمی کرد.

به اعتقاد ما شریعت اسلام، بلکه شرایع تمام پیغمبران بر اساس حسن وقبح افعال استوار شده اند، به این معنا که ریشه نیک وبد بودن افعال انسان ها در خود فعل است وشریعت چیزی را امضآ می کند که ذاتن و قبل از تشریع، امر نیکی باشد و چیزی را ممنوع می کند که ذاتن امر بد وشری باشد.

چون حشونت نزد عقل یک امر ناپسند است اسلام نیز آن را نمی پذیرد چه نسبت آن به زن باشد ویا به مرد وچه نسبت به کودک داشته باشد یا مردان و زنان کهن سال، تا این حد که خشونت به حیوانات بی زبان هم ممنوع قرار داده شده است .

آنچه نتیجه این بحث است

نهاد هایی که طی چند سال اخیر در افغانستان به فعالیت آغاز نموده، دست آوردهای در بخش های گوناگون جامعه ما داشته اند. این نهاد ها هرم فشاری بر دولت برای حمایت از حقوق اتباع، ارتباط دهنده جامعه به دولت، حمایت کننده اقشار متفاوت جامعه بخصوص قشر آسیب پذیر وفراموش شده که همانا زنان هستند، میباشد. کوشش وتلاش های فراوانی از سوی نهاد هایی مدافع زنان برای احقاق حقوق زنان ومبارزه با عرف های ناپسند موجود جامعه که مانع حضور زنان در عرصه های مختلف کاری می شوند، صورت گرفته است .

همچنان مبارزه با خشونت علیه زنان، مبارزه با تبعیض جنسیتی که در جامعه ما بصورت گسترده مروج شده ونتایجی هم داشته است. اگر بیاییم اثرگذاری این نهاد ها را طی چند سال اخیر در افغانستان را به بررسی بگیریم نتیجه این قسم خواهد بود که این نهاد ها توانسته تا حدی سطح آگاهی مردم را بلند ببرند.

 طوریکه امروزه دیگر حضور زنان ودختران همچو گذشته در جامعه جرم پنداشته نمی شود. زنان ودختران با آزادی وبدون محدودیت در جامعه سهم فعال دارند. با تبلیغات و مبارزه این نهاد ها دیگر عرف های که باید زنان ودختران در خانه باشند، بصورت وسیع وگسترده از بین رفته است.

امروز دختران به مکاتب می روند، زنان به عنوان نیم پیکر از جامعه در ادارات دولتی به اشتغال می پردازند. قسمی که قبلا یاد آور شدم زنان نیمی از جمعیت جامعه هستند بناء بی سوادی زنان باعث مشکلات وسیع گردیده واز سوی دیگر عدم اشتغال زنان به عنوان جمعیت بزرگ جامعه بر اقتصاد کشور تاثیر گزار بوده وحضور شان باعث توسعه خواهد گردید.

این نهاد ها در قسمت مبارزه با خشونت علیه زنان دست آورده های زیادی داشته اند. باهرم فشار به دولت و پارلمان توانسته اند برای جامعه ستم دیده ی  زنان کاری انجام دهند وبستر خشونت را در جامعه کمرنگ نماید جز در موارد استثنا. بناء گفته می توانیم که طی چند سال اخیر زنان توانسته اند در تمام عرصه های اجتماعی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، فرهنگی جامعه سهم فعال را بازی نمایند.

اما در پهلوی این دست آوردها، نهادهای مدافع حقوق زنان در کشور کمی و کاستی های هم داشته اند. از جمله بیشتر برنامه های این نهادها پروژه ی بوده و هیچ درد زنان را دوا نکرده است. مسوولان برخی از این نهادها به اسم زنان پول هنگفتی از نهادهای بین المللی به دست میاروند اما درصدی بلندی از این پول را به جای مصرف کردن به زنان، به جیب می زنند.

سرچشمه ها:

  • سایت انترنتی آرایی، ویژه خشونت خانوادگی علیه زنان، BBC PERSIAN
  • سنن ابو داوود، کتاب النکاح، باب فی المرآه علی زوجها ص: ۲۴۳
  • زنان چرا خشونت را تحمل میکنند، مرتضی، مطهری، ص۲۳، انتشارات تحقیق، سازمان ملل متحد،سال ۲۰۰۶، چاپ اول
  • اسلام وخانواده ص ۱۹۵
https://www.facebook.com/heratpaperfb