English News

آموزش خبرنگاری

این مطالب از بخش آموزش خبرنگاری از سایت بی بی سی فارسی و صفحه ویژه زیگزاگ تهیه شده است.

روزنامه‌نگاری خبری

در اين واحد درسی با فعاليت روزنامه نگاران حرفه ای و مفاهيم اوليه کار خبری آشنا می شوید.

روزنامه‌نگاران با تجربه خبر ناب را در يک نگاه تشخيص می‌دهند

اگر تعدادی روزنامه نگار را گرد هم آورید و فهرستی از خبرهای بالقوه را در اختیار آنان بگذارید، احتمالا آنان به نحو شگفت آوری در اينکه کدام خبر ناب تر و پرمايه تر است، هم نظر خواهند بود. به همین دليل است که در یک روز مشخص، مطبوعات و رسانه ها معمولا اخبار یکسان و مشابهی را دنبال می کنند. اما اگر از همین روزنامه نگاران بپرسید که چرا این خبرها را انتخاب کرده اند، ممکن است در پاسخ دادن به اين پرسش با مشکل مواجه شوند. واقعیت این است که به سختی می توان یک تعریف واحد و قابل قبول از خبر ارائه کرد.

یک لغت‌نامه می گوید خبر، “اطلاعات در مورد وقایع یا تحولات جاری” است یا اینکه در مورد “افراد یا چیزهای جالب توجه” است.

در مورد تعريف اول به وضوح ناگزير هستيم که به شيوه‌ای دست به انتخاب بزنيم، زيرا تمام اتفاقات و تحولاتی که در جهان روی می دهد به حدی زیاد است که نمی توان همهآنها را پوشش داد. از آن گذشته پوشش همه “تحولات” هرگز تمام شدنی نیست. مطبوعات و رسانه ها، دیگر خود را مقيد نمی دانند که آخرین آمار مربوط به کشت گندم یا فهرست تمام کسانی را که در یک روز با ريیس جمهور دیدار می کنند، منتشر کنند.

در مورد تعريف دوم هم چه کسی باید تعیین کند که یک شخص یا یک موضوع جالب توجه است؟

در واقع امروزه یکی از اصلی ترین وظایف خبرنگاران، دبیران و سردبیران، انتخاب اخبار و تمرکز بر عناصری از اين اخبار است که بيشترين ارزش خبری را دارند. این روند چالشی جدی و عمده برای روزنامه نگاران است؛ به ویژه برای آن دسته از روزنامه نگارانی که عادت کرده اند خبرهايی را پوشش دهند که توسط مقامات دولتی انتخاب شده‌اند.

پولی توینبی، یکی از سردبیران ارشد بی بی سی، در مورد مشکلات تولید یک بولتن خبری برای تلویزیون می گوید:

“هر روز وقایع و تحولات این جهان عظیم و بی کران باید در یک برنامه نیم ساعته که شامل مهم ترین و جالب توجه‌ترین خبرها باشد شکل بگیرد. سردبیران با این انتخاب دشوار روبه رو هستند که از بین جنگ در خارج از کشور، رسوايی در بیمارستانی در داخل کشور، تظاهرات هواداران حمایت از حیوانات یا تحولی جدید در جنجالی که دولت را از پای در می آورد، کدام را برگزينند. تعیین اهمیت هر خبر آسان نیست و قضاوت در مورد آن نمی تواند مطلق باشد. یک خبر خوب در یک روز مشخص می تواند در یک روز دیگر در مقایسه با دیگر خبرهای مهم، ضعیف جلوه کند. در اینجا هیچ معیار مطلقی وجود ندارد.”

خبر، هرچيزی است که اهميت داشته باشد و بعضی چيزها که اهميتی ندارند.

سردبیران به دنبال چه هستند؟ فريدا موریس از تلویزیون ان بی سی در آمریکا گفته است: “خبر ، چيزی است که فوريت و اهميت داشته باشد، چیزهایی که بر زندگی ما اثردارند.”

به طور کلی یک خبر ناب، (که روزنامه نگاران اغلب آن را خبر “خوب” می خوانند اما الزاما منظورشان این نیست که آن خبر، خبر خوشی است) خبری است که مهم، معنی دار و تاثيرگذار باشد و اهميتی ملموس و واقعی برای مخاطبان داشته باشد. خبر قوی و ناب باید هشیار کننده، اطلاع دهنده و آموزش دهنده باشد، یعنی به مردم اطلاعاتی بدهد که بتوانند بر اساس آن تصمیم بگیرند و انتخاب کنند.

اما این تعریف، توجهی را که مطبوعات و رسانه ها به شایعات، زندگی هنرپیشه ها و وقایع عجیب و غریب دارند، توجیه نمی کند. چنين پدیده ای البته جدید نیست. یک جمله قصار قرن نوزدهم آمریکا همچنان به خبرنگاران تازه کار گوشزد می‌شود: “وقتی سگ انسان را گاز می گیرد، خبر نیست. اما اگر انسان سگ را گاز بگیرد، خبر است.”

وقایع غیرعادی و شگفت آور، فارغ از اينکه واقعا اهميت دارند يا نه، همیشه به صورت خبر در می آیند. همیشه برای مزاح و سرگرمی هم مانند مطالب جدی جا هست. بیشتر روزنامه نگاران معتقدند که باید خوانندگان، بینندگان و شنوندگان خود را علاقه مند، مجذوب و درگیر و بعضی اوقات حتی سرگرم کنند.

روزنامه‌نگاران امروزه برای توليد خبر، از مهارت های داستان نویسان، نمایشنامه نویسان و اپرانویسان استفاده های زیادی می برند. آنان به دنبال خبرهايی هستند که عوامل زیر را داشته باشد:

هیجان: تنش، جنگ قدرت، هراس، عشق و نفرت

احساسات: غم انگیز، خنده‌دار، امیدوارکننده یا تکان دهنده

درگيری: بین اشخاص یا کشورها

چهره های جالب: رهبران، قهرمانان، اشرار، قدرتمندان، فقرا و ثروتمندان

و ماجراهای نا تمام: …

آدم ها دوست دارند برای‌ آنها قصه تعریف کنید. چه بهتر که این قصه‌ها واقعی هم باشند. دنبال اتفاقات غیر معمولی بگردید. کودکی که هر روز به مدرسه می رود و به خانه بازمی‌گردد خبر نمی سازد. اما اگر همان کودک یک روز در راه مدرسه دزدیده شود آن وقت همه دوست دارند درباره‌اش بیشتر بدانند:

- چه طور دزدیده شد؟

- دزدها چه می‌خواهند؟

- خانواده‌اش چه واکنشی نشان داده‌اند؟

و تا زمانی که سرنوشت کودک دزدیده شده معلوم نشده شما موضوعی برای پوشش دادن دارید.

همین موضوع را بسط دهید تا روابط ایران و امریکا. تا زمانی که روابط دو کشور خوب و بدون تنش پیش می‌رود موضوع زیادی برای پوشش دادن وجود ندارد. اما به محض این که سفارت امریکا در ایران اشغال می شود تا زمانی که روابط به وضع عادی برگردد، اخبار زیادی برای پوشش دادن دارید؛ حتی اگر این تنش 30 سال طول بکشد.

روزنامه نگار کیست؟

در ساده ترين تعريف، روزنامه نگار کسی است که به حرفه روزنامه نگاری مشغول است؛ یعنی خبر و گزارش های خبری را برای چاپ در روزنامه ها، مجله ها و نشريات و یا برای پخش از رادیو، تلویزیون و یا اینترنت گردآوری، انتخاب و ارائه می کند یا بر انجام این کارها نظارت دارد.

روزنامه نگاران مطبوعاتی، يعنی روزنامه نگارانی که برای رسانه های چاپی کار می کنند، شامل چند گروه هستند:

نویسندگان: در زمينه های گوناگون می نويسند. اين مطالب از جمله به صورت يادداشت، مقاله، تحليل، نقد و مرور منتشر می شوند؛

خبرنگاران و گزارشگران: معمولا خود، اطلاعات را گردآوری می کنند؛

دبیران سرویس يا دستياران سردبير: مطالبی را که دیگران نوشته اند بررسی، اصلاح و آماده چاپ می کنند؛

گزارشگران و خبرنگاران تخصصی: در مورد موضوع یا زمینه خاصی تخصص دارند؛

سردبیران: تیمی از روزنامه نگاران را سرپرستی می کنند.

برای بسیاری، روزنامه نگاری یک شغل تمام وقت است و تنها منبع درآمد آنان به شمار می آید. اما این شغل در عين حال برای کسانی که به حرفه ديگری مشغولند و هر هفته تنها چند ساعتی را صرف روزنامه نگاری می کنند نيز مناسب است. حتی روزنامه نگارانی هم هستند که به این حرفه، به عنوان يک سرگرمی نگاه می کنند. معمولا چنين روزنامه نگارانی، گزارش هایی را برای روزنامه های محلی تهيه می کنند تا نامشان در بالای مطالبشان چاپ شود!

در برخی از کشورها هرکسی که دلش بخواهد می تواند خود را روزنامه نگار بنامد. در جاهای دیگر، تنها کسانی روزنامه نگار خوانده می شوند که دوره های درسی مشخصی را به پایان رسانده اند.

امروزه بسیاری از رسانه ها دوره های آموزشی ويژه ای برای روزنامه نگاران خود تدارک می بینند. روزنامه نگاران آينده به طور فزاينده ای نيازمند آن هستند که پس از پايان تحصیلات دانشگاهی، در دوره های تخصصی آموزش روزنامه نگاری نیز شرکت کنند.

کارفرمایان در جست و جوی کسانی هستند که بیش از هرچیز دارای طبعی کنجکاو، علاقه و انرژی باشند و از امور جاری جامعه آگاه باشند. اگر نویسنده خوبی هم باشید دیگر چه بهتر. بیشتر روزنامه نگاران کار خود را به عنوان کارآموز روزنامه نگاری از سطوح پايین و با دستمزد اندک آغاز می کنند.

“بهتر است که دوم شویم اما خبر را دقيق بدهيم”

سر جفری کاکس که گاهی از او به عنوان بهترین خبرنگار و برنامه ساز تلویزیونی در بریتانیا یاد می شود، گفته بود که خودش وسواس دقت و صحت دارد. او می گوید:

“مهم ترین وظیفه ای که برای گردآوری اطلاعات دقيق و درست در زندگی ام داشته ام مربوط به زمان جنگ است که افسر ارتش بودم. وظیفه من این بود که هر روز عصر اطلاعات درست درباره مواضع دشمن را در اختیار نظامیانی بگذارم که روز بعد به مصاف آنها می رفتند. صحت اطلاعات من ظرف 24 ساعت به بوته آزمایش گذاشته می شد،گاهی اوقات آزمایشی خونین، که برای من تجربه بزرگ و مهمی بود. من همیشه بر این عقیده بوده و هستم که وظیفه روزنامه نگار همین است. او باید پی به واقعیت های مسلمی ببرد که گويی روز بعد مردم جان خود را بر سر آن به خطر می اندازند.”

اگر بخواهید اعتبار خود را حفظ کنيد و قابل اعتماد بمانيد، رعايت دقت و صحت ضروری است. مخاطب شما، اشتباه ها را فراموش نمی کند و آنها را ناديده نمی گيرد. اگراشتباه تکرار شود، مخاطب به تمام گزارش های بعدی، اگرچه اشتباهی هم در آنها نباشد، مظنون می شود.

اشتباه در خبر رسانی می تواند هزينه ای بسيار سنگين، در بر داشته باشد. کسانی که حس کنند اشتباه شما به آنان لطمه زده است، به احتمال زیاد سعی خواهند کرد با توسل به دادگاه این لطمه را جبران کنند و دادگاه هم با آنان همدلی خواهد کرد.

دادگاه ها با کسانی که اشتباه می کنند، مدارا نمی کنند. آنها نمی خواهند توجيه هايی از اين قبيل بشنوند که “آن روز از لحاظ خبری روز شلوغی بود”، یا ” آن روز من در تحريريه تنها بودم و نمی دانستم چگونه صحت خبر را قبل از انتشار بررسی کنم”.

بی بی سی به کارمندان خود یادآوری می کند که:

“بی بی سی باید دقیق باشد. تحقيق در مورد موضوعاتی که پوشش داده می شود بايد موشکافانه انجام گيرد. ما باید هميشه آماده باشيم که خبر ها را بررسی کنیم، آنها را با منابع ديگر تطبيق دهيم و مقابله کنيم و برای اینکه صحت خبرها تضمین شود با دیگران مشورت کنیم. در صورت امکان ما باید با حضور در محل واقعه، خبر دست اول به دست آوریم. اما اگر امکان نداشت در محل واقعه حضور پيدا کنيد، با کسانی صحبت کنید که آنجا بوده اند.”

شما کدام روزنامه نگار را تحسین می کنید و چرا؟

یک لحظه به روزنامه نگارانی فکر کنيد که آنها را تحسین می کنید. آنها چه کسانی هستند، و شما چه چیزی را در وجود آنها تحسین می کنید؟

شما احتمالا از میان روزنامه نگاران برجسته، چند نفر را به عنوان الگو انتخاب کرده اید. با اين همه شاید به کار بسیاری از خبرنگاران خرده می گيريد و معتقدید که می توانید بهتر از آنها کار کنید.

در هر حال می توانید با مطالعه سابقه کار روزنامه نگاران ديگر و خواندن آثار آنها چیزهای بسیاری بیاموزید. با دنبال کردن شیوه کار پیشروان این حرفه، به فکرها و الهام های بسیار تازه تری دست خواهید یافت.

آنها از چه شیوه ای استفاده می‌کنند که به نظر شما ارزشمند است؟ چطور می توانید موفقیت آنها را تکرار کنید؟

از چه چیزی در کار آنها خوشتان نمی آید؟ چطور می توانید از اشتباهاتی که آنها کرده اند بپرهیزید؟

آنها از چه چیز این حرفه خوششان می آید و در اين باره که کار روزنامه نگاری چگونه بايد انجام گيرد، چه نظری دارند؟

آیا روزنامه نگاران خوب، روزنامه نگار به دنیا می‌آیند یا خوب پرورش پیدا می کنند؟

همه روزنامه نگاران خوب بدون ترديد ويژگی هايی دارند که آموزش دادن آنها اگر غیر ممکن نباشد، سخت است. روزنامه نگاران خوب علاوه بر کیفیات دیگر، دارای این خصوصیات هستند:

کنجکاوند؛

پرسشگرند؛

تحلیلگرند؛

صادقند ؛

خوب ارتباط برقرار می کنند؛

خود را وقف کارشان می کنند؛

استقلال فکر دارند؛

توانایی تشخيص و جدا کردن اطلاعات مهم از غیر مهم را دارند؛

روشن و مختصر می نویسند.

فرض کنیم که شما این کیفیات را در خود سراغ دارید. خوب، آیا شما خود به خود این توانایی را دارید که به عنوان یک روزنامه نگار حرفه ای فعالیت کنید؟ معلوم است که نه. مهارت های تخصصی بی شماری وجود دارد که باید آنها را بیاموزید. این روند در سرتاسر دوران کاری شما ادامه پیدا خواهد کرد.

هدف این طرح و دوره آموزشی اين است که به شما کمک کند تا در این حرفه هیجان انگیز و پرچالش پیش بروید.

روزنامه نگار چه کاری انجام می دهد؟

بنیان گذار بی بی سی فکر می کرد که این سازمان سه وظیفه عمده بر عهده دارد: اطلاع رسانی، آموزش و ارائه سرگرمی.

حتی امروز هم، بیشتر روزنامه نگاران همین کار را می کنند: چه کسانی که در رادیو و تلویزیون کار می کنند، چه کسانی که در روزنامه ها فعالیت دارند و حتی کسانی که در رسانه جدید اینترنت مشغول به کارند.

روزنامه نگاران حجم انبوهی از اطلاعات را گرد آوری و فراهم می کنند و سپس اين اطلاعات را به شيوه ای قابل درک و جالب به دیگران منتقل می کنند. اما آنها همچون ابزار های بی اراده ای در مسیر گرد آوری و انتقال  اطلاعات نیستند. روزنامه نگاران راهنمای مردم در هزارتوها و کوره راه های اطلاعاتی هستند. آنها از مهارت و دانش خود برای طرح پرسش های هوشمندانه به منظور دسترسی به اطلاعات هرچه بیشتر در مورد یک ماجرا استفاده می کنند.

در یک روز عادی، روزنامه نگار یکی یا تعدادی از این کارها را انجام می دهد:

به صحنه خبر یا صحنه یک رویداد ازپیش برنامه ریزی شده می رود؛

اطلاعات و نظرها ی مختلف را جمع آوری و در باره آنها تحقیق می کند؛

به بررسی خبرهای مختلف احتمالی می پردازد؛

مهم ترین و دقیق ترین مطالب را انتخاب می کند؛

مطالب خود را به شیوه های مختلف می نویسد و ارائه می کند؛

مطالبی را که دیگران نوشته اند انتخاب می کند، صحت آنها را بررسی می کند و به ویرایش آنها می پردازد؛

صفحه هایی را برای انتشار طراحی و برنامه ریزی می کند؛

دیگران را سازماندهی می کند تا هریک از کارهای بالا را انجام دهند؛

و برای شماره های بعدی برنامه ریزی می کند.

بسیاری از روزنامه نگاران مطبوعاتی تمایل دارند که تنها برای یک نشریه کار کنند. اما برخی از روزنامه نگاران مطبوعاتی برای خود کار می کنند و مطالبشان را برای چاپ به نشریات مختلف می دهند. آنها به روزنامه نگاران مستقل مشهورند.

امروزه به شکل روز افزونی از روزنامه نگاران انتظار می رود که مهارت های فنی مربوط به تولید نشریه را که روزگاری در انحصار حرفه های جداگانه ای قرار داشت، بياموزند و خود آن کارها را انجام دهند. برای مثال، روزنامه نگاران غیر از نوشتن، احتمالا بايد بتوانند عکس بگیرند و صفحاتی را طراحی کنند. از آنها همچنين انتظار می رود که خبر یا نسخه خود را به شیوه ای درست و در اندازه ای مناسب نشر تهیه و تولید کنند.

روزنامه نگاران تخصصی چه کسانی هستند و در کجا کار می کنند؟

بیشتر روزنامه نگاران به کارهای عمومی می پردازند و هرنوع خبر یا گزارشی تهیه می کنند. اما تعدادی از آنها در زمینه خاصی تخصص دارند؛ مانند:

سیاست (داخلی یا بین المللی)

جنايی یا حوادث

بهداشت

آموزش و پرورش

فرهنگ و هنر

بازرگانی و اقتصاد

ورزش

برخی از روزنامه نگاران، یک حوزه خاص جغرافیایی مانند یک کشور یا یک شهر را پوشش می دهند که به حوزه آنها مشهور است.

روزنامه نگاران تخصصی که زمینه یا حوزه خاصی را پوشش خبری می دهند، گزارشگر نیز نامیده می شوند.

روزنامه نگاران در سازمان های متعددی کار می کنند. تعداد اين سازمان ها پيوسته رو به افزايش بوده است. روزنامه نگاران مطبوعاتی با سازمان هايی از اين قبيل کار می کنند:

روزنامه ها، مجله ها و نشريات تخصصی

آژانس های خبری و اطلاع رسانی

دفاتر مطبوعاتی و روابط عمومی

سایت ها یا پایگاه های اینترنتی

دیگر روزنامه نگاران با سازمان های ديگری از این قبیل کار می کنند:

ایستگاه های رادیویی

ایستگاه های تلویزیونی

سرویس های متنی تلویزیونی

و موسسه های تهیه عکس های خبری

هر رسانه يا سازمانی که روزنامه نگاری را استخدام می کند، از او انتظار دارد که درک درستی از مخاطبان، يعنی خوانندگان، شنوندگان و بينندگان آن رسانه يا سازمان داشته باشد.

آنچه برای مخاطبان ميانسال و خانواده ها مناسب است، معمولا به کار نوجوانان نمی آيد؛ زيرا بزرگسالان معمولا نگران کار، مسکن، تحصيل فرزندان و مراقبت از سالخوردگان هستند، در حالی که نوجوانان ممکن است تنها به فکر آخرين موسيقی های پاپ و تازه ترين ستارگان موسيقی باشند.

روزنامه نگاران موفق، نيازهای مخاطبان مختلف را درک می کنند و در پی برآورده کردن اين نيازها از راه های مناسب هستند.

خبر را به منبع آن نسبت دهید

منابع خود را تا جايی که امکان دارد معرفی کنيد و در متن خبر خود از آنها نامببريد:

“شاهدان عینی می گویند که هواپیما پس از بلند شدن از زمین به شدت به سمت چپ منحرف شد.”

“مقام های پلیس می گویند که ده هزار نفر در تظاهرات شرکت داشتند، اما سازمان دهندگان تظاهرات می گویند تعداد شرکت کنندگان بیشتر بوده است.”

“خبرگزاری فرانسه گزارش داده که گمان می رود بیش از ده نفر کشته شده باشند.”

این کار “نسبت دادن” خوانده می شود و نشان می دهد که شما اطلاعات، شایعه یا نظر را به عنوان واقعیت محض عرضه نمی کنید. خوانندگان، بینندگان یا شنوندگان شما خود تصمیم می گیرند که این اطلاعات را بپذیرند یا نپذیرند.

کدام اطلاعات را باید با ذکر منبع بیاوریم؟ باید منبع هر گفته‌ای را ذکر کنید مگر آن که: ‏

‏- آن اطلاعات موثق (‏Established information‏) باشد (مثلا نتیجه بازی فوتبال ‏دو تیم ‏که نیازی نیست آن را از زبان مربی تیم یا رییس ورزشگاه ذکر کنید، یا ‏بمباران هسته‌ای ژاپن در پایان جنگ جهانی دوم).‏

‏‏- آن اطلاعات به طور کامل در دسترس عموم باشد، مثل مدارکی که در دادگاه‌های ‏علنی ‏مطرح می‌شود.‏

‏- وقتی که خود گزارشگر یا عکاس موسسه خبری در صحنه باشد. مثلا به چشم ‏خودش دیده باشد ‏که پلیس تظاهرکننده‌ها را کتک زده است.‏

همچنین نیازی ندارید منبع اطلاعات بدیهی را ذکر کنید؛ یک تحلیل‌گر ‏نظامی ‏گفت: «انهدام نیمی از ارتش رم اتفاق بسیار بدی است.»

چرا کار روزنامه نگاران مهم است؟

رسانه منصف و آزاد و مستقل، نيروی قدرتمندی است. همين نکته، زيربنای کار آينده شما و همه آن چيزهايی است که برای اين حرفه فرا می گيريد.

وظيفه روزنامه نگار اين است که مراقب کسانی باشد که در قدرت هستند: از آنها سوال کند و اطمينان يابد که صاحبان قدرت، از قدرت خود به درستی و در جهت تامين منافع عمومی استفاده می کنند.

برخی از مردم از رسانه ها به عنوان رکن چهارم جامعه دموکراتيک ياد می کنند و آن را شبيه قوای مجريه، مقننه و قضاييه می دانند. در اين گفته عنصری از حقيقت نهفته است. در يک کشور امروزی، رسانه ها ابزار لازم برای بازرسی و ايجاد توازن را نيز فراهم می آورند.

کلمه “ميديا” به معنای ”رسانه ها” از زبان لاتين مشتق شده و به معنی واسط يا چيزی است که بين دو چيز ديگر قرار دارد. رسانه بين مقامات و توده مردم جای دارد و واسط بين آنهاست. از اين نظر، لازم نيست که يکی از دو طرف حتما در موضع قدرت باشد. رسانه می تواند واسطه ای باشد بين هرکسی که حرفی برای گفتن دارد و همه کسانی که آن سخن را می شنوند يا می خوانند. روزنامه نگاران به توده مردم اطلاع می رسانند و نظرات مردم را به کسانی که در راس قدرت قرار دارند منتقل می کنند.

دانايی، توانايی است؛ اگر مردم به خوبی مطلع شوند و به آگاهی دست يابند، می توانند صاحب قدرت شوند. اگر مردم از تغييراتی که بر زندگی آنها اثر خواهد گذاشت با خبر باشند، برای مواجهه با مشکلات در وضعيت بهتری خواهند بود. در يک نظام مبتنی بر آرای عمومی، دانستن اهميت ويژه ای دارد زيرا به رای دهندگان کمک می کند که در انتخابات دست به انتخاب آگاهانه بزنند.

روزنامه نگاری پرسشگرانه همچنين می تواند مانع فساد شود زيرا مفسدين از اينکه افشا شوند در هراس خواهند بود. اگر سياستمداران می خواهند اعتماد رای دهندگان را جلب کنند بايد شفاف و مسئولانه عمل کنند.

وسايل ارتباط جمعی دانايی را تکثير می کنند و در اختيار عموم قرار می دهند. آنچه تنها يک نفر می داند می تواند از طريق مطبوعات، راديو، تلويزيون و اينترنت به ميليون ها نفر ديگر منتقل شود. همين نکته، يکی از دلايل سنگينی مسئوليت روزنامه نگاران در انتقال صحيح اطلاعات است.

انجمن روزنامه نگاران حرفه ای آمريکا می گويد:

“آزادی مطبوعات بايد به عنوان حق جدايی ناپذير مردم در يک جامعه آزاد مورد حمايت قرار گيرد. آزادی مطبوعات با آزادی و مسئوليت بحث، سوال کردن و چالشگری نسبت به حکومت و نهادهای عمومی و خصوصی همراه است. روزنامه نگاران هم از حق ابراز عقايد کمتر شناخته شده برخوردارند و هم از مزيت همراهی با اکثريت.”

تعجب آور نيست که توده مردم ارزش زيادی برای اخبار قابل اعتماد قائل هستند. کلام مکتوب قدرت خاصی دارد زيرا از کلام الکترونيک ماندنی تر است. مثلا هرچند روزنامه ها در مقايسه با ديگر وسايل ارتباط جمعی به تعداد کمتری از مردم می رسند، در مقابل خوانندگان آنها شامل تعداد زيادی از افراد تصميم گيرنده و شکل دهنده به افکار عمومی و مخاطبانی است که آگهی دهندگان به دنبال آنها هستند. اغلب، مطبوعات هستند که با برجسته نمايی رويدادها و موضوعات خاص، دستورکار خبری راديو وتلويزيون ها را هم تعيين می کنند.

گزارش خبرگزاری‌ها را ارزیابی کنید

تحريريه بسياری از رسانه ها، اتکای زیادی به اطلاعاتی دارند که ازسوی خبرگزاری ها تهیه می شود.

قابل اطمينان بودن گزارش های خبرگزاری ها بستگی به خبرگزاری، دفترمحلی آن و خبرنگارش دارد. با گذشت زمان خود شما قادر خواهید شد که گزارش های قابل اعتماد را تشخیص دهید.

مقررات بی بی سی ایجاب می کند که هیچ گاه خبری بر اساس گزارش تنها یک خبرگزاری تهیه نشود مگر آنکه منبع متفاوت دومی آن را تايید کند.

به یاد داشته باشید که شایعه مثل برق همه جا می پيچد و باید متوجه اين نکته باشید که آيا منبع دوم شما واقعا اطلاعات جدیدی در اختيارتان قرار می دهد يا او هم دارد همان شايعه را پخش می کند. بعضی خبرگزاری ها ممکن است گزارشی را منتشر کنند که خودشان منبع آن نبوده اند یا آن را بررسی نکرده اند.

مخاطبان

شما برای تامين خبر، لشکری از پشتيبانان غیر فعال دارید که همان مخاطبان شما هستند. هر آنچه می توانید انجام دهید تا آنها را تشویق کنید موضوعاتی راکه در واقع خبرهای بالقوه هستند در اختیار شما بگذارند و در تهیه خبر به شما کمک کنند.

بعضی از روزنامه ها، به ویژه روزنامه های مردم پسند پرفروش، از خوانندگان خود می خواهند اطلاعاتی را که دارند در اختیار روزنامه بگذارند. در اين روزنامه ها، چند خبرنگار مسئول پاسخ دادن به این نوع تلفن ها هستند.

ممکن است تيراژ يک روزنامه تنها هزاران نسخه باشد، اما اين احتمال هم وجود دارد که بيش از يک نفر، هر نسخه فروخته شده را بخواند. به طور قطع از میان یک میلیون خواننده، چند نفری پیدا می شوند که خبر قابل انتشاری داشته باشند.

همیشه اطلاعاتی را که مردم در اختیارتان می گذارند از چند منبع دیگر هم وارسی کنيد تا بتوانيد صحت آن را تاييد کنيد. مخاطبان شما، روزنامه نگار نیستند و ممکن است از وقایع تعبیر درستی نداشته باشند.

مردم غالبا دوست دارند فکر کنند که روزنامه نگاران يا علاقه ای به گفته های آنان ندارند، يا خود از اخبار آگاهند، بنابراين بايد آنها را تشويق کنيد که با شما تماس بگيرند. برای چنين کاری به چند پيشنهاد زير فکر کنيد:

راه تماس گرفتن با تحريريه را ساده کنید؛

نشانی، شماره تلفن و نمابر (فکس) و ای میل تحريريه را مرتب اعلام کنید؛

مطمئن شوید که اطلاعات داده شده بررسی و در صورت لزوم دنبال می شود؛

آگهی کنید که شماره تلفن ویژه ای را در تحريريه به دریافت خبرهای داغ اختصاص داده اید؛

مطمئن شوید وقتی کسی در تحريريه نیست، پیامگیر تلفن فعال است؛

برای کسانی که خبرشان قبول می شود دستمزد یا پاداش مختصری در نظر بگیرید، یا جايزه ای تعيين کنيد که هرماه به کسی اهدا شود که بهترین خبر را به شما داده است؛

در هر ناحيه يا منطقه، به یک نفر عنوان “خبرنگار محلی” بدهید و از او بخواهید که مطمئن شود تمام اخبار آن منطقه به دست شما می‌رسد؛

برای مخاطبان روشن کنید که همه اطلاعاتی را که مردم در اختيار شما قرار می دهند، مطالعه و بررسی خواهيد کرد.

اگر اتفاق غیرمعمولی بیفتد، رسانه‌ها می‌توانند از مخاطبان خود که در محل حضور داشته‌اند بخواهند آنچه را مشاهده کرده‌اند در اختیار آن رسانه بگذارند.

تمام این روش ها و ابتکارات، تاکيدی است بر اين پيام که رسانه شما برای نظر و اطلاعات مردم ارزش قائل است. این امر در عين حال به شما امکان می دهد که در مورد آنچه مردم واقعا می خواهند بدانند، حساسیت بیشتری به خرج دهید.

وقتی روزنامه نگاران اشتباه می کنند چه اتفاقی می افتد؟

اشتباه روزنامه نگاران در مورد يک خبر، گاه می تواند پيامدهايی وخيم و جدی به همراه داشته باشد:

در رواندا يک ايستگاه راديويی به نفرت پراکنی عليه اقليت توتسی پرداخت. راديو از هوتوها که اکثريت قومی را تشکيل می دادند خواست که به خيابان ها بريزند و توتسی ها را بکشند. اين اقدام، بازتابی از تنفر نژادی در آن کشور بود و در عين حال می تواند خود، به گسترش تنفر نژادی کمک کرده باشد. به دنبال آن برنامه راديويی، يک نسل کشی آغازشد و به مرگ ميليون ها تن در طول سه ماه منجر شد.

در نيجريه خبرنگاری که در باره مسابقه ملکه زيبايی مطلب می نوشت، اظهارات اشتباهی نسبت به پيامبر اسلام بر زبان آورد. مسلمانان به خشم آمدند و در بخش هايی از آن کشور دست به شورش و حمله به تاسيسات مسيحيان زدند. در جريان اين ماجرا، بيش از دويست تن کشته شدند.

در ایران در اردیبهشت 1385، ذکر عبارت “نمنه” در یکی از کاریکاتورهای روزنامه ایران اهانت به آذری ها تلقی شد. این کاریکاتور سبب موجی ازتظاهرات‌ گسترده در تهران و مناطق آذری زبان ایران، دستگیری سردبیر “ایران جمعه”  و دو تن از همکاران او، و توقیف روزنامه ایران شد.

اين سه مثال کاملا با يکديگر تفاوت دارند. ميزان تقصير و نوع اشتباه روزنامه نگاران در هر يک از اين موارد نيز متفاوت است. بسياری بر اين باورند که روزنامه نگاران نبايد با سانسور مواجه شوند، اما بيشتر مردم قبول دارند که با توجه به تاثير عظيم روزنامه نگاری، بايد همراه با حق آزادی بيان، مسئوليتی نيز در کار باشد تا تاثير مطالبی که منتشر می شود با دقت در نظر گرفته شود.

بيشتر اشتباهات روزنامه نگاران به اندازه دو مثالی که برای رواندا و نیجریه آورده شد، وخيم نيستند. با اين حال حتی هنگامی که اشتباهات کوچکی در مطبوعات رخ می دهد، باز هم اين نکته اهميت دارد که آن اشتباهات به سرعت تصحيح شود. چنين کاری، پیوسته بخشی از دستور العمل روزانه بيشتر روزنامه های خوب است، زيرا آنها می دانند که اعتبار، يکی از با ارزش ترين سرمايه های یک رسانه است.

قانون چه می گويد؟

تقريبا در همه کشورهای جهان، قانون محدوديت هايی را برای آنچه روزنامه نگاران می توانند منتشر کنند، قائل شده است. به عنوان نمونه، اين محدوديت ها ممکن است شامل موارد زير باشد:

·   تبهکاری و پیگیری های قانونی – برای تضمين تحقيقات پليس، حفظ هويت قربانيان آزارها و تجاوزهای جنسی، هويت کودکان خردسال و  اطمينان يافتن از اينکه مظنونان به طور عادلانه محاکمه خواهند شد.

·         روابط نژادی – برای جلوگيری از گسترش تنفر نژادی، مذهبی و قومی.

·         آبرومندی کلام – برای جلوگيری از انتشار مطالب برخورنده يا مستهجن.

·         امور دفاعی و امنيت ملی – برای جلوگيری از افتادن اطلاعات محرمانه به دست قدرت های خارجی و خرابکاران.

·         افترا – برای حفاظت از آبروی مردم، جلوگيری از تمسخر يا طرد شدن مردم به خاطر انتشار اطلاعات نادرست در باره رفتار يا شخصيت آنها.

·         امور خصوصی – برای جلوگيری از انتشار اطلاعات شخصی افراد مانند وضعيت تندرستی، رفتار جنسی يا محکوميت های قبلی آنها.

·         امور محرمانه – برای حفاظت از اطلاعات شخصی و تجاری و جلوگيری از دستيابی افراد بی صلاحيت به اين اطلاعات.

قوانين ناظر به روزنامه نگاری هر کشور می تواند با قوانين کشورهای ديگر بسيار متفاوت باشد. بيشتر اين قوانين شامل مجازات های کيفری نيز هستند، اما برخی از آنها تنها جنبه حقوقی و مدنی دارند. مجازات های در نظر گرفته شده گاهی بسيار سنگين ، و شامل حبس و جريمه های سنگين هستند. مقامات حتی ممکن است اين قدرت را داشته باشند که بتوانند موسسه مطبوعاتی شما را ببندند. اگر چنين اتفاقی به خاطر بی دقتی شما رخ داده باشد، ممکن است دوران کار شما به عنوان روزنامه نگار، ديگر به آخر رسيده باشد.

آشنايی با قوانينی که بر کار روزنامه نگاری تاثير می گذارند و آگاهی کامل از آنها در کشوری که کار می کنيد، بخشی از کار و مسئوليت شما است.

در ایران قانون مطبوعات مصوب 1364 اصلاحی در سال 1379 به همراه آیین نامه اجرایی آن که در سال 1381 تصویب و به اجرا گذاشته شده، مهمترین مقررات مشروح حاکم بر کار روزنامه نگاران را تشکیل می دهند. برابر این قانون “مسئوليت‌ مقالات‌ و مطالبي‌ كه‌ در نشريه‌ منتشر مي‌شود، به‌ عهده‌ مديرمسئول‌ است‌؛ ولي‌ اين‌ مسئوليت‌ نافي‌ مسئوليت‌ نويسنده‌ و ساير اشخاصي‌ كه‌ در ارتكاب‌ جرم‌ دخالت‌ داشته‌ باشند نخواهد بود.”بنا بر این علاوه بر مدیران مسئول، خبرنگارها و نویسندگان هم برای آنچه می‌نویسند به نوبه خود مسئولیت دارند.

این قانون ، مطبوعات را تعریف و رسالت ، حدود و حقوق آن را تبیین می کند، به مطبوعات حق می دهد که آزادانه و منطقی و مستدل عمل کنند؛ اما از سوی دیگر علاوه بر محدودیت هایی که پیشتر به آنها اشاره شد، دسته دیگری از اقدامات را نیز  برای جراید ممنوع می داند. پیامد هر یک از این اقدامات ممکن است توقیف نشریه، جلوگیری از فعالیت نهاد مطبوعاتی یا حتی پیگیری کیفری باشد. اخلال به مبانی اسلام، اهانت به دین اسلام و بعضی از مقامات دینی، تبلیغ تشریفات نامشروع، سرقت ادبی و انتشار مطلب علیه اصول قانون اساسی از جمله این محدودیت ها است. بنا بر این روز نامه نگاری که در ایران فعالیت می کند، باید همواره قانون اساسی را در کنار سایر منابع دیگر داشته باشد و اصول آن را به درستی بشناسد.

علاوه بر قانون مطبوعات و قانون اساسی، مصوبات دیگری هم هستند که هر یک به گونه ای بر کار روزنامه نگاران تأثیر می گذارند:

- آيين نامه ساماندهي سايت هاي اينترنتي(مرداد 1385) که به موجب آن مسئول سایت خبری باید “اطلاعات و مدارک شناسایی خود را” در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت کند، تا هر موقع که لازم شد وزارت ارشاد بتواند با او تماس بگیرد. روزنامه نگاران اغلب اعتقاد دارند نباید برای فعالیت از دولت مجوز بگیرند چون بخشی از فعالیت آنها نظارت بر کار دولت و به چالش کشیدن مدیران دولتی در جهت منافع عموم است.

- آیین نامه تاسیس و نحوه فعالیت خبرگزاریهای غیر دولتی (1384 ). این آیین نامه خبرگزاری را موسسه ای معرفی می کند که در زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نسبت به جمع آوری، پژوهش، پردازش و انتشار خبر، تحلیل، مصاحبه و گزارش در قالب نوشتار، صدا و تصویر در حوزه های داخلی و خارجی فعالیت می کند . این آیین نامه یازده مورد محدودیت و ممنوعیت قانونی برای خبرگزاری ها وضع کرده است.

- پيش نويس آيين نامه كار حرفه اي روزنامه نگاري (آذر ماه 1385) که خبرنگاران را ملزم می کند کارت حرفه ای روزنامه نگاری داشته باشند. برخی از روزنامه نگاران در ایران می گویند این آیین نامه فعالیت روزنامه نگاران را محدود می کند و تحت نظارت بیشتر دولت قرار می دهد.

- متن لايحه آزادي اطلاعات، ارجاعي هيات وزيران به مجلس شوراي اسلامي، تاريخ اعلام وصول 16/5/1384. این قانون نهادها و موسساتی را که فعالیت آنها روی منافع مردم تاثیر می گذارد مجاز می کند تا اطلاعات خود را به طور شفاف با مردم در میان بگذارند.

در اين برنامه آموزشی، بخصوص در دوره اخلاق روزنامه نگاری، واحدهای ديگری نيز گنجانده شده تا به شما در اين مورد کمک کند.

شاهدان

حرف های مردم عادی که شاهد وقایع خارق العاده هستند، همیشه شنیدنی است. این شهادت ها، واقعیت ها را انسانی تر می کند و خبر را از خشکی در می آورد؛ اما مردم عادی ممکن است از روی شگفت زدگی و هیجان حرف هايی بزنند که قابل اعتماد نباشد.

زمانی که یک هواپیمای کنکورد در پاریس دچار سانحه شد، یک شاهد عینی گفت:

“من دیدم که هواپیما به هوا رفت و قبل از اینکه به زمین بخورد پشت و رو شد.”

اما اندکی بعد معلوم شد که کنکورد به هوا نرفته است، چه برسد به آنکه پشت و رو شود. این شاهد عینی آنچه را که فکر می کرد دیده است، نديده بود بلکه تصور کرده بودکه چنين اتفاقی رخ داده است.

به همين دليل، کسانی که در مورد تصادف ها و سوانح تحقیق می کنند، در برخورد با گفته های شاهدان عینی،  احتیاط زيادی به خرج می دهند.

شما باید به صراحت اعلام کنید که از یک شاهد عینی نقل قول می کنید و در صورت امکان بگوييد که شاهد شما کجا بوده و چقدر با محل اتفاق يا حادثه فاصله داشته است.

ممکن است در لحظه ای که با شاهد رويدادی گفت و گو می کنيد، فراموش کنيد سوال مهمی را از او بپرسید. بنابراين نام و شماره تلفن او را بگیرید تا بتوانید در صورت نياز بعدا با وی تماس بگیرید.


روزنامه نگاران چگونه امور مربوط به خود را تنظيم می کنند؟

روزنامه نگاران ممکن است علاوه بر همه محدوديت های قانونی، خود نيز محدوديت هايی برای خود وضع کنند. اما چرا؟

روزنامه نگاران بر اين باورند که برای جلب اعتماد خوانندگانشان بايد ثابت کنند که مسئولانه عمل می کنند. آنها می خواهند نشان دهند مطالبی که می نويسند عينيت دارد و بدون دخالت دادن ديدگاه های سياسی يا عواطف خود، گزارشی مستقل و دقيق از رويدادها را منتشر کرده اند.

يک روزنامه‌نگار حرفه‌ای، کسی نيست که صرفا از راه روزنامه نگاری روزگار می‌گذراند. روزنامه‌نگار حرفه‌ای کسی است که به اخلاق حرفه ای پایبند است.

پزشکی و حقوق، حرفه هستند. پزشکان و حقوقدانان بايستی به اخلاق حرفه ای خود پايبند باشند. پزشکی که ديگر محرم اسرار نيست يا حقوقدانی که به موکل خود خيانت کند، ديگر مورد اعتماد نخواهند بود و در بسياری از کشورها توسط سازمان ناظر حرفه ای مربوطه تنبيه خواهند شد. روزنامه نگارانی که از مقررات حرفه ای خود پيروی نمی کنند، قابليت اعتماد يا اعتبار خود را از دست می‌دهند.

روزنامه نگاران معمولا چندان زير بار نظم نمی‌روند. برخلاف پزشکی و حقوق، می توان بدون پايبندی به مقررات حرفه ای به کار روزنامه‌نگاری پرداخت. در برخی کشورها اتحاديه های روزنامه نگاران از اعضای خود می خواهند که به معيارهای اخلاقی خاصی پايبند باشند، اما کمتر اتفاق می افتد که عضوی به خاطر ناديده گرفتن معيارهای اخلاقی از اتحاديه اخراج شود. در بيشتر جوامع، قضاوت در باره اين امر با نشريه يا گروه های انتشاراتی يا خود روزنامه نگاران است. در ایران ” هیأت نظارت بر مطبوعات” همواره روند کار نشریات و روزنامه نگاران را زیر نظر دارد، اما برابر قانون، به جرایم مطبوعاتی باید در دادگاهی با حضور هیأت منصفه رسیدگی شود.

تقویم (دفتر روزنامه)

امروزه، گرايش به تنظيم تقويم های کاری در شبکه های کامپيوتری بيشتر شده است.

هر تحريريه بايد در کنار دفتر تلفن (فهرست رابطان و منابع خبری)، یک تقویم بزرگ یا دفتر روزنامه هم داشته باشد.

هر زمان که اطلاعاتی در مورد وقایعی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد به تحريريه برسد، باید وارد اين تقویم شود تا کسانی که در روز موعود سر کار هستند، از آن مطلع شوند.

اطلاعات دیگر را هم می توان برای استفاده بعدی وارد این تقویم کرد. به عنوان نمونه:

مسائل مربوط به کارمندان: مرخصی و دیگر غیبت‌ها؛

مکالمات تلفنی که باید انجام گیرد تا از پیشرفت یک خبر ادامه دار اطلاع حاصل شود؛( به عنوان نمونه فرض کنيد مدتی است که دادگاهی جریان دارد و باید مطلع شد که دادستان چه تصمیم جدیدی گرفته است.)

سالگرد اتفاقات گذشته که می توان در خبرها به آنها اشاره کرد.( به عنوان نمونه یک سال پس از پر تلفات ترین تصادف قطار در کشور، برای جلوگیری از تکرار چنین سوانحی چه گام هايی برداشته شده است.)

می توان این تقویم را در شبکه کامپيوتری که همه کارمندان تحريريه به آن دسترسی دارند، نیز ایجاد کرد.

مقررات اخلاقی تا کجا برد دارند؟

هنوز مقرراتی که در حد کمال مطلوب باشند، تدوين نشده و مقررات موجود به همه سوالات و مشکلات پاسخ نمی دهند. مقررات موجود تنها به عنوان راهنما عمل می کنند و بيشتر نشانه هايی هستند برای پيمودن راه درست. معمولا بحث کردن با همکاران و سردبيران به روشن تر شدن موضوع و راهگشايی بيشتر کمک می‌کند.

بسياری از موسسات خبری بزرگ، مقرارت خاص خود يا راهنماهايی برای نگارش و انتشار خبر و گزارش دارند و از کارمندان خود می خواهند که بر اساس اين راهنما و مقررات موسسه کار کنند. برای مثال، بی بی سی متون مفصلی را به عنوان ”خط مشی تحريری” رسانه خود تنظيم کرده که همه کارکنان تحريريه و روزنامه نگاران بی بی سی بايد به آن پايبند باشند.

اتحاديه‌های روزنامه‌نگاران نيز چنين متون راهنمايی دارند. در برخی از کشورها، سازمان هايی که برای رسانه‌ها امتياز صادر می کنند، اين گونه مقررات را نيز وضع می کنند. روزنامه گاردين در بريتانيا به همراه ديگر مطبوعاتی که در گروه رسانه ای گاردين منتشر می شود، همانند بيشتر مطبوعات بريتانيا تلاش می کنند به مقررات اخلاقی کميسيون شکايات مطبوعاتی بريتانيا پايبند باشند.

در مقدمه اين مقررات آمده است:

“اين مقررات مبنايی برای معيارهای اخلاقی، حفظ حقوق افراد و حق همه برای دانستن فراهم می آورد. ”

مقررات کنونی کميسيون شکايات مطبوعاتی بريتانيا مسايلی از اين قبيل را الزامی می داند:

داشتن دقت کافی

فراهم آوردن موقعيت عادلانه برای جوابگويی

حفظ حريم خصوصی اشخاص

جلوگيری از تبعيض

مخفی نگه داشتن منابع

جلوگيری از آزار و اذيت و مزاحمت

و رعایت موقعيت ويژه کودکان و قربانيان آزارها و تجاوزهای جنسی

اين مقررات همچنين:

پرداخت هرگونه وجهی را به تبهکاران و شهود دادگاه های جنايی ممنوع می کند؛

روزنامه نگاران اقتصادی را از گرفتن هرگونه امتياز ناشی از داشتن آگاهی بيشتر در زمينه های اقتصادی و مالی منع می کند؛

منافع عمومی را تعريف می کند و استثناهای احتمالی را بر می شمارد.

مقررات مطبوعاتی بريتانيا ضمانت اجرايی قانونی ندارد. اين مقررات توسط خود روزنامه نگاران وضع شده و کميسيون شکايات مطبوعاتی بريتانيا نتوانسته است در همه موارد منتقدان خود را در خارج از صنعت مطبوعات راضی کند. در کشورهای ديگر قوانين متفاوتی وجود دارد و برای اجرای آنها نيز از راه های متفاوتی عمل می شود.

در ایران در سال های اخیر هیأت نظارت بر مطبوعات با استناد به قانون مطبوعات و سایر مقررات مربوطه، از فعالیت برخی از موسسات خبری که از دیدگاه این هیأت خلاف قانون عمل کرده اند جلوگیری کرده است. نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از جمله اتهاماتی بودند که در سال های گذشته به استناد آنها از فعالیت بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب جلوگیری شد.

مقررات جهانی روزنامه نگاری

سه حوزه اساسی که در تمام قوانين مطبوعات در مورد آنها توافق وجود دارد عبارتند از:

دقت: اطلاعاتی که منتشر می شود بايد درست باشد. در مورد اطلاعات متضاد بايد تحقيق شود و اطلاعات در زمينه خاص خود قرار داده شود. اشتباهات بايد تصحيح شود.

بی طرفی: روزنامه نگاران نبايد از نظر مادی، سياسی يا عاطفی در خبری که منتشر می کنند دخيل باشند. آنها نبايد در ازای پول يا لطف ديگران گزارشی بنويسند.

انصاف: روزنامه نگاران بايد صادق باشند و مصاحبه شوندگان، منابع اطلاعات و مخاطبان خود را گمراه نکنند.

ما در اين برنامه آموزشی، به طور خاص در دوره اخلاق روزنامه نگاری، به تک تک اين موارد در واحدهای جداگانه‌ای خواهيم پرداخت.

خلاصه درس

روزنامه نگاران بايد اين نکته را همواره در نظر داشته باشند که رسانه آزاد، مستقل و منصف، نيروی قدرتمندی است که می تواند نتايج درست و خوبی را به بار آورد.

اين وظيفه روزنامه نگاران است که مراقب کسانی باشند که در قدرت هستند: آنها را مورد پرسش قرار دهند و اطمينان پيدا کنند که صاحبان قدرت، از قدرت خود به نحو درست و به نفع جامعه استفاده می کنند. روزنامه نگارانی که انتظار دارند از اين حق بهره مند شوند، بايد خود به شيوه ای درست و حرفه ای عمل کنند.

اخبار می تواند بر نحوه عکس العمل و احساس جامعه نسبت به مسايل تاثير بگذارد. گزارش های نادرست ممکن است منجر به ايجاد تشويش و بروز خشونت شود و حتی به مرگ شهروندان بيانجامد.

روزنامه نگاران حرفه ای به ميل خود از مجموعه ای از قواعد اخلاقی پيروی می کنند که گاهی توسط سازمان های حرفه ای وضع می شود. در مورد اينکه چه چيزی بايد جزو معيارهای حرفه ای روزنامه نگاری باشد، تا حد زيادی اتفاق نظر وجود دارد.

سه معياری که در سراسر جهان در باره آنها اتفاق نظر وجود دارد، عبارتند از: دقت، بی طرفی و انصاف.

به علاوه، قانون محدوديت هايی را در مورد آنچه روزنامه نگاران می توانند منتشر کنند اعمال می کند. به طور نمونه، اين موارد شامل امور زير است:

·         تبهکاری و پیگیری های قانونی – برای تضمين تحقيقات پليس، حفظ هويت قربانيان آزارها و تجاوزهای جنسی، هويت کودکان خردسال و اطمينان يافتن از اينکه مظنونان به طور عادلانه محاکمه خواهند شد.

·         روابط نژادی – برای جلوگيری از گسترش تنفر نژادی، مذهبی و قومی.

·         آبرومندی – برای جلوگيری از انتشار مطالب برخورنده يا مستهجن.

·         امور دفاعی و امنيت ملی – برای جلوگيری از افتادن اطلاعات محرمانه به دست قدرت های خارجی و خرابکاران.

·         افترا – برای حفاظت از آبروی مردم، جلوگيری از تمسخر يا طرد شدن مردم به خاطر انتشار اطلاعات نادرست در باره رفتار يا شخصيت آنها.

·         امور خصوصی – برای جلوگيری از انتشار اطلاعات شخصی افراد مانند وضعيت تندرستی، رفتار جنسی يا محکوميت های قبلی آنها.

·         امور محرمانه – برای حفاظت از اطلاعات شخصی و تجاری و جلوگيری از دستيابی افراد بی صلاحيت به اين اطلاعات.

قوانين ناظر به روزنامه نگاری هر کشور می تواند با قوانين کشورهای ديگر بسيار متفاوت باشد. بيشتر اين قوانين شامل مجازات های کيفری نيز هستند، اما برخی از آنها تنها جنبه حقوقی و مدنی دارند.

آشنايی با قوانينی که بر کار روزنامه نگاری تاثير می گذارند و آگاهی کامل از آنها در کشوری که کار می کنيد، بخشی از کار و مسئوليت شما است.

خبر چیست؟

روزنامه نگاران مجرب معمولا بر سر این که چه موضوعی دارای ارزش خبری است، اتفاق نظر دارند. اما برای دیگران این روند یک معما است. این درس شرح می دهد که يک مطلب خبری خوب از چه عناصری تشکيل می شود.

خبر برای مخاطبان است.

بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم خبر در خلاء تهیه نمی شود و مخاطبی دارد. خبرتوسط مردم واقعی که انتظارات مشخصی دارند خوانده، دیده یا شنیده می‌شود.

البته مطبوعات و رسانه های مختلف مخاطبان مختلفی هم دارند. بعضی رسانه ها ممکن است جوانانی را مخاطب قرار دهند که بيشتر به فرهنگ عامه پسند توجه دارند. برخی از رسانه ها هم به دنبال مخاطبان پر سن و سال تری هستند که علائق متنوعتر و وسيعتری نسبت به آنچه در اطرافشان می گذرد دارند.

کسی که روزنامه های جدی را مطالعه می کند، انتظار دارد که ازطريق خبرهای آن نشريه، جزييات قابل توجهی را درباره وقايع گوناگون ملی و بين المللی به دست آورد.

خواننده یک روزنامه عامه پسند هرچند بیشتر می خواهد سرگرم شود، اما انتظار دارد که اگر شده حتی به صورت خلاصه از وقایع مهم هممطلع شود.

بنابراین بسیار مهم است که روزنامه نگار مخاطب خود را تا سرحد امکان بشناسد.

روزنامه نگاران و سردبیران موفق همواره به مخاطبان خود فکر می کنند و از خود این سوال ها را می پرسند:

·         مخاطبان ما چه کسانی هستند؟

·         نیازهای آنان چیست؟

·         چه چیزی را می خواهند بدانند؟

·         چه سوال هایی خواهند پرسید؟

فقط با دانستن پاسخ این سوال ها است که روزنامه نگار می تواند نیازهای خوانندگان، شنوندگان یا بینندگان خود را برآورده کند. به یاد داشته باشید که در جوامع آزاد، روزنامه نگار نماینده مردم است: به آنان در مورد جامعه اطلاعات می دهد و از سوی آنان مقام های دولتی را بازخواست می کند.

اگر ‌قصد دارید برای مردم بنویسید، با آدم‌ها زیاد معاشرت کنید، خودتان را یکی از آنها بدانید و از موضع برتر به آدم‌ها و مسائل‌ آنها نگاه نکنید. روزنامه نگار خوب کسی است که خودش را از جامعه جدا نمی‌داند.

عناصر خبر

خبر = تغيير + تاثير + مجاورت

عالی بود اگر فرمول ساده ای وجود داشت که با آن می شد “ميزان ارزش خبری” هر گزارش را تعیین کرد، اما متاسفانه چنین فرمولی وجود ندارد.

با این همه در تمام خبرها عناصر مشترکی حضور دارند که عبارتند از: تازگی یا تغییر، تاثیر و مجاورت

اگر شما بتوانید ميزان هر یک از این عناصر را در یک خبر ارزیابی کنید، می توانید آگاهی بیشتر و روشن تری از ارزش خبری آن گزارش يا خبر داشته باشید. شما می توانید قوی ترین جنبه های ماجرا را شناسایی کنید و در خبری که برای انتشار یا پخش تهیه می کنید به آن وزن بیشتری بدهید. همچنین می توانید در میان خبرهایی که هر روزه توجه شما را جلب می کنند، قوی ترین و با ارزش ترين خبر را تشخیص دهید.

بيایيد اين عوامل را دقيق تر بررسی کنيم.

تازگی يا تغيير

چرا بايد خبری را منتشر کنیم که مردم از آن باخبرند؟ می گويند که روزنامه دیروز، فقط به درد شيشه پاک کردن می خورد. خبرهای روز قبل رادیو و تلویزیون هم به درد کسی نمی خورد.

برای اینکه یک ماجرا قابلیت خبر شدن را داشته باشد، باید عامل تازگی یا تغییر در آن وجود داشته باشد:

·         اتفاقی روی می دهد، يا در گذشته روی داده و يا قرار است در آينده روی دهد. به عنوان مثال، “طوفان سختی در راه است” یا اینکه “استفاده از تلفن دستی هنگام رانندگی جرم محسوب خواهد شد”.

·         احتمال دارد اتفاقی بیفتد (البته این خبر ضعیف تر از اتفاقی است که حتما می افتد).

·         تغییری حاصل شده یا می شود. به عنوان مثال “ارزش دلار به شدت سقوط کرده است”.

·         در گذشته تغییری حاصل شده یا اتفاقی افتاده اما ما تازه از آن مطلع شده ایم. به عنوان مثال، براساس اسناد دولتی که قبلا طبقه بندی اطلاعاتی و محرمانه داشته و امروز منتشر شده اند، یک وزیر سابق برای خارجی ها جاسوسی می کرده است.

توجه و کنجکاوی از اجزای طبیعی غریزه بقا است. ما می خواهیم از تحولات با خبر شویم تا بتوانیم هر تهدید احتمالی را که می تواند زندگی ما را تحت تاثير قرار دهد، دوباره ارزیابی کنیم.

قوی ترین خبر، خبری است که در آن حس فوریت وجود داشته باشد و هرکس که آن خبر را می شنود بخواهد فورا آن را به دیگران منتقل کند؛ شاید به این دلیل که خواننده، شنونده یا بیننده، با دریافت این خبر اطلاعاتی کسب می کند که می تواند براساس آن فورا اقدام کند. به عنوان مثال هنگام رانندگی از تلفن دستی استفاده نکند، خانه خود را برای مقابله با طوفان آماده کند یا ارز خود را در بازار بفروشد.

رادیو و تلویزیون در مقايسه با روزنامه و نشريه از امتيازی قابل توجه برخوردارند: می توانند هر آن خبر جدیدی پخش کنند.

ماجراهايی که در آن تغيير و تحول اندک يا بسيار کندی رخ می‌دهد،مناسب صفحات خبری نشريات يا اخبار راديو و تلويزيون نيستند؛ گرچه اين ماجراها می‌توانند دستمايه مناسبی برای گزارش های مستند باشند.

خطرات استعمال دخانيات مثال خوبی است؛ سيگار کشيدن، يکی از علل مهم مرگ و بيماری است، امابسيار کمتر از بيماری هايی مانند ايدز که تازه کشف شده‌اند و مرموز و عجيب و غريب هستند، در خبرها مورد توجه قرار می گيرد.

اين گونه ماجراها زمانی خبرساز می شوندکه يک زاويه خبری تازه برای نگريستن به آنها يافته شود، مثلا وقتی که نتايج يک تحقيق تازه منتشر شود يا کسی که با آنها سر و کار دارد، ادعايی بحث‌ برانگيز و جنجالی رادر آن زمينه مطرح کند.

تاثير

با تمام تلاشی که برای تهیه خبر به خرج می دهيد، انتظار چه واکنشی از مخاطبان خود دارید؟ می خواهید آنان را کنجکاو کنید یا بی تفاوت؟ آيا انتظار داريد مخاطبان در واکنش به خبر شما بگويند: “اوه!” يا “که چی؟”؟

خبر قوی، خبری است که بر مخاطب اثر بگذارد. می توان گفت خبر قوی، خبری است که بالقوه بتواند زندگی ها را تغییر دهد؛ و شرايط زندگی را بهتر یا بدتر کند (البته در اکثر موارد بدتر می کند). این تغییر می تواند مستقیم یا غیر مستقیم باشد. خبر، هر چه بيشتر بر مخاطبان تاثير بگذارد، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

اين نمونه ها را در نظر بگيريد:

·         یک سنگ آسمانی عظیم به سوی کره زمین در حرکت است که در صورت اصابت، حیات در زمین را نابود می کند.

·         دولت، ارزش پول جاری کشور را پنجاه درصد تنزل می دهد.

·         یک ماده مخدر جدید که به آسانی در خانه تولید می شود، معتادان را به جنون آدم کشی مبتلا می کند.

·         قرار است دولت مالیات بر درآمد را کاهش دهد.

در هر یک از نمونه های بالا به آسانی می توان تاثیر خبر را بر مخاطب مشاهده کرد. اما بعضی وقت ها به این سادگی هم نیست.

فرض کنید قرار است یک کارخانه بزرگ تعطیل شود، اما این کارخانه در شهری نزديک شهر شما قرار دارد و در میان مخاطبان شما افراد کمی به طور مستقیم از تعطيلی اين کارخانه متضرر می شوند. اما فرض کنید شهر شما مرکز استان است و مردم از شهرهای مجاور برای خرید به آنجا می‌آیند. آیا ممکن است تعطیلی کارخانه شهر مجاور تعداد کسانی را که به شهر شما می آیند و پول خرج می کنند، کاهش دهد؟ در این صورت آيا تعطیلی کارخانه بر زندگی مخاطبان شما تاثیری نخواهد داشت؟ بنابراین شهروندان شهر شما، که در اينجا مخاطب شما هستند، می خواهند که از این خبر مطلع شوند. با اين همه، باید پس زمينه خبر و تاثيرات آن را برایشان تشریح کرد. این کار، جزئی از نقش یک روزنامه نگار ماهر است:

“مقام های بازرگانی هشدار می دهند که تعطیل شدن کارخانه خودروسازی شهر مجاور، میزان تجارت در شهر ما را کاهش خواهد داد. به گفته آنان کارگران این کارخانه که دستمزد بالایی دریافت می کردند سالیانه بیش از ده میلیون دلار در شهر ما خرج می کردند. از بین رفتن این درآمد، به بسیاری از تاجران و کسبه شهر ضربه بسيار سنگينی خواهد زد.”

مثال:

مدتی است که گفت و گوها درباره ساخت اتوبان های دو طبقه در تهران آغاز شده است. برخی از مقام های شهری معتقد هستند ساخت این اتوبان ها می تواند ترافیک را روان کند. در عین حال، برخی از کارشناسان معتقد هستند در مسیر اتوبان های دو طبقه آلودگی هوا و صدا بیشتر است. گذشته از آن، بسیاری از خانواده های ایرانی دوست ندارند در حالی که در طبقات بالایی آپارتمان خود زندگی می کنند کسی به داخل منزل آنها سرک بکشد.

همان گونه که در مورد تازگی گفته شد، تردید و ابهام هم از تاثیر خبر کم می کند. “ممکن است سنگی آسمانی به زمين برخورد کند”، کم اثرتر است از “سنگی آسمانی به زمين اصابت می کند”.

مجاورت

رسانه ها بارها خبرهايی را منتشر می کنند که چنين عنوانی دارند: “زمین لرزه در ترکيه صدها قربانی گرفت، از هم میهنان ما کسی در میان قربانیان نیست”.يا “پنج نفر از هم ميهنان ما در انفجارهای بغداد کشته شدند”.

بسياری با خواندن يا نوشتن چنین خبری موافق نیستند و می گویند نباید برای جان انسان ها ارزشی متفاوت قائل شد. اما اين نکته هم عجيب به نظر نمی رسد که مردم بیشتر علاقه دارند از افراد يا جاهايی با خبر شوند که به خودشان نزدیک تر است. زيرا:

·         ممکن است با کسی آشنايی داشته باشند؛

·         شاید با آنها احساس همبستگی بیشتری داشته باشند؛

·         شاید بتوانند برای کاستن از درد و رنج آنها کاری بکنند.

تمام رسانه های خبری، اخباری را که به مخاطب نزدیک تر است يا به اصطلاح، مجاورت بيشتری دارد، ترجیح می دهند. این مجاورت می تواند جغرافیایی باشد یا اجتماعی.

شامه خبری خود را تیز کنید! به این دو خبر نگاهی بیاندازید و بگویید کدام خبر مهم تر است و چرا.

- “تعداد قربانيان سقوط يک هواپيماي خطوط هوايي اسپانيادر مادرید به 140نفر رسید”.

- ” یک بوئينگ مسافري 737 با 100 سرنشين در نزدیکی بیشکک، پایتخت قرقیزستان سقوط کرد؛ تعدادی از مسافران ایرانی بودند” .

مجاورت جغرافیایی به سادگی قابل درک است. یعنی شامل کسانی است که در اطراف ما هستند، مثل اعضای خانواده، دوستان، همکاران و همسایه ها.

اما مجاورت اجتماعی  به علائقی وابسته است که از طریق زبان، ارتباط، تاریخ، فرهنگ و مذهب ایجاد می شود؛ مثل مردم یک کشور و پیروان یک دین. ایرانی‌ها اغلب به شنیدن اخباری در مورد ایرانی‌هایی که به کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند توجه دارند. مثل اخبار راجع به برخی از دانشمندان ایرانی که در سازمان ناسا به پست های کلیدی دست یافته اند. یا اخبار پیرامون فرمانده ایرانی تبار پلیس لندن که به خاطر مشاوره غیرقانونی از کار خود برکنار شده است.

به این چند خبر هم نگاهی بیندازید:

“بيش از 50 هزار نفر روز جمعه در روز درهاي باز مساجد ، از عبادتگاههاي مسلمانان درآلمان ديدن کردند”

“افغانستان عضو شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي شد”

“جشن عاطفه ها در مدرسه ايرانيان تاجيکستان برگزار شد”

در نظر گرفتن این ارتباطات باعث می شود که خبر تهیه شده ارتباط بيشتری با مخاطب داشته باشد و توجه او را جلب کند.

آيا اين خبر، واقعا خبر است؟

هر وقت مطمئن نبوديد که يک خبر تا چه اندازه ناب و باارزش است، از خودتان سوال کنید:

·         این خبر چقدر تازگی دارد؟

·         تاثیر آن بر مخاطب تا چه حد است؟

·         از نظر جغرافیایی و اجتماعی چقدر به او مرتبط است؟

با ارزیابی این سه عامل، یعنی تازگی، تاثیر و مجاورت، روزنامه نگار می تواند ارزش خبر را تشخیص دهد و عنوان و جای آن را در يک بولتن خبری يا در صفحه روزنامه مشخص کند.

نمونه یک: پلی که دو قسمت شهر شما را به هم وصل می کند، بدون اطلاع قبلی برای انجام تعمیرات اضطراری بسته شد.

تازگی: زیاد؛ (چون بسته شدن پل ناگهانی و غیر منتظره است.)

تاثیر: زیاد؛(چون در شهر، راه ارتباطی دیگری وجود ندارد.)

مجاورت: زیاد؛ (چون پل در مرکز شهر شما است.)

در مورد این مثال تردید زیادی وجود ندارد. خبر، باارزش و مهم است.

مثال دو: فاضلاب همچنان وارد رودخانه شهر می شود.

تازگی: کم؛ (چون فاضلاب همیشه وارد رودخانه شهر می شده است.)

تاثیر: کم تا متوسط؛ (چون این امر باعث مردن ماهی ها و کثیف شدن کناره های رودخانه می شود، اما شواهدی برای اینکه سلامتی انسان ها در خطر باشد در دست نیست.)

مجاورت: زیاد؛ (چون رودخانه در مرکز شهر شما است.)

در شرایط فعلی این خبر ضعیف است. اما اگر یک مقام بهداشتی به طور علنی از این وضع انتقاد کند و یا اعتراض های مردمی به آن صورت گیرد، یک خبر جدید است که میزان تازگی آن بالا می رود. البته اگر این خبر برای مجله ماهيگیران یا یک برنامه زیست محیطی تهیه شود، میزان موثر بودن آن نیز بیشتر می شود.

مثال سه: وزیر دارایی هشدار داده که ممکن است نرخ داروهای پایه افزایش یابد.

تازگی: متوسط؛ (چون هنوز اتفاقی نیفتاده و احتمال هم دارد که نیفتد.)

تاثیر: زیاد؛ (چون بیشتر مردم گاه و بیگاه به دارو نیاز دارند.)

مجاورت: زیاد؛ (مسئله ملی است اما به همان اندازه هم در داخل شهر شما اثر می گذارد.)

چنين خبری، یک خبر ناب و باارزش است که تردید آن را ضعیف کرده است. روزنامه نگار باید داوری کند که هشدار وزیر دارایی واقعی است یا یک تهدید توخالی.

در اینجا قطعیتی وجود ندارد. حرف های یکی از سردبیران بی بی سی را به یاد بیاورید:

” سردبیران با این انتخاب دشوار روبه رو هستند که از بین جنگ در خارج از کشور، رسوايی در بیمارستانی در داخل کشور، تظاهرات هواداران حمایت از حیوانات یا تحولی جدید در جنجالی که دولت را از پای در می آورد، کدام را برگزينند. تعیین اهمیت هر خبر آسان نیست و قضاوت در مورد آن نمی تواند مطلق باشد. یک خبر خوب در یک روز مشخص می تواند در یک روز دیگر در مقایسه با دیگر خبرهای مهم، ضعیف جلوه کند. در این جا هیچ معیار مطلقی وجود ندارد.”

خبر اين است…؛ زيرا…

پس از آنکه خود متوجه شديد يک مطلب به چه دليل ارزش خبری دارد، منطقی است که اين دلايل را برای شنونده، بیننده، یا خواننده خود هم روشن کنید. مخاطب را به حال خود نگذاريد که مجبور شود حدس بزند.

معمولا برای این کار باید مهم ترین جنبه خبر را در خط اول یا دوم جای دهید.

“سر خط” به مخاطب می گوید که چه اتفاقی افتاده و معنی اش برای او چیست. وقتی توجه مخاطب خود را با سرخط جلب کردید، می‌توانید جزئیات بیشتری در اختیارش بگذارید.

اگر شما قسمت مهم و موثر خبر را برای آخر مطلب خود نگه دارید، ممکن است مخاطب از همان ابتدا علاقه خود را برای دنبال کردن خبر از دست بدهد. در عوض سعی کنید که در خط اول خبر به این سوال جواب دهید که “این خبر چرا مهم است و چه اثری بر مخاطبش خواهد داشت؟”

جمله ای که اهمیت خبر را بیان می کند کدام است؟

- سیاستمداران سرشناس جلسه مهمی دارند.

- یک کنفرانس مطبوعاتی در هتل اصلی شهر برگزار می‌شود.

- آن ها در مورد سمت های سیاسی و کسانی که اين مسئولیت ها را بر عهده خواهند گرفت، صحبت می‌کنند.

- آنها می گویند برای تامين هزينه تجهيزات جديد، نرخ تلفن بايد  دو برابر شود.

پاسخ: طبيعی است که در اين مثال، دوبرابر شدن نرخ تلفن برای مخاطب اهميت به مراتب بيشتری دارد. بنابراين، در آغاز چنين خبری، به جای این که بنویسید امروز یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور سیاستمداران سرشناس برگزار شد، بهتر است در همان جمله اول بنویسید که سیاستمداران پیشنهاد داده اند نرخ تلفن دو برابر شود.

خبر، همه اينهاست

خبرهای روزانه از لحاظ موضوعی به گروه های انگشت شماری تقسیم می شوند. بياييد به بررسی اين طبقه بندی ها بپردازيم. خواهيد ديد که اين دسته بندی موضوعی، به نوعی با همان معيارهايی که در باره خبر گفتيم، مطابقت دارد.

خبر… برای زنده ماندن

مردم برای اینکه زنده بمانند باید بدانند چه زمانی در خطر هستند تا بتوانند از خود محافظت کنند و احساس امنيت داشته باشند. مردم هميشه به خبرهای مربوط به خشونت، خطر، عمليات امداد و نجات، جرايم و حوادث و بلاهای طبيعی توجه دارند، چه اين خبرها بر خودشان اثری مستقيم داشته باشد چه بر خانواده و دوستان، يا شهر و استان و کشورشان.

مثال:

“سيل ، خطوط فيبرنوري گيلان را در شهرستان تالش قطع كرد”

“آبرساني سريع به روستاي سيل زده ارمغانخانه ي زنجان انجام شد”

“سرپرست دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي از سمپاشي روستاهاي سيلزده اين استان براي جلوگيري از احتمال انتشار آلودگي و بيماريها خبر داد”

مردم به ويژه به بحران هايی توجه نشان می دهند که به آنها نزديک تر است، زيرا ممکن است کسانی را که می شناسند، درگير آن باشند. در اين حالت، نیاز آنان به کسب اطلاعات و اخبار بيشتر می شود. آنها می خواهند بدانند که اين بحران چرا روی داده و برای حل مشکل، چه اقداماتی صورت گرفته، يا قرار است صورت بگيرد.

از این گونه وقایع، تکان دهنده ترین خبرها ساخته می شود. موقعيت های وحشتناک و قهرمانان بی باک، باعث می شوند که احساسات و هيجان مخاطبان برانگيخته شود. خطر و ماجراجویی توجه مخاطب را جلب و او را نگران می کند.

هر کسی به خطرهای بهداشتی توجه دارد چون می داند که زندگی خودش، خانواده اش و جامعه‌اش را به خطر می‌اندازد. این خطر می تواند شیوع سرماخوردگی یا بیماری های دیگر باشد. اگر مراکز درمانی درست کار نکنند، ممکن است خدمات پزشکی در دسترس نباشد. گاهی ممکن است بیماری جدیدی شناسایی شود یا شيوه‌های درمانی جدیدی کشف شود. گذشته از اینها خبرهای بهداشتی به مردم آموزش می دهد که چگونه سلامتی خود را حفظ کنند یا چگونه بهبود یابند. موضوعات می‌تواند شامل مشکلات رژیم غذایی، سوء تغذیه، برنامه های مایه کوبی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر یا بیماری هایی مثل ایدز یا یرقان باشد.

مثال:

وزارت بهداشت :بيماري وبا درکشور کنترل شد

خبر… برای امرار معاش

غذا و سرپناه، از اساسی ترین نیازهای بشر هستند، بنابراين شگفت آور نیست که این موضوعات غالبا در خبرها به چشم می خورند.

امروزه خرید غذا یا سکونت در جایی بدون پرداخت پول تقریباغیرممکن است. بنا بر این خبرهايی در مورد مشاغل و دیگر منابع کسب درآمد (مثل صندوق تامین اجتماعی) بسیار مورد توجه است.

مثال:

“بحران مالي آمريکا تاثيري براقتصاد ايران ندارد”

“250 غرفه درميادين ميوه تهران به تشکلهای توليدی کشاورزی واگذار می شود”

خبر… برای پرهيز از مشکلات

“خبرهای هواشناسی، چه درباره سيل و طوفان باشند چه در باره يک جبهه هوای گرم، بخشی مهم از دستور کار خبری هستند، و نمی توان آنها را نادیده گرفت.”

مارک پوپسکو، سردبير خبر بی بی سی

مطبوعات و رادیو و تلویزیون در موقعیت منحصر به فردی قرار دارند تا مخاطبان خود را از مشکلاتی مطلع کنند که می تواند برایشان سختی، اخلال و تاخیر ایجاد کند. اگر این اطلاعات به موقع داده شود، مردم احتمالا می توانند بر اساس آن برنامه های خود را تغيير دهند و قدردان هشداری باشند که به آنان داده شده است.

مقامات ملی و محلی تصمیم هایی اتخاذ می کنند که تاثير زيادی بر زندگی مردم به جای می گذارد. رسانه های خبری باید بحث های مهم به ویژه در مورد سیاست ها، رويه‌ها، مقررات و تغییرات قانونی را پوشش دهند. اما روزنامه نگاران باید مطمئن شوند که خبر در جهت منافع واقعی مردم است و تنها تبلیغاتی سیاسی نیست.

خبر… برای رشد و پيشرفت

آموزش و پرورش: همه بچه ندارند، اما هرکسی زمانی کودک بوده است. از آن گذشته بسیاری از افراد پيوسته با کودکان در  تماس هستند، از خواهرزاده و برادرزاده و نوه گرفته تا فرزندان دوستان و همکاران. تقریبا تمام مردم از اهمیت آموزش و پرورش آگاهند. کیفیت و معیارهای مدارس بر توانایی کشور جهت تامین یک نیروی کار قدرتمند در آينده اثر می گذارد و در نتیجه بر اقتصاد کشور نیز تاثیر دارد.

البته فقط کودکان نیستند که از درس خواندن بهره می برند. در دنیای امروز که تحولات با سرعت رخ می دهند، بزرگسالان هم بیش از پیش، نیاز به آموزش برای مشاغل جدید را حس می کنند.

مثال:

“يک نماينده مجلس: آموزش و پرورش 500 هزار نيروي اضافي دارد”

“146 پروژه آموزشي دراستان تهران به بهره برداري مي رسد”

خبر… برای ستايش زندگی

علائق انسانی: مخاطبان می خواهند از آنچه که تاثیری مستقیم بر زندگی آنان دارد آگاه شوند، اما در عین حال مايلند از وقایعی  نيز باخبر شوند که احساساتشان را تحریک می کند. خبرهايی خوشحال کننده (زنی در شهرشان شش قلو می زاید)، یا غم انگیز (تمام اعضای یک خانواده در آتش سوزی منزلشان کشته می شوند).

ورزش: حتی کسانی که به ورزش علاقه ندارند نیز از موفقیت های تیم محل خود خوشحال می شوند. موفقیت های چشمگیر ورزشی از برنامه و صفحات ورزشی به خبرهای اصلی راه پیدا می کنند. در عین حال، ورزش می تواند تجارت بزرگی هم باشد؛ چون مبالغ هنگفتی برای آگهی، تاسیسات، خرید و فروش بازیکنان و شرط بندی هزینه می شود.

محیط زیست: روز به روز بر تعداد کسانی که نگران طبیعت و محیط زیست هستند، افزوده می شود. موضوعاتی چون آلودگی، ماهیگیری، کشاورزی، منابع طبیعی، حفظ انواع مختلف جانوران و گياهان و رسيدگی به زباله و فاضلاب به صورت فزاینده ای جای بيشتری را در خبرها به خود اختصاص داده اند.

مثال:

“خودروهای غيراستاندارد 20 برابر استاندارد منواکسيد کربن توليد مي‌کنند”

“درياچه مهارلو در شيراز خشک شد”

“مديرکل محيط زيست استان تهران: با احداث گورستان در منطقه تلو مخالفيم”

هنر و فرهنگ: فیلم ها و نمایش های جدید، استعدادهای در حال ظهور و ستاره ها همه می توانند در خبرها جای داشته باشند تا از ملال خبرهای نامطبوع بکاهند.

مثال:

“فيلم  گلشيفته فراهانی وارد بازار قاچاق شد”

” دلباختگان پنهانکانديد جايزه جشنواره فيلم ميامی شد”

سرگرمی: آدم های ثروتمند و مشهور گیرایی خاصی دارند. آنها درخشندگی، زرق و برق، شایعه و هیجان می آفرينند. دیدار یک هنرپیشه معروف یا یک سیاستمدار سرشناس همواره توجه ها را به خود جلب می کند و می تواند تصويرهای خبری يا جلوه های صوتی ارزشمندی نيز برای رسانه ها فراهم کند. رسوايی‌ها، ازدواج، طلاق، زایمان و حتی مرگ، توجه ‌‌برانگيز است. جشنواره ها، فیلم‌ها یا کتاب‌های جدید و دیگر وقایع فرهنگی جلب توجه می کنند. از چنين موضوعاتی غالبا به عنوان بهترين راه پايان دادن به يک بولتن خبری استفاده شده است.

مثال:

“پل نیومن هنرپیشه مشهور آمریکایی درگذشت”

خالق هری پاتر ثانیه ای پنج پوند درآمد دارد

“پارک نورلند مایکل جکسون، حراج می شود”

و بالاخره: بسیاری از سردبیران می دانند که خبر می تواند علاوه بر آگاهی دادن و اطلاع رسانی، سرگرم کننده هم باشد. بسیار معمول است که بولتن خبری تلویزیون با خبر خنده دار یا عجیب و غریبی تمام شود که لبخندی بر لب مخاطب بنشاند. در بریتانیا، گویندگان در مقدمه چنین اخباری می گویند: “و بالاخره”. این نامی است که امروزه به این دسته از خبرها داده شده است.

مثال:

“ویروس ایدز بیش از یک قرن پیش به انسان منتقل شد”

خلاصه درس

خبر چيزی است که اهمیت داشته باشد – و بعضی چيزها که اهمیت ندارند

به طور کلی یک خبر ناب، خبری است که مهم، معنی دار و تاثيرگذار باشد و اهميتی ملموس و واقعی داشته باشد. خبر ناب باید هشیار کننده، اطلاع دهنده و آموزش دهنده باشد، یعنی به مردم اطلاعاتی بدهد که بتوانند بر اساس آن تصمیم بگیرند و انتخاب کنند.

وقایع غیرعادی و شگفت آور، فارغ از اينکه واقعا اهميت دارند يا نه، همیشه به صورت خبر در می آیند. همیشه برای مزاح و سرگرمی هم مانند مطالب جدی جا هست. هروقت مطمئن نبوديد که يک مطلب ارزش خبری دارد يا نه، عوامل زیر را در خبر ارزیابی کنید:

·         تازگی يا تغيير

·         تاثیر

·         مجاورت

تازگی

خبر باید موضوع جدیدی را به مردم بگوید و در آن، عامل تغییر وجود داشته باشد:

·         اتفاقی روی می دهد، يا آنکه در گذشته روی داده و یا قرار است در آينده روی دهد.

·         ممکن است اتفاقی بیفتد؛ البته همين شک و احتمال، خبر را بلافاصله ضعيف تر از اتفاقی جلوه می دهد که “حتما” روی خواهد داد.

·         تغییری حاصل شده یا می شود.

·         در گذشته تغییری حاصل شده یا اتفاقی افتاده اما ما تازه از آن مطلع شده ایم.

تاثیر

خبر ناب، خبری است که بر مخاطب اثر واقعی داشته باشد. می توان گفت چنین خبری، خبری است که بالقوه بتواند زندگی ها را تغییر دهد و شرايط زندگی را بهتر یا بدتر کند (البته در اکثر موارد بد تر می کند).

مجاورت

مردم بیشتر علاقه دارند که خبرهایی از انسان ها و یا محل هایی دریافت کنند که به خودشان نزدیک تر است. این نزدیکی يا به اصطلاح، مجاورت می تواند جغرافیایی باشد یا اجتماعی. مجاورت اجتماعی بيشتر برآمده از عواملی مانند تاریخ، فرهنگ یا مذهب است.

هر وقت شک داشتيد که يک خبر تا چه اندازه ناب و باارزش است، از خودتان سوال کنید:

·         این خبر چقدر تازگی دارد؟

·         تاثیر آن بر مخاطب تا چه حد است؟

·         از نظر جغرافیایی و اجتماعی چقدر به او مربوط است؟

مهم ترین قسمت خبر را در خط اول یا دوم آن جای دهید. سرخط به مخاطب می گوید که چه اتفاقی افتاده و اين خبر چه معنایی برای او دارد. همیشه به این سوال پاسخ دهید که خبر چه تاثیری بر مخاطب دارد.

به یاد داشته باشید که اشخاص مختلف از خبر انتظارات مختلفی دارند.

برخی از انواع خبرهای گوناگون

زنده ماندن

مصیبت و اضطرار

خشونت

درگیری و جنگ

جرم و قانون شکنی

بهداشت و سلامتی

امرار معاش

کاریابی و استخدام

بازرگانی و صنایع

مسکن

خدمات عمومی (مثل آب و برق)

مواد غذایی

پرهيز از مشکلات

سفر و ترابری

هواشناسی

دولت

قوانین

مسائل مربوط به مصرف کننده

رشد و پيشرفت

آموزش و پرورش

علائق بشری

ورزش

مسائل احساسی

محیط زیست

هنر و فرهنگ

سرگرمی

منابع خبر

خبرنگاری که به کسب بهترین خبرها شهرت پيدا می کند، بطور قطع در کار خود پیشرفت خواهد کرد. دراین درس توضيح داده میشود که خبر از کجا به دست می آید و چه باید کرد تا صحت خبر تضمین شود.

خبر از کجا به دست می آید؟

هر کسی که برای یک سازمان خبری کار می کند، از منشی گرفته تا ريیس کل، باید اطلاعاتش را که شامل چيزهايی است که خود دیده یا شنیده، در اختیار رسانه اش بگذارد. اولین منبع گردآوری خبر، تمام کارمندانسازمان هستند؛ اما در اين ميان، خبرنگاران مسئولیت ویژه ای دارند.

روزنامه‌نگاری که صبر کند تا خبر به سراغ او بیاید، در کار خود کمتر موفق خواهد بود. گردآوری خبر عمدتا یک روند فعال است: روندی برای شکار بهترین خبرها و تاييد درستی و صحت آنها.

بهترين خبرنگاران کسانی هستند که عزمی قوی و اشتهايی زياد برای کسب خبر دارند.

مثال:

خبرنگار جوانی در يکی از شبکه های محلی بی بی سی شايعه ای در باره احتمال شرکت يکی از ورزشکاران مشهور محلی در انتخابات پارلمانی بريتانيا شنيد.

او حدس زد که اين چهره مرموز، بوکسوری از اهالی محل است که قهرمانی بريتانيا را هم در کارنامه خود دارد و بر اساس همين حدس، نامه ای به اين ورزشکار نوشت و از او خواست که تماس بگيرد، اما اين ورزشکار با خبرنگار تماس نگرفت. خبرنگار دوباره به خانه ورزشکار رفت، بوکسور در خانه نبود، اما کسی که در خانه حضور داشت، شماره تلفن ديگری به خبرنگار داد.

خبرنگار بارها به اين شماره زنگ زد تا آنکه بوکسور در نهايت جواب تلفنش را داد. او به خبرنگار گفت که بله، قصد دارد وارد عرصه سياست شود.

خبرنگار اين خبر را منتشر کرد و روزنامه ها و شبکه های راديويی و تلويزيونی در سراسر کشور به سرعت پی آن را گرفتند، اما بوکسور حاضر نشد با آنها مصاحبه کند.

چشم و گوش خود باشید

یک خبرنگار هر قدر هم که جوان و تازه کار باشد، می تواند یک “حيطه خبری” برای خود ایجاد کند که در واقع شبکه ای از ارتباطات خبری اوست. این کار را می توانید در فرصت های غیر اداری انجام دهید. برپا کردن اين شبکه و ايجاد حيطه خبری، اقدامی داوطلبانه است که رضايت دبیر بخش خبر را نيز به دنبال می آورد چون در هر حال او نمی خواهد حس کند تنها کسی است که مسئولیت تولید خبر را بر عهده دارد.

این “حيطه خبری” می تواند دربرگيرنده ناحيه ای باشد که خبرنگار در آنجا زندگی می کند. بسیاری از شهرها و شهرستان ها از لحاظ اداری به واحدهای کوچک تری تقسیم شده اند. شما می توانید تلاش خود را بر یکی از این واحدها متمرکز کنید: با جامعه آشنا شوید و مسائل مهم آن را شناسايی کنید:

با تمام آدم های بانفوذ این حيطه آشنا شوید؛ کسانی مثل ريیس پلیس، مدیر مدرسه، اعضای شورای محلی و مقام های انتخابی، کسبه و غیره.

با آنها صحبت کنید و از نگرانی ها يا مسائلی که برایشان مهم است ، باخبر شوید.

ارتباط‌های خود را تنها به آدم های با نفوذ محدود نکنید. خود را عادت بدهید که با همه صحبت کنید. در اماکن عمومی نظیر چایخانه، فروشگاه، بازار، ایستگاه اتوبوس یا هرجای دیگری که مردم اجتماع می کنند سرصحبت را باز کنید. در روزهای مختلف و در ساعات مختلف روز به این محل ها بروید تا افراد متفاوتی را ببینید.

خبرنگار باید بسیار کنجکاو باشد و پشت سر هم سوال کند. اما هدف این سوال ها نباید تنها ارضای عطش شما برای چاپ اسمتان در نشريه يا انتشار خبرتان در روزنامه باشد. مردم از خبرنگارانی که از آنها “استفاده” می کنند تا خوراک خبری به دست بياورند، چندان خرسند نیستند. خبرنگار باید با خلوص، علاقه مند به موضوع باشد. در هر حال او هم خود در همان منطقه زندگی می کند. اگر این رویه را در پیش بگیرید به زودی پاداش خود را می گیرید: مردم خودشان با شما تماس خواهند گرفت تا به شما خبر بدهند.

اگر در یک منطقه بیرون شهری زندگی می کنید، باز هم می توانید یک “حيطه خبری” و شبکه ای از ارتباطات را ايجاد کنيد. در آنجا هم افرادی زندگی می کنند، هرچند نوع خبرها متفاوت خواهد بود.

به جای ایجاد یک “حيطه” جغرافیايی خبری، می توانید سرگرمی های خود را هم به منابع کسب خبر تبدیل کنید. جمع آوری تمبر، فعالیت های ورزشی، موسیقی و چیزهایی مانند اینها شما را در ارتباط با کسانی قرار می دهند که هم داستان هايی برای تعریف کردن دارند و هم برای شنیدن نگرانی هایشان به دنبال گوش شنوايی هستند.

آیا خبرنگار همواره مشغول کار است؟

بله. به این معنا که قسمتی از مغز شما همیشه به دنبال ایده های جدید است. بنا بر اینمراقب باشید. وقتی با دوستتان غذا می خورید او ممکن است بدون آنکه یادش باشد شماخبرنگارید، خبری به شما بدهد. حتما از اوسوال کنید که آیا می توانید آن خبر را پيگيری کنید؟بیشتر مواقع می شود او را قانع کرد، اما اگر شما از اطلاعات دوست خود بدون اجازه او استفادهکنید، ممکن است یک دوست را از دست بدهید.

خبرنگار باید همواره گوش به زنگ باشد. به اين نمونه ها نگاه کنيد تا ببينيد که اگر خبرنگاری همواره گوش به زنگ باشد، چگونه مزد هشياری خود را خواهد گرفت.

نمونه یک:

خبر نگار جوانی از جلو اداره پست می گذرد و متوجه می شود که زن مسنی که روی صندلی چرخدار نشسته برای ورود به داخل ساختمان مشکل دارد. او به جای اینکه بی تفاوت بماند، به یاد می آورد که اخیرا قوانین تغییر کرده است و اماکن عمومی از جمله ادارات پست باید ورودی های ویژه ای برای معلولین درست کنند. تحقیقات بعدی او نشان می دهد که نه تنها ادارات پست، بلکه بسیاری از اماکن عمومی ديگر، تاکنون اقدامات چندانی برای اجرای اين قانون انجام نداده اند.

نمونه دو:

خبرنگار جوان دیگری در بیت المقدس از جلو رستورانی عبور می کند که صاحبش فلسطینی است. اين محل، پر از مشتريان يهودی است. خبرنگار، داخل می شود و متوجه می شود که این رستوران به خاطر فروش گوشت نمک سود مشهور شده است. چرا؟ چون صاحب فلسطینی رستوران متوجه شده که گوشت نمک سود که از خوراک های یهودیان است ارزان تر و لذیذ تر از گوشت معمولی گاو است. بنابراین او عرضه گوشت نمک سود را آغاز کرده و در مدت کوتاهی رستورانش پاتوق يهودی های محله شده است.

نمونه سه:

خانم خبرنگاری روی نیمکت پارک نشسته و از گرمای آفتاب لذت می برد. دو مرد در نزدیکی او نشسته اند و درباره مشکلات تماشاخانه ای که در همان حوالی است صحبت می کنند. نمایشی که قرار بوده روز بعد روی صحنه برود با مشکل روبه رو شده؛ چون یک کانتینر پر از لباس های آن نمایش گم شده است. خانم خبرنگار صحبتهای آن دو را می‌شنود. حالا چه باید کرد؟ آيا اين نمایش لغو می شود؟ خبرنگار خود را به آنها معرفی می کند و آن دو مرد با خرسندی مشکلات پيش آمده را با او در میان می گذارند.

از هوش و ذکاوت خود استفاده کنید …

با بالا گرفتن بحران اقتصادی در جهان بسیاری از انگلیسی ها کم تر از گذشته در رستوران ها غذا می خورند و به خرید از سوپرمارکت های ارزان قیمت روی آورده اند. به نظر شما چه تغییرات دیگری می تواند در سبد غذایی انگلیسی ها پدیدار شود؟

به دو نکته ای که خبرنگار گاردین در گزارش خود به آنها اشاره کرده توجه کنید:

1.         فروش مواد نشاسته دار (شکم سیر کن) مثل نان و برنج در مغازه ها افزایش یافته است.

2.          شرکت پیتزا فروشی دومینوز که تحویل رایگان دارد فروشش بیشتر شده چون مردم به جای این که پول خود را در رستوران ها خرج کنند ترجیح می دهند در خانه بنشینند و از بیرون پیتزا سفارش بدهند.

3.         به این ترتیب، به این فکر کنید که چه اتفاقاتی می توانند پیامد چه اتفاقات دیگری باشند. به این شکل، شما زودتر از دیگران می توانید خبرها را بو بکشید.

کنجکاوی و گوش دادن به گفت و گو های مردم، راه خوبی برای با خبر شدن از وقایع است.

اين نمونه ها هرچند کوچک به نظر می رسند، اما نشان می دهند که خبرنگاران به چه آسانی می‌توانند خود را به کشف خبر عادت بدهند.

دستيابی به خبر بسیار مهم است، چون اطلاعات جدیدی را وارد رسانه شما می کند. اگر خبرنگاران این تحقیقات را انجام ندهند، سردبیران بیش از پیش به منابع سنتی خبر وابسته می شوند و در نتیجه، دامنه اخبار محدودتر و تنگ تر می شود.

حال نگاهی بیاندازیم به بعضی منابع سنتی کسب خبر.

مراکز خدمات اضطراری

بيشتر خبرها از تعداد انگشت شماری از منابع به دست می آيند. مراکز خدمات اضطراری احتمالا يکی از اصلی ترين منابع خبری شما هستند. تحريريه رسانه ها باید سيستمی داشته باشند که آنها را از آخرين خبرها آگاه کند.

بعضی از خبرنگاران هر روز دست کم یک بار، معمولا صبح زود، سری به اداره پلیس می زنند و با افسر کشیک در مورد جرائم شب و روز قبل و سایر وقایع غیرعادی صحبت می کنند.

تماس تلفنی کمتر موثر است، اما اگر خبرنگار توانسته باشد با افسران پلیس روابط کاری خوبی برقرار کند، تماس تلفنی هم ثمربخش خواهد بود. شاید تماس تلفنی تنها راه برای بسیاری از تحريريه هايی باشد که منطقه بزرگی را با چندین مرکز خدمات اضطراری تحت پوشش خود دارند. شاید مجبور شوید که به بعضی از آنها هر ساعت تلفن کنید و به بعضی دیگر یک یا دو بار در روز؛ اما در هر حالت، شما بايد به طور مرتب با اين مراکز در تماس باشيد تا از آخرين رويدادها و اتفاقات با خبر شويد.

در تحريريه باید فهرستی از شماره تلفن های ضروری در دسترس همه باشد. این شماره ها می تواند شامل این مراکز باشد:

اداره پلیس/کلانتری محل

گمرکات

پلیس ترافیک/پلیس راه

مرکز کنترل ترافیک

آتش نشانی

مراکز نجات و امداد رسانی

مراکز آمبولانس

بیمارستان ها

گارد ساحلی

مرکز هواشناسی

با این مراکز در تماس باشید. شماره تلفن خود را در اختیار آنها بگذارید و هر چند وقت یک بار برای این که ارتباطات خود را “گرم” نگه دارید سری هم به آنها بزنید. هر بار در اتاق های مختلف گشت بزنید و با آدم هایی که می توانند منابع خبری ارزشمندی باشند آشنا شوید. کاری کنید تا به محض این که خبر مهمی رخ داد چهره و نام شما جلوی چشم مسئولان و روسای روابط عمومی این مراکز بیاید.

دفترچه تلفن؛ ارتباط های خبری

گروه بعدی منابع خبری، شخصی ترند و کسانی هستند که هر خبرنگار با تعدادی از آنان در تماس است.

تماس با اين اشخاص و حفظ ارتباط با آنها، رگ حیاتی یک خبرنگار است. فقط باحفظ، گسترش و پروراندن ارتباط با اشخاص است که یک خبرنگار می تواند خبر جدیدی را به دست بياورد و آن را منتشر کند.

خبرنگاران به اطلاعاتی احتياج دارند که قبلا فاش و علنی نشده اند. در بسياری از موارد، خبرنگاران بايد اطلاعاتی در باره اشخاص يا جاهايی به دست آورند که خود به آنها دسترسی مستقيم ندارند.

خبرنگاری باید فهرستی از اشخاص و جزئیات نحوه تماس با آن ها را در دسترس داشته باشد. این جزئیات شامل شماره تلفن، ای میل، نشانی پستی و امثال آنها است. سعی کنید که شماره تلفن منزل و تلفن دستی اشخاص را هم پیدا کنید؛ تا بتوانید در ساعات غیر اداری هم با آنان تماس بگیرید؛ به این دليل که ممکن است آنها نتوانند از محل کارشان آزادانه صحبت کنند.

اگر بتوانید با کسانی که تماس داريد، روابطی دوجانبه و بر مبنای همکاری متقابل بنا کنید، آنها احتمالا حاضر می شوند که در باره خبرهای مرتبطی که در آينده روی می دهد، حتی خبرهايی که خود به طور مستقيم در آن نقش ندارند، شما را راهنمايی کنند يا اطلاعات تکميلی و سوابق خبری لازم را در اختيارتان بگذارند.

افراد به دلائل مختلف با روزنامه نگاران صحبت می کنند. بعضی ها دوست دارند نامشان سر زبان ها باشد، برخی به دنبال انتقامگیری هستند و عده ای ديگر معتقدند که مردم حق دارند از اوضاع مطلع باشند.

سعی کنید بفهمید که چرا یک نفر به صحبت کردن با شما علاقه مند است. یک روزنامه نگار می گفت که همواره از خود می پرسد: “چرا این دروغگو به من این دروغ مشخص را در این زمان مشخص می گوید؟”

شاید لازم نباشد که تا این حد هم بدبین باشيد، اما لازم است که همیشه بکوشيد از انگیزه افراد برای صحبت با روزنامه نگاران مطلع شويد.

در برخی از کتاب های راهنمای روزنامه نگاری به خبرنگارها پیشنهاد می شود که به همه چیز و همه کس مشکوک باشند. اما این شک نباید به سوء ظن تبدیل شود.

ارتباط خبری با چه کسانی مفيدتر است؟

خبرنگاران معمولا با چهره های کليدی نهادهای مهم ارتباط برقرار می کنند. اماارتباطات آنها می تواند در عين حال شامل منشی، راننده تاکسی یا کسانی باشد که در مراکزمهم و کليدی کار می کنند. گاهی اوقات همین آدم ها هستند که وقایع را با چشم خود میبینند و حاضرند به شما خبرهای دست اول بدهند.

با چهره های کلیدی مثل سیاستمداران، مقام های دولتی، سازمان های عمده و مراکز خدمات اضطراری که از اهمیت بیشتری برخوردارند، باید به صورت مرتب در تماس بود. با افرادی چون استادان دانشگاه، گروه های فشار، سازمان های غیر دولتی (ان جی او)، اتحادیه های کارگری، انجمن ها، مقامات مذهبی و امثال آنها می توان در موارد مشخص صحبت کرد.

اطلاعات “علنی” و “خصوصی”

بیشتر رابطان و منابع خبری، اطلاعات خود را به صورت علنی و برای انتشار در اختیار شما می گذارند یعنی با اين موضوع که به عنوان منبع خبر شناخته شوند، مخالفتی ندارند.

اما ممکن است عده ای تنها در صورتی به شما اطلاعات بدهند که شما قول بدهید هویت آنان را فاش نکنید. این اطلاعات قابل انتشار است اما نباید منبع خود را فاش کنید و شما اگر بخواهید اعتماد رابط خود را حفظ کنید باید سر قول خود بایستید.

شاید معروف ترین منبعی که اجازه نداده است نامش فاش شود شخصی باشد که با لقب “ته حلق” شناخته می شد و اطلاعاتی در مورد رسوايی واترگیت در آمریکا در اختیار خبرنگاران روزنامه واشنگتن پست گذاشت. انتشار همين اطلاعات و اخبار به استعفای ریچارد نیکسون ريیس جمهور وقت آمریکا در سال 1974 انجامید.

همیشه سعی کنید که منبع شما، اطلاعات را علنی و با اجازه ذکر نامش در اختیار شما بگذارد، چون اگر مخاطب شما بداند که این اطلاعات از یک منبع مورد اعتماد به دست آمده، اعتبار بیشتری برای خبر شما قايل می شود. اما اگر منبع شما نخواهد نامش فاش شود، شاید موافقت کند مقامش ذکر شود. در چنين مواردی مثلا گفته می شود: “یک مقام دولتی که نمی خواهد نامش فاش شود” یا ” فردی که با سیاست های امنيتی دولت آشنايی دارد.”

ساختار شاخه‌ای منابع

‏برخی از خبرنگارها تلاش می کنند سر سمت با منبع توافق کنند. برای این کار شیوه ای وجود دارد که به آن ساختار شاخه ای می گویند.

برای مثال، ممکن است با سفیر آلمان، که یکی از سه کشور اروپایی طرف مذاکره با ایران است، ‏‏صحبت کنید و او اطلاعاتی در اختیار شما بگذارد، اما تقاضا کند نامش را ننویسید.‏

می‌توانید به جای ‏این که به طور کلی بنویسید «یک مقام دیپلماتیک» گفت، دایره ‏تنگ‌تری را انتخاب کنید و ‏بنویسید «یک دیپلمات غربی» گفت. یا حتی سر دایره ‏تنگ‌تری توافق کنید، «یک دیپلمات ‏اروپایی مقیم تهران که به مذاکرات هسته‌ای ‏نزدیک است» گفت و الی آخر.‏

این روش اغلب جواب می‌دهد و به اطلاعاتی که منتشر می‌کنید اعتبار بیشتری ‏می‌بخشد.‏

شاخه اول: سفیر آلمان در تهران.‏

شاخه دوم: سفیر یکی ازکشورهای عضو گروه 1+5

شاخه سوم: یکی از سفرای اروپایی مقیم تهران.‏

شاخه چهارم: یک دیپلمات غربی.‏

یا

شاخه اول: علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای ‏اسلامی.‏

شاخه دوم: یکی از اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی.‏

شاخه سوم: یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی.‏

از این روش استفاده کنید و سر آن چانه بزنید تا وقتی کسی می‌گوید نامش را نیاورید ‏مجبور ‏نباشید در خبرتان بنویسید: «یک مقام ناشناس گفت.» می‌توانید دایره مسئولیت ‏او را بزرگ کنید تا ‏هویت‌ او حفظ شود اما در عین حال به خبری که می‌نویسید ‏اعتبار لازم را بدهد.‏

اگر پشت درهای بسته از مجلس خبرگان گزارش تهیه می‌کنید، بهتر است بگویید: ‏‏«یک ‏نماینده که در این نشست بود گفت»، تا این که «یک نماینده گفت». تا جایی که ‏می‌توانید دایره کوچکتری دور منبع بکشید و تا جایی که می‌توانید ‏منبعی را بیاورید که به اتفاق ‏نزدیکتر بوده باشد.‏

اگر می‌نویسید «یک کارشناس گفت»، بنویسید چه نوع کارشناسی؟

از این عنوان‌ها استفاده نکنید:‏

‏-‏ عضو محفل یا یک عضو با نفوذ گفت؛

‏-‏ ناظران می‌گویند‏؛

‏-‏ منابع موثق گفتند؛

‏-‏ به گفته منابع آگاه؛

چون بی‌معنا و بسیار کلی هستند.

همیشه باید با منبع نویسی برای خواننده‌ها پیام بفرستید که اطلاعات ‏شما ‏قابل اعتماد است؛ چون آن‌را از جای خوبی گرفته‌اید.‏

روزنامه‌نگاران مستقل

بسیاری از مردم عادی از فروش خبر- یا آنچه که می تواند به صورت خبر درآید- به رسانه های مختلف درآمدی ثابت و احتمالا نه چندان زياد دارند.

بعضی اوقات این افراد، روزنامه نگاران آموزش دیده ای هستند که مطلب کاملی را برای انتشار یا پخش عرضه می کنند. این روزنامه نگاران را روزنامه نگاران مستقل يا “آزادنويس” می نامند.

زمانی که بعضی از اعضای تحريريه شما در مرخصی یا ماموریت هستند، بعضی از این روزنامه نگاران مستقل می‌توانند جایگزین آنها شوند.

خبرگزاری‌ها

تقریبا تحريريه تمام رسانه ها اتکای زیادی به خبرگزاری ها دارند. خبرگزاری ها شرکت هايی هستند که در ازای دریافت پول، خبر در اختیار رسانه ها می گذارند.

یک خبرگزاری کوچک می تواند شامل یک یا دو روزنامه نگار باشد که اخبار محلی را با نمابر یا ای میل به رسانه ها می رسانند. اما یک خبرگزاری ملی خبرنگاران زیادی دارد که در شهرهای عمده مستقر هستند و تحولات مختلف از سیاست گرفته تا ورزش را پوشش می دهند.

خبرگزاری های بین المللی چون رویترز، آسوشیتدپرس و خبرگزاری فرانسه، در سراسر جهان خبرنگار دارند. بعضی خبرگزاری ها تصاوير ويدئويی و عکس های خبری هم ارائه می کنند.

اطلاعات رسیده از خبرگزاری ها هم، مانند هر منبع ديگری، باید بررسی و ارزیابی شود. خبرگزاری های بزرگ در زمينه انتشار اخبار معتبر، خوش سابقه هستند، اما خبرگزاری های کوچک تر ممکن است همان معیارها را رعایت نکنند. اگر دیدید سه یا چهار خبرگزاری یک خبر را مخابره کرده اند، فريب نخورید چون ممکن است یک خبرنگار این خبر را به همه آنان داده باشد.

سعی کنید که منبع اصلی خبر را شناسايی کنید و تاييديه آن را به طور جداگانه و مستقل به دست آوريد. به ویژه اگر مسئله حساس و جنجالی است، تلاش کنید تا جايی که امکان دارد منابع خبری بيشتر و متنوع تری برای آن بيابيد.

اینترنت

اینترنت تمام اخبار جهان را مستقیما به کامپيوتر شما می رساند. این خبرها، همه توسط روزنامه نگاران تهیه نشده اند. هیچ کس وقت آن را ندارد تا تمام این اطلاعات را بررسی و ارزیابی کند. اما یک روزنامه نگار مجرب می تواند اطلاعات واقعا مهم و جالب توجه را بیابد و آن را به صورت خبر منتشر کند.

هر کس که کامپيوتری دارد و به اينترنت وصل است، مثل اين است که بزرگ ترين دانشنامه جهان را پيش روی خود دارد. در شبکه جهانی اینترنت میلیون ها صفحه متن، عکس و بسیاری اوقات فیلم و صدا پيدا می شود. در این صفحات گروه های مختلف  با علائق خاص، هزاران موضوع را مطرح می کنند. این صفحات به صورت بالقوه منابع مناسبی برای کسب اطلاعات و برقراری ارتباطات جدید هستند.

سایت های رسمی متعلق به شرکت ها، سازمان ها و ادارات دولتی منابع بسیار خوبی برای دستيابی به اطلاعات صحیح هستند.

سایت های غیر رسمی منبع سرشاری از شایعات و سخن چینی ها هستند. این سایت ها قابل اعتماد نیستند، چون در آنها اخلاق و معیارهای روزنامه نگاری حرفه ای رعایت نمی شود. با اين همه، ممکن است چنين سايت هايی نيز حاوی برخی خبرهای دست اول باشند. به عنوان نمونه سایت هايی که هواداران ورزشکاران برای آنها راه می اندازند، بسیاری از اوقات اولین منابعی هستند که از نقل و انتقال بازیکنان مطلع می شوند.

شمار اندکی از مردم، به صورت موثر و کارآمد از اينترنت استفاده می کنند. بهره گرفتن از آموزش های رسمی و منظم برای استفاده از اينترنت، به زحمتش می ارزد.

بایگانی اطلاعات

مدارک، گزارش ها، بیانیه های مطبوعاتی، بریده روزنامه ها و دیگر مدارک کتبی که مربوط به آینده است باید تا رسیدن روز موعود در پرونده ای بایگانی شود. بعضی تحریریه ها پرونده هایی با شماره های ۱ تا ۳۱ دارند که هر یک مربوط به یک روز ماه است. به اين پرونده ها، پرونده‌های روزانه گفته می شود.

گروه بعدی پرونده ها، پرونده های ماهیانه هستند که هر کدام مربوط به یک ماه مشخص است. سپس در آغاز هر ماه، اطلاعات مربوط از پرونده های ماهيانه به پرونده های روزانه منتقل می شوند.

بر این اساس، فرض کنید در آغاز ماه بهمن، محتویات پرونده بهمن ماه تفکیک می شوند و هر یک به داخل پرونده مربوط به آن روز منتقل می شوند. بیانیه مربوط به روز ۱۵ بهمن به پرونده روزانه شماره ۱۵ منتقل می شود و بریده روزنامه مربوط به ششم بهمن وارد پرونده شماره ۶ می‌شود.

پرونده دیگری به نام پرونده آینده وجود دارد که مختص ایده هايی است که تاریخ بخصوصی ندارند. در روزهايی که خبر زیادی نیست، خبرنگار می تواند با جست وجو در این پرونده مطالبی پیدا کند که قابليت تبدیل شدن به خبر را دارند.

کار لازم دیگر، تشکیل بایگانی بریده روزنامه ها است. در اين بايگانی، مطالب مربوط به وقایع عمده و خبرهای ادامه دار نگهداری می شوند. این بایگانی می تواند به عنوان مرجع، منبع اطلاعات و تاریخچه وقایع، مورد استفاده قرار گیرد.

این بایگانی برای تهیه زندگی نامه ها بسیار مفید است چون مردم به يادآوری مراحل عمده زندگی اشخاص مهم علاقه دارند.

بازگشت به گذشته

همان طور که قبلا گفتیم خبر باید تازه باشد. اما گاهی اوقات ممکن است يک مطلب خبری بر مبنای يک خبر موجود و قديمی به دست آيد و تنها نيازمند به روز کردن و افزودن اطلاعاتی تازه باشد.

بنابراین اگر یک روز آرام و کم خبر را سپری می کنيد، در مورد یک خبر ادامه دار که اخیرا چیزی در باره اش نشنیده اید تحقیق کنید تا ببینید از آخرين باری که آن خبر را پوشش داده اید، اتفاق جدیدی افتاده است يا نه.

یک تیم خبری باید اخبار رسانه های رقیب را تعقیب کند تا شاید خبری جدید یا زاویه های جدیدی از خبری قدیمی را به دست آورد. برنامه های تلویزیون و مجله ها (هم مجله های عمومی و هم نشريات صنفی) ممکن است ایده ها و اطلاعاتی را در مورد وقایع آتی در اختیار شما بگذارند. اين ايده ها و اطلاعات را بايد در تقويمی که قبلا به آن اشاره کرديم، ثبت کنيد، اما پيش از آن اطلاعات تازه را بررسی و ارزيابی کنيد تا از درستی و صحت آنها مطمئن شويد.

پيگيری اخبار رقیبان مستقیم شما یا دیگر رسانه ها، می تواند شما را در مورد خبرهايی که آنها را از دست داده اید هشیار کند، اما قرار نیست که رقبای شما به جای شما کار کنند.

نگاه به دوردست

اگر در یک روز مشخص در محدوده تحت پوشش رسانه خبر زیادی نباشد، یک روش مفید نگاه به چشم اندازهای دوردست تر است. به طور قطع، یک داستان ملی یا بین المللی پیدا می شود که بتوان با دادن زاويه ای تازه، یک بعد محلی به آن داد. این کار، “محلی کردن” خبر خوانده می شود.

فرض کنید که خبری در میان اخبار اقتصادی منتشر شده و حاکی از آن است که به سبب کمبود بارندگی در مناطق حاره، محصول درختان کاکائو به شدت کاهش پیدا کرده است و در نتیجه بهای شکلات بسیار بالا خواهد رفت. معنای این تحول برای کارخانه شکلات سازی شهر شما چه خواهد بود؟

تحقیقاتی که از سوی یک نهاد ملی صورت گرفته است نشان می دهد که مدارس نیازهای دانش آموزان را برآورده نمی کنند. آیا این امر در منطقه شما هم صحت دارد؟

در کشوردیگری زمین لرزه رخ داده است. بار گذشته که چنین اتفاقی افتاد سربازانی که در شهر شما مستقر هستند برای کمک به عملیات امداد رسانی به آنجا اعزام شدند. آیا اين سربازان، این بار هم خواهند رفت؟ اعزام دوباره سربازان، برای شما يک “خبر” است. اگر سربازان اين بار اعزام نشوند، شاید با استفاده از تجربه گذشته بتوانند به شما بگویند که قربانیان زمین لرزه با چه فاجعه ای روبه رو هستند. شما می توانيد از این زاویه به خبر بپردازيد یا حتی احتمالا گزارش مفصل تری تهیه کنید.

بیشتر اوقات می توان برای موضوعی که بحث روز است، از نظر چند نفر ازمردم عادی استفاده کرد که به آن صدای مردم می گویند. این صداها زاویه تازه ای به خبر می دهد.

این خبرها با نگاه به اخبار خبرگزاری “ایرنا” – خبرگزاری جمهوری اسلامی- گردآوری شده اند. از آنها به عنوان سرنخ استفاده کنید و به این فکر کنید که چه طور می توانید موضوعات را به شکلی گسترده تر پوشش دهید.

“رشد تقاضاي نيروي کار از سال 89 بتدريج کاهش مي يابد”

“يک نماينده مجلس: آموزش و پرورش 500 هزار نيروي اضافي دارد”

“مسئولان شرکت آب به ترکيدگي لوله هاي آب رسيدگي نمي کنند”

“ميزان ماموريت هاي اورژانس تهران 50 درصد افزايش داشته است”

“مشارکت خيرين در ساخت مدارس در سال گذشته بيش از 5/2برابر افزايش داشته است”

“در پی کاهش واردات 50 ميليارد توماني دارو از يک شرکت خارجي: باقري لنکراني: کاهش واردات دارو براي برخي ناخوشايند است”

اطلاعیه‌های مطبوعاتی

شرکت های بازرگانی، گروه های فشار، مقامات محلی، دولت ها و سازمان ها، همگی علاقه مندند که پیام خود را به گوش مردم برسانند.

آنها بیشتر اوقات این کار را از طریق صدور اطلاعیه مطبوعاتی که در واقع منتقل کننده خبرها و نظرهای آنان است انجام می دهند. گاهی اوقات عکس یا نوار صدايی را هم به همراه اطلاعیه خود منتشر می کنند.

اطلاعیه های مطبوعاتی زمانی يک منبع قابل استفاده خبری محسوب می شوند که اطلاعاتی مبتنی بر واقعيت و همچنين جالب توجه را عرضه کنند.

در هر صورت، شما باید هميشه در ارزیابی اطلاعیه های مطبوعاتی موشکافی و دقت لازم را به عمل آورید تا مطمئن شوید اطلاعات داده شده درست و بجا است و انتشار آنها، صرفا تبلیغات رایگان نیست. هیچ اطلاعاتی را بدون شواهد و مدارک مستدل، به عنوان واقعیت نپذیرید وگرنه ممکن است بی جهت یک واقعه را بیش از حد بزرگ کنید یا مبلغ یک شخص یا سازمان شوید.

بسیاری از اطلاعیه های مطبوعاتی توخالی و بی ارزش هستند. اما آنها را به داخل سطل زباله پرتاب نکنید. از آنها به عنوان یک نقطه شروع استفاده کنید. از آنها برای توليد فکر و ايده ای نو و گسترش محدوده ديد خود استفاده کنید.

نشست‌های مطبوعاتی

هدف نشست مطبوعاتی نیز همانند اطلاعیه مطبوعاتی عمدتا جلب توجه وتبليغ است.

شما باید نشستی را که در آن حضور پیدا می کنید و اطلاعاتی را که پوشش می دهید بادقت انتخاب کنید. نشست های مطبوعاتی بعضی اوقات ضروری و واجب و بعضی اوقات نامربوط هستند.

به عنوان نمونه در پی یک فاجعه عمده، لازم است که اطلاعات و اخبار به تعداد زیادی خبرنگار که کنجکاو و جويای واقعيت هستند، منتقل شود. اگر به هر کدام از این خبرنگاران وقت جداگانه ای برای مصاحبه با شخصیت های عمده داده شود، آن شخصیت ها دیگر وقت رسيدگی به کار اصلی خود را نخواهند داشت.

بعضی دیگر از نشست های مطبوعاتی شگردی برای تبلیغات رایگان هستند. هیچ لزومی ندارد که آنجا بنشینید و سکوت کنید. با سوالات خود آنها را به چالش بکشید و قوت و ضعف آنچه را گفته می شود، بيازماييد.

اگر جلسه خیلی خسته کننده بود، آن را ترک کنید و به دنبال خبری واقعی بروید: در جهان اتفاقات زياد دیگری هم رخ می دهد!

خلاصه درس

چشم و گوش خودباشيد

هرکسی که برای یک سازمان خبری کارمی کند، باید اطلاعاتش را که شامل چيزهايی است که خود دیده یا شنیده، در اختیار آن رسانه بگذارد. کارمندان یک رسانه اولین منبع گردآوری خبر هستند.خبرنگاران وظیفه ویژه‌ای برای گردآوری خبر دارند. این امر رسانه ها را قادر می کند که به خبرهایگوناگون دسترسی داشته باشند و خبرهای خود را تنها از منابع سنتی خبر، يعنی عمدتاسازمان ها و خبرگزاری ها، کسب نکنند.

مراکز خدمات اضطراری

تحريريه ها باید روشی داشته باشند که آنها را بی درنگ از وقايع مطلع کند و اطلاعاتی را که ارزش خبری دارند به آنها برساند. یکی از این روش ها تماس های منظم با مراکز خدمات اضطراری است. در تحريريه باید فهرستی از شماره تلفن های ضروری و برنامه زمان بندی شده برای تماس با آنان در دسترس همه باشد.

طرفهای تماس

طرف های تماس، کسانی هستند که با خبرنگاران ارتباط دارند و به آنها اطلاعات می دهند. آنها می توانند رسمی یا غیر رسمی باشند. هر خبرنگاری باید فهرستی از اسامی این اشخاص و جزئیات نحوه تماس گرفتن با آنان را مثل شماره تلفن، ای میل و نشانی پستی در دسترس داشته باشد. باید سعی کنید که شماره تلفن منزل و تلفن دستی اشخاص را هم پیدا کنید تا بتوانید در ساعات غیر اداری هم با آنان تماس بگیرید؛ چون ممکن است آنها نتوانند از محل کارشان آزادانه صحبت کنند.

مخاطبان

مخاطبان رسانه خود را تشویق کنید تا موضوعاتی را که در واقع خبرهای بالقوه هستند در اختیار شما بگذارند؛ اما همیشه اطلاعاتی را که آنها در اختیارتان می گذارند چند بار بررسی کنید تا از صحت آن مطمئن شوید. آنها روزنامه‌نگار نیستند و ممکن است تعبير درستی از وقایع نداشته باشند.

شاهدان عینی

حرف های مردم عادی که شاهد وقایع خارق العاده هستند، همیشه شنیدنی است. این شهادت ها، واقعیت ها را انسانی تر می کند و خبر را از خشکی در می آورد. اما مردم عادی ممکن است از روی شگفت زدگی و هیجان حرف هايی بزنند که قابل اعتماد نباشد.

روزنامه‌نگاران مستقل

بسیاری از مردم عادی از فروش خبر- یا آنچه که می‌تواند به صورت خبر درآید- به رسانه های مختلف درآمد ثابتی دارند که احتمالا چندان زياد نيست. بعضی اوقات این افراد روزنامه نگاران آموزش دیده ای هستند که مطلب کاملی را برای انتشار یا پخش عرضه می کنند. این روزنامه نگاران را روزنامه نگاران مستقل يا آزادنويس می نامند.

خبرگزاری‌ها

خبرگزاری‌ها شرکت هايی هستند که در ازای دریافت پول، خبر در اختیار رسانه ها می‌گذارند.

اینترنت

در شبکه جهانی اینترنت میلیون ها صفحه متن، عکس و بسیاری اوقات فیلم و صدا یافت می شود. در این صفحات گروه های مختلف با علائق خاص، هزاران موضوع را مطرح می کنند. این صفحات به صورت بالقوه منابع مناسبی برای کسب اطلاعات و برقراری ارتباطات جدید هستند. سایت های رسمی متعلق به شرکت ها، سازمان ها و ادارات دولتی منابع بسیار خوبی برای دستيابی به اطلاعات صحیح هستند. سایت های غیر رسمی سرشار از شایعات و حرف های درگوشی هستند. این سایت ها قابل اعتماد نیستند.

تقویم (دفتر روزنامه)

هر زمان اطلاعاتی درمورد وقایعی که قرار است در آینده اتفاق بیافتد به تحريريه برسد، باید وارد تقویم شود تا کسانی که در روز موعود سر کار هستند، از آن مطلع شوند.

بایگانی اطلاعات

بیشترتحريريه ها پرونده هايی با شماره های 1 تا 31 دارند که هر یک مربوط به یک روز ماه است و پرونده های روزانه خوانده می شوند. گروه بعدی پرونده ها، پرونده های ماهیانه هستند که هر کدام مربوط به یک ماه مشخص است. در آغاز هر ماه مدارک مناسب هر پرونده ماهیانه به پرونده های روزانه منتقل می شوند.

پرونده دیگری با نام پرونده آینده برای ایده هايی وجود دارد که تاریخ بخصوصی ندارند. در روزهايی که خبر زیادی نیست، خبرنگار می تواند با جست وجو در این پرونده مطالبی پیدا کند که قابليت تبدیل شدن به خبر را دارند.

کار لازم دیگر تشکیل بایگانی بریده روزنامه ها است. این بايگانی مخصوص مطالب مربوط به وقایع عمده و خبر های ادامه دار است. این بایگانی می تواند به عنوان مرجع، منبع اطلاعات و تاریخچه وقایع مورد استفاده قرار گیرد.

نگاه به دوردست

بعضی اوقات از خبرنگاران خواسته می شود که برای یک خبر ملی یا بین المللی زاویه ای پیدا کنند که به آن جنبه محلی بدهد. این کار “محلی کردن” خبر خوانده می شود.

بازگشت به گذشته

شما می توانید سری به یکی از خبرهايی که اخیرا تهیه کرده اید و سروصدايی در اطرافش نیست بزنيد و ببینید در حالی که حواس همه به جای دیگری معطوف بوده، در آن زمينه چه اتفاق های جدیدی افتاده است.

رسانه‌های دیگر

یک تیم خبری باید اخبار رسانه های رقیب را تعقیب کند تا شاید خبری جدید یا زاویه های جدیدی از خبری قدیمی را به دست آورد. برنامه های تلویزیون و مجله ها (هم مجله های عمومی و هم نشريات صنفی) ممکن است ایده و اطلاعاتی در مورد وقایع آینده در اختیار بگذارند که باید آنها را در تقویمی که قبلا صحبتش شد ثبت کرد. البته پيش از آن بايد اين دسته از اطلاعات را بررسی و ارزیابی کرد و از صحت آنها مطمئن شد.

اطلاعیه مطبوعاتی

اطلاعیه های مطبوعاتی زمانی يک منبع قابل استفاده خبری محسوب می شوند که اطلاعاتی مبتنی بر واقعيت و همچنين جالب توجه عرضه کنند. در غیر این صورت، بايد به فکر تهیه خبرهای دیگری بود.

نشست مطبوعاتی

باید نشستی را که در آن حضور پیدا می کنید و اطلاعاتی را که پوشش می دهید با دقت انتخاب کنید. نشست های مطبوعاتی بعضی اوقات واجب  و ضروری و بعضی اوقات نامربوط هستند. اگر جلسه خیلی خسته کننده بود، آن را ترک کنید و به دنبال خبرهای واقعی بروید.


مبانی روزنامه نگاری ۲

اين دوره در ادامه دوره “مبانی روزنامه نگاری ۱” ارائه می شود و شامل مطالبی درباره دقت در خبرنويسی، بررسی صحت خبرها و شيوه نگارش مطلب خبری است.

دقت و صحت

دستيابی به اطلاعات دقيق و درست بزرگ ترین چالشی است که در برابر روزنامه نگاران قرار دارد. گزارش های اشتباه، خجالت آور است و می تواند هم از نظر مالی و هم از نظر حرفه ای هزینه هايی در بر داشته باشد. اين درس، توصيه های مفيدی را برای دور ماندن از اين خطر ارائه می کند

گزارش های رسیده حاکی از آن است که “…”

یک روز صبح، يکی از کارکنان بخش شنود بی بی سی در جنوب انگلستان (که شبکه های راديو و تلويزيونی سراسر جهان را کنترل می کند)، در حين گوش دادن به یک رادیو فارسی زبان که برای ایران برنامه پخش می کند، یک باره از جای می جهد. این رادیو ادعا می کند که اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده که غربی ها در به در دنبالش می‌گردند، دستگیر شده است.

این روزنامه نگار فورا به تحريريه اصلی بی بی سی در غرب لندن اطلاع می‌دهد. شبکه داخلی خبر بی بی سی فورا خبر کوتاهی منتشر می کند که در آن نام منبع خبر را ذکر کرده و تاکید می کند که این خبر هنوز تايید نشده است.

ظرف چند دقیقه، تقريبا تمام تلویزیون های خبری بریتانیا و آمریکا این خبر را پخش می کنند. اما زمانی که خبرنگاران این گزارش را پيگیری می کنند، مقامات هر دو دولت بلافاصله آن را تکذیب می کنند و ظرف یک ساعت بی بی سی از پخش مجدد این شایعه خودداری می کند.

یکی از سردبیران ارشد بخش خبری بی بی سی می گوید:

“به محض اينکه ما خبر را با ذکر کامل منبع آن پخش کردیم، دریافتیم که نمی توانیم صحت آن را تاييد کنيم و بلافاصله جلو پخش مجدد آن را گرفتیم. حالا که عمیق تر به این جریان نگاه می کنيم، پی می بریم که باید قبل از پخش خبر تائیدنشده دستگیری بن لادن، یکی دو دقیقه بیشتر وقت صرف آن می کردیم.”

این جریان برای بی بی سی خجالت آور بود به ویژه آنکه درست یک روز قبل از آن، بار دیگر از همه کارمندانش خواسته بود که خونسردی خود را حفظ کنند و به آنان یادآور شده بود که:

“بهتر است که دوم شویم اما خبر را دقيق بدهيم تا اینکه اول شویم اما اشتباه کنیم.”

دقیق بودن یکی از بزرگ ترین چالش های پيش روی خبرنگاران است.

قاعده اول

اشتياق روزنامه نگاران برای آنکه خبرها را پيش از رقبايشان به دست بياورند، باعث می شود که نخستين قاعده روزنامه نگاری را فراموش کنند.

خبرها بايد درست باشند

اطلاعات به دست آمده هميشه بايد مورد بررسی قرار گيرد و با منابع ديگر مقايسه شود، به ويژه در موقعيت های حساسی که انتشار آن اطلاعات می تواند پيامدهای گسترده ای داشته باشد.

برخی از منابع خبری بيش از ديگران قابل اعتماد هستند. با اين حال ممکن است که يک منبع واحد، درکی نادرست از يک موضوع يا نکته داشته باشد. اين خطا به سادگی می تواند به مطالبی که بر اساس اين اطلاعات توليد می شود، سرايت کند. يک قاعده خوب اين است کهحداقلدو منبع مستقل داشته باشيد. رعايت اين قاعده، احتمال درست بودن اطلاعات را بيشترمی کند، اما باز هم به آن قطعيت نمی بخشد.

با اطلاعاتی که دريافت می کنيد، برخوردی دقيق و انتقادی داشته باشيد. از خودبپرسيد که چرا يک منبع، اطلاعات مشخصی را در اختيارتان می گذارد. آيا اين شخص می خواهد بر شما تاثير بگذارد؟ فريبتان بدهد؟ یا از شما استفاده کند تا به رقيبش ازطريق رسانه ها لطمه بزند؟ سعی کنيد زمينه و حواشی هر خبر را برای خود روشن کنيد.

به خاطر داشته باشید که یک روزنامه نگار در موقعیتی است که باید با حقایق کار کند نه با شایعات. این وظیفه اوست، و نه منبع، که از صحت خبر اطمینان يابد.

هنگامی که با حقایق سر و کار دارید، اين نکته را فراموش نکنيد: “اگر شک و تردیدی دارید، این خبر را کنار بگذارید!”

حالا ببینیم در کجاها باید به دنبال خبر باشیم.

صحبت با کسانی که در محل واقعه بوده اند

قابل اعتمادترین خبرها، گزارش های همکاران خود شما ازمشاهدات و شنیده‌هایشان است. البته این امر همیشه ممکن نیست. ما اغلب باید گزارش هايی بنویسیم که بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از دیگران تهیه شده است.

بهترین راه این است که این اطلاعات از منابع “دست اول” مثل شاهدان عینی به دست آید، یعنی کسانی که در زمان رخ دادن واقعه در محل حضور داشته‌اند.

به یاد داشته باشید کسانی که آموزش روزنامه نگاری ندیده اند، در به یاد آوردن واقعیت ها و جزئیات به هيچ وجه دقيق نیستند. اضافه بر آن مردم بر اثر اضطراب (در زمان فاجعه ای طبیعی یا رخ دادن جنایت) بیشتر سردرگم می شوند.

این را هم به یاد داشته باشید که بعضی ها ممکن است به دلايل خاصی اطلاعات غلط به شما بدهند. در زمان جنگ و فاجعه برخی سعی خواهند کرد تا اطلاعات را چنان عرضه کنند که واقعیتی مسلم به نظر آید.

به طور کلی شما نباید تنها به یک منبع اتکا کنید. سعی کنید آن اطلاعات را از راه های ديگری هم تايید کنید.

در واقع بهترین کار این است که اطلاعات تايیدنشده مورد استفاده قرار نگیرد. (اشتباه بی بی سی در مورد دستگیری اسامه بن لادن را به یاد بیاورید). اما اگر لازم است که به آن اطلاعات اشاره شود، باید حتما و قطعا گفته شود که اين خبر تايید نشده است. بعد از آن با سرعت هر چه تمام تر تايید یا تکذیب آن اطلاعات را به دست آورید و خبر خود را به روز کنید.

با منابع قابل اعتماد دیگر هم صحبت کنید

بعضی از منابع را می توان تا حد معقولی از دیگر منابع قابل اطمينان تریا دست کم رسمی تر فرض کرد. از جمله آنها می توان به اين منابع اشاره کرد:

پلیس و ساير مراکز خدمات اضطراری

دادگاه ها

مقام های دولتی

بر حسب وضعیت و شرایط خاص، شما می توانید اطلاعاتی را که این منابع در اختیار شما می گذارند، بدون اخذ تايید از منبع دیگری منتشر کنید.

خبرنگاران باید بدانند برای به دست آوردن اطلاعات تازه و موثق به کجا مراجعه کنند. از این رو باید فهرستی از منابع مهم را در اختیار داشته باشند.

اشتباهات قبلی را تکرار نکنید

هنگامی که اطلاعات را از بایگانی خودتان یا بریده روزنامه هایقدیمی به دست می آورید باید احتیاط کنید، به ویژه اگر اطلاعات از سازمان های دیگررسيده باشد. چطور می توانيد به صحت آنها پی ببريد؟

همچنین مراقب باشید اشتباهات تازه ای مرتکب نشوید. اغلباوقات اشتباه زمانی رخ می دهد که یک خبر را بازنویسی می کنید یا اطلاعات را ازمنابع گوناگونی می گيريد.

هنگام نوشتن يک نام يا خواندن يک شماره، ممکن است به آسانی دچار اشتباه شويد. همواره مجددا به متن اصلی رجوع کنید.البته بهتر از آن مراجعه به منبع اصلی اطلاعات است.

خطر در جزئیات است

نام- برای افراد، بسیار مهم است که نامشان صحیح ذکر شود. “محمد علی حسينی” درست است يا “علی حسينی”؟ اين نکته دست کم برای آقای حسينی اهميت دارد.

مقام- یک نفر را همیشه “معاون مدیر عامل” معرفی کرده اید. اما شاید ترفیع گرفته و “مدیر عامل” شده است. این تغییر کوچک برای مخاطب شما اهمیت دارد چون هر چه مقام بالاتر باشد، اعتبارش بیشتر است. اگر شک دارید به شرکت او تلفن کنید و سوال کنید.

عنوان – در بعضی مشاغل حساسیت به عنوان زیاد است؛ یک سرلشکر ارتش خوشش نمی آید درجه اش سرتیپ ذکر شود، چون تنزل مقام است. مراقب باشید که با عنوان اشتباه، کسی را تنزل یا ترفیع ندهید.

املاء: “خزاعی” یا “خزائی”؟ هر دو به گوش یکسان می آیند، اما انتشار اسامی با املای اشتباه کار درستی نیست. شاید به نظر بیاید که این امر تنها در نشریات و اینترنت مهم است و در رادیو و تلویزیون اثری ندارد. اما این طور نیست. اگر خبرها با اسم اشتباه بایگانی شوند وقتی بعدها به دنبال پیشینه يک خبر می گرديد آن را پیدا نمی کنید.

تاریخ، زمان و محل- حدس نزنید. سوال کنید.

ارقام: یک صفر ناقابل ۱۰ را تبدیل به ۱۰۰ می کند. بعضی خبرنگاران ترجیح می دهند تا رقم را با حروف بنویسند (صد به جای ۱۰۰) چون احتمال اشتباه در خواندن و نوشتن حروف کم تر است. اگر در مورد صحت ارقام شک دارید، حتما آن را به منبعش نسبت دهید:

“سازمان دهندگان تظاهرات می گویند که بیست هزار نفر در شهر راه پیمايی کردند.”

اشتباه در هویت افراد

اشتباه در معرفی افراد منجر به شکایت های بسیار می شود. اگر علی‌حسينی در دادگاه به جرم فساد مالی محکوم شود و شما تصویر علی حسينی دیگری را منتشر کنید، حسينی بی‌گناه می تواند از شما به دادگاه شکایت کند که به او افترا زده‌اید. او خواهد گفت که به دليل اشتباه شما، دوستان و همکارانش او را فاسد تصور کرده و به او پشت کرده‌اند.

در بسياری از کشورهای جهان، دادگاه اغلب جريمه و غرامت‌های مالی سنگینی برای پرداخت به این افراد تعيين می کند. به ویژه اگر به اين نتيجه برسد که روزنامه نگار سهل‌انگاری کرده است.

آیا منظورتان این است؟

در نقل قول ها باید بسيار محتاط بود.مراقب باشید که مفهوم یک گفته تغییر نکند. آیا آنچه نقل می کنید بيانگر منظور واقعی گوینده است؟ آیا شما با نقل گزینشی گفته او، حرفش را مخدوش نکرده اید یا بی جهت تاکیدی بر آن نگذاشته اید؟

اظهارنظرها هم مانند اطلاعات و واقعيت ها باید دقیق گزارش شوند.

صحیح تلفظ کنید

مجريان راديو يا تلويزيون که نام شخص يا مکانی را به اشتباه تلفظ کنند، مايه تمسخر شنوندگان و بينندگان می‌شوند، به ویژه اگر در تلفظ نام شناخته شده ای اشتباه کرده باشند. آنها بلافاصله متوجه می شوند که مجری، بر خلاف تصور آنها دانش ندارد و مطلع نیست.

نویسندگان می توانند برای کمک به کسی که متن را می خواند تلفظ صحیح اسامی را در داخل پرانتز بنویسند: حسنی که هم (HOSSNI) و هم (HASSANI) خوانده می شود یا، مبصر که هم (MOBASSER) و هم (MOBSSER) تلفظ می شود.

بعضی اسامی که به ظاهر ساده می نمایند هم می توانند باعث اشتباه شوند: سرخس (SARAKHS) در یک رادیو فارسی زبان (SARKHAS) خوانده شد یا، اشکور (ESHKAVAR) که در رادیو دیگری (ESHKOOR) تلفظ شد.

اگر همیشه فهرستی از تلفظ صحیح اسامی و نام هايی که زیاد به کار برده می شوند، به ویژه اسامی غیر فارسی، در استودیو وجود داشته باشد، به مجريان کمک بزرگی می شود.

حدس نزنید، استنباط هم نکنید

نمایندگی دایم ایران در نیویورک یا نماینده ایران در سازمان ملل که در نیویورک مقیم است؟ آقای همتی مدیرعامل شرکت ایران رسا بود یا مدیر تولید شرکت بود؟

“فکر کنم مدیر عامل بود … وقت چک کردن هم ندارم … حوصله چک کردن هم ندارم.”

بسیاری از اشتباهات زمانی رخ می‌دهد که شما “فکر می‌کنید” اطلاعاتی درست است یا به خودتان می‌گویید “باید درست باشد” یا “تا آنجا که یادم می‌آید باید همین باشد”.

حدس و گمان را کنار بگذارید و همه چیز را بررسی کنید تا از درستی آن مطمئن شوید. اشتباهات کوچک ضررهای بزرگ به بار می‌آورد و اعتبار شما و نشریه‌ای را که در آن کار می‌کنید بر باد می‌دهد.

يان مه يس ؛ دبير بخش خوانندگان روزنامه گاردين که سياستش تصيح اشتباهات مهم در اولين فرصت ممکن است:

“چرا روزنامه ها حق دارند که دائم از ديگران بخواهند که در قبال اعمالشان مسئول باشند اما خود از پذيرش مسئوليت کارهايشان پرهيز دارند؟”

“يک اصل مهم در رويکرد اخلاقی به روزنامه نگاری اين است که اگر خبری را اشتباه داديم، يا به عبارت ديگر به مردم اطلاعات غلط رسانديم، مسئوليتش را قبول کنيم.”

“تجربه موسساتی که فرهنگ قديمی رسانه ها را (مبنی بر اينکه هرگز زير بار اشتباهشان نروند و تا زمانی که وکيل مجبورشان نکرده پوزش نخواهند) کنار گذاشته اند، نه تنها منفی نبوده بلکه مثبت بوده است. اعتماد ميان روزنامه و خوانندگانش تقويت شده،و دعاوی حقوقی کاهش يافته. اين رويه به احترام و شانی که روزنامه نگاران برای خود قائلند، لطمه ای نمی زند.”

زمانی که اشتباه رخ می دهد

ما همه بشریم و بشر جایزالخطا است. روش برخورد با اشتباه به همان اندازه اهمیت دارد که دقت در تهیه خبر.

اغلب روزنامه ها سیاستشان این است که اشتباهات خود را در شماره های بعدی تصحیح کنند حتی اگر اشتباه جزيی باشد، از جمله غلط‌های تایپی.

در رادیو و تلویزیون این کار برای مجریان مشکل تر است، اما غیر ممکن نیست. یک آمارگیری از مجریان تلویزیون‌های آمریکا نشان می دهد که دو سوم آنها آمادگی دارند که ضمن اجرای برنامه اشتباه خود یا دیگران را تصحیح کنند. به گفته آنان این کار اعتبارشان را حفظ می کند:

“ما باید مسئولیت اشتباه ها را بپذیریم. با این کار احترام مخاطبان به ما بیشتر می شود. آنها توقع ندارند که ما هرگز اشتباه نکنیم.”

“من قویا معتقدم که اعتراف به اشتباه ما را ضعیف نمی‌کند بلکه قوی تر می کند.”

تصحیح اشتباه ها باید با فوریت صورت گیرد، در صورت امکان در همان برنامه ای که اشتباه در آن انجام گرفته است. تصحیح به موقع یک اشتباه جدی (یا مطلبی که شايد موجب ابهام شود) می تواند از شدت لطمه وارد شده بکاهد و خطر شکایت به دادگاه را کاهش دهد:

“چند دقیقه پیش خبر دادیم علی حسينی به جرم فساد مالی در دادگاه محکوم شده است. لازم است روشن کنیم که شخص محکوم شده علی حسينی مدیرعامل شرکت کفش آپادانا نیست.”

اما اگر خطر شکایت به دادگاه وجود داشته باشد، لازم است قبل از تصحیح اشتباه با یک مشاور حقوقی مشورت شود. این خطر همیشه وجود دارد که با تصحیح اشتباه، میزان توجه به آن بیشتر شود و مخاطبان بیشتری از آن مطلع شوند.

در بسیاری از روزنامه‌ها و موسسات رسانه‌ای ایران مشاوران حقوقی در دسترس نیستند. اما به راحتی می‌توانید شماره تلفن وکلایی را که اغلب در دادگاه‌ها از رسانه‌ها دفاع می‌کنند پیدا کنید.

نگاهی به تاریخ مطبوعات به خصوص در سال‌های اصلاحات هم می‌تواند نشان دهد انتشار چه مطالبی مدیران مطبوعات را به دادگاه‌ها کشانده و منجر به توقیف نشریات شده.

با درج واژه “توقیف” در موتور جستجوگر سایت فارسی بی بی سی، سایت خبرگزاری ایرنا یا ایسنا می‌توانید به انبوهی از اخبار مربوط به توقیف مطبوعات در ایران نگاهی بیاندازید.

بعضی شبکه ها توضيح و تصحیح خود را در همان ساعتی پخش می کنند که اشتباه اصلی رخ داده است تا تعداد بیشتری از کسانی که اشتباه اصلی را شنیده اند، تصحیح آن را هم بشنوند:

“در برنامه دیروز گزارش دادیم که زمین لرزه بم در سال ۱۳۸۱ رخ داده است. چند شنونده در تماس تلفنی با ما یادآوری کرده اند که سال صحیح زمین لرزه بم ۱۳۸۲ است. در این جا با پوزش، اشتباه خود را تصحیح می کنیم.”

ذکر اینکه اشتباه چه بوده و سپس تصحیح کردن آن، عامل مهمی در موثر بودن این تصحیح است.

خلاصه درس

بهتر است که دوم شویم اما خبر را دقيق بدهيم تا اینکه اول شویم اما اشتباه کنیم

اگر بخواهید اعتبار خود را حفظ کنيد و معتبر بمانيد، رعايت دقت و صحت ضروری است. مخاطب شما، اشتباه ها را فراموش نمی کند و آنها را ناديده نمی گيرد. اگر اشتباه تکرار شود، مخاطبان به تمام گزارش های بعدی مظنون می شوند، اگرچه اشتباهی هم در آنها نباشد.

اشتباه ها می توانند هزینه بسیار زیادی داشته باشند. کسانی که حس کنند اشتباه شما به آنان لطمه زده است، به احتمال زیاد سعی خواهند کرد در دادگاه این لطمه را جبران کنند و دادگاه هم نسبت به آنان همدلی نشان خواهد داد.

صحبت با کسانی که در محل واقعه بوده‌اند:

قابل اعتماد ترین خبرها، گزارش های همکاران خود شما ازمشاهدات و شنیده هایشان است. البته این امر همیشه ممکن نیست. ما اغلب باید گزارش هايی بنویسیم که بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از دیگران تهیه شده است. بهترین راه این است که این اطلاعات از منابع “دست اول” مثل شاهدان عینی به دست آید، یعنی کسانی که در زمان رخ دادن واقعه در محل حضور داشته اند.

به یاد داشته باشید کسانی که آموزش روزنامه نگاری ندیده اند، در به یاد آوردن واقعیت ها و جزئیات ماهر نیستند. به علاوه، مردم در اثر اضطراب (در زمان فاجعه طبیعی یا رخ دادن جنایت) بیشتر سردرگم می شوند.

این را هم به یاد داشته باشید که بعضی ها ممکن است به دلایل خاصی اطلاعات غلط به شما بدهند. در زمان جنگ و فاجعه برخی سعی خواهند کرد تا اطلاعات را چنان عرضه کنند که واقعیت مسلم به نظر آید.

به طور کلی شما نباید تنها به یک منبع اتکا کنید. سعی کنید از راه های دیگری هم آن اطلاعات را تايید کنید.

بر حسب وضعیت و شرایط خاص، شما می توانید اطلاعاتی را که منابع رسمی چون پلیس یا مقام های دولتی در اختیار شما می گذارند بدون اخذ تايید از منبع دیگری منتشر کنید.

خبر را به منبع آن نسبت دهید:

منابع خود را تا جايی که امکان دارد، معرفی کنيد و از آنها در متن خبر خود نام ببريد. این روند انتساب يا نسبت دادن خوانده می شود و اثرش این است که شما شایعه یا نظر را به عنوان واقعیت عرضه نمی کنید. خوانندگان، بینندگان یا شنوندگان شما خود تصمیم می گیرند که این اطلاعات را بپذیرند یا نپذیرند.

گزارش خبرگزاری ها را ارزیابی کنید:

قابل اطمينان بودن گزارش های خبرگزاری ها بستگی به خبرگزاری، دفتر محلی آن و خبرنگارش دارد. با گذشت زمان شما خود خواهيد توانست گزارش های قابل اعتماد را تشخیص دهید.

اشتباه قبلی را تکرار نکنید:

هنگامی که اطلاعات را از بایگانی خودتان یا بریده روزنامه های قدیمی به دست می آورید باید احتیاط کنید، به ویژه اگر اطلاعات از سازمان های دیگر به دست آمده باشد.

همچنین مراقب باشید اشتباهات تازه ای مرتکب نشوید. اشتباه اغلب زمانی رخ می دهد که یک خبر را بازنویسی می کنید یا اطلاعات خود را از منابع گوناگونی گرفته ايد.

خطر در جزئیات است:

نام‌ها، عناوین، املا، تاریخ، زمان، محل و ارقام را چند بار کنترل کنید.

اشتباه در معرفی افراد، منشأ شکایت های بسیاری بوده است. اگر علی حسينی در دادگاه به جرم فساد مالی محکوم شود و شما تصویر علی حسينی دیگری را منتشر کنید، حسينی بی گناه می تواند از شما به دادگاه شکایت کند که به او افترا زده اید. او خواهد گفت که در اثر اشتباه شما دوستان و همکارانش او را فاسد تصور کرده و به او پشت کرده اند.

آیا منظورتان این است؟

در نقل قول ها باید بسيار محتاط بود. مراقب باشید که مفهوم یک گفته تغییر نکند. آیا آنچه نقل می کنید بيانگر منظور واقعی گوینده آن است؟ آیا شما با نقل گزینشی گفته او، حرفش را مخدوش نکرده اید یا بی جهت تاکیدی بر آن نگذاشته اید؟ نظرها هم مانند واقعیت ها باید دقیق گزارش شوند.

صحیح تلفظ کنید:

نویسندگان می توانند برای کمک به گويندگان و مجريانی که متن را می خوانند تلفظ صحیح اسامی را در داخل پرانتز بنویسند. اگر همیشه فهرستی از تلفظ صحیح نام هايی که زیاد به کار برده می شوند، به ویژه اسامی غیر فارسی، در استودیو موجود باشد کمک بزرگی به مجریان شده است.

زمانی که اشتباه رخ می دهد:

ما همه بشریم و بشر جایزالخطا است. روش برخورد با اشتباه به همان اندازه اهمیت دارد که دقت در تهیه خبر.

تصحیح اشتباه ها باید با فوریت صورت گیرد، در صورت امکان در همان برنامه ای که اشتباه در آن انجام گرفته است. تصحیح به موقع یک اشتباه جدی (یا آنچه شايد موجب ابهام شود) می تواند از شدت لطمه وارد شده بکاهد و خطر شکایت به دادگاه را کاهش دهد. ذکر اینکه اشتباه چه بوده و سپس تصحیح کردن آن عامل مهمی در موثر بودن این تصحیح است. اما اگر خطر شکایت به دادگاه وجود داشته باشد، لازم است قبل از تصحیح اشتباه با یک مشاور حقوقی مشورت شود. این خطر همیشه وجود دارد که با تصحیح اشتباه، میزان توجه به آن بیشتر شود و مخاطبان بیشتری از آن مطلع شوند.

بعضی شبکه ها تصحیح خود را در همان ساعتی پخش می کنند که اشتباه اصلی رخ داده است تا تعداد بيشتری از کسانی که اشتباه اصلی را شنیده اند تصحیح آن را هم بشنوند.

خبرنویسي

چگونه برای نوشتن متن يک خبر آماده شويم. بعلاوه چند “بايد و نبايد” مفيد.

يادداشت برداری: از دفترچه‌های يادداشت تا کامپيوتر

بايد سوابق کامل فعاليت هايی را که برای گردآوری خبر انجام داده ايد، حفظ کنيد. دفترچه هايتان بايد شماره صفحه داشته باشد و روی جلد آنها بايد بنويسيد که هر دفترچه شامل يادداشت هايتان از چه تاريخی تا چه تاريخی است. هر يادداشت بايد به طور جداگانه تاريخ داشته باشد و دفترچه را بايد در جای مطمئنی نگاهداری کنيد.

ممکن است چنين کاری خسته کننده به نظر برسد، اما اين سوابق به عنوان مرجع شخصی برای شما ارزشمند خواهد بود. ممکن است بعدا برای حصول اطمينان از دقت گزارش خود به آنها احتياج داشته باشيد.

بايد هميشه يادداشت های روشنی در باره مصاحبه هايی که می کنيد داشته باشيد تا در موقع لزوم بتوانيد به خاطر بياوريد اين مصاحبه ها را در کجا و در چه زمانی انجام داده ايد. اگر از موقعيتی که به سرعت در حال تغيير و تحول است گزارش می دهيد، بايد تا آنجا که می توانيد مطالب را بنويسيد يا ضبط کنيد. شرحی از صحنه، تعداد افرادی که در آنجا هستند، حضور پليس يا نيروهای امدادی و عوامل خدمات عمومی از نکاتی هستند که بايد در اين يادداشت ها به آنها اشاره کنيد.

اگر حادثه ای ساعت ها يا روزها طول می کشد، زمان هريک از رويدادهای مهم اين حادثه را يادداشت کنيد. اگر اين کار را نکنيد، ممکن است بعدها به خاطر آوردن جزئيات حادثه يا ترتيب وقوع آنها برايتان دشوار باشد.

برای اين کار در دوطرف صفحات دفترچه هايتان حاشيه های پهنی در نظر بگيريد. تاريخ ها، زمان ها و مکان مصاحبه ها را می توانيد در اين حاشيه ها يادداشت کنيد.

همين دقت را هم بايد در مورد نوارهای صدا به کار ببريد. اگر مکالمات يا ملاقات ها را ضبط می کنيد، اطمينان پيدا کنيد که روی نوارها با برچسب، تاريخ و موضوع مطالب را مشخص کرده ايد. نوار را در جای مطمئنی قرار دهيد. نوارهای مهم را بايد غيرقابل ضبط کنيد تا از احتمال پاک شدن يا ضبط مطلب ديگری روی آنها به طور اتفاقی جلوگيری شود. ممکن است بعد ها به اين نوار ها برای اينکه بدانيد اشخاص در يک مورد خاص چه گفته اند، احتياج پيدا کنيد.

آيا می دانيد که چطور از کامپيوترتان استفاده کنيد؟ اگر نمی دانيد از همکارانتان کمک بگيريد. هنگامی که در حال نوشتن خبری هستید و می خواهيد آن را به موقع ارسال کنيد، نمی خواهيد که نا آشنايی با تکنولوژی، سرعت کار شما را کم کند. اگر می خواهيد از خارج از محل کارتان گزارش تهيه کنيد، اطمينان پيدا کنيد که نحوه انجام اين کار را می دانيد. اگر نتوانيد گزارشی را که از يک ماجرای بسيار هيجان انگيز تهیه می کنید بفرستيد و به خواننده منتقل کنيد، تهیه آن فايده ای ندارد.

شيوه نامه

بيشتر روزنامه ها به روزنامه نگاران خود يک شيوه نامه می دهند. شيوه نامه برای اين است که کارها را هم برای شما و هم برای خواننده راحت تر کند. اگر در موردی ممکن است نظرات و شيوه های مختلفی رايج باشد و بايد دست به انتخاب بزنيد، شيوه نامه به شما می گويد که کدام گزينه را انتخاب کنيد.

چند مثال:

آيا علامت جمع را به صوت پيوسته می نويسيم يا جدا؟ (مثلا کتاب‌ها يا کتابها)
اگر اصولا دشنام و کلمات توهين آميز در مطلب خود به کار می بريم؛ آيا آنها را در گيومه می گذاريم يا نه؟

اعداد و ارقام را چگونه می نويسيم؟

در روزنامه ها معمولا:

۱- اعداد از یک تا نه را با حروف می نویسند ( مثلا “هشت سگ” درست و “۸ سگ” نادرست است). اما در رسانه های فارسی غالبا برای جلوگیری از اشتباه شدن عدد ۹ با حرف نفی (نه)، آن را با حروف نمی نویسند و فقط تا عدد هشت را با حروف می نویسند.

۲- ارقام میلیونی را تا نه میلیون با حروف و از ۱۰ میلیون با عدد می نویسند. در این مورد هم رسانه های فارسی، تا هشت میلیون را با حروف و از ۹ میلیون را با عدد می نویسند.

۳- مبالغ را در رسانه های غربی همراه با علامت های ویژه واحد پول (مثل $ برای دلار و £ برای پوند) می نویسند اما برای ریال یا تومان، استفاده از علامتی مرسوم نیست و رسانه های فارسی برای واحدهای پول غربی هم از علائم ویژه استفاده نمی کنند.

۴- هرگاه جمله ای با عدد شروع شود، همیشه عدد را با حروف می نویسند.

پیوسته شيوه نامه نشریه ای را که برای آن کار می کنید، در نظر داشته باشید و هميشه براساس آن عمل کنيد.

کتابخانه

بسياری از موسسات رسانه ای کتابخانه خوبی دارند که شما بايد از آن استفاده کنيد. اگر در باره نکته يا اطلاعاتی اطمينان نداريد، به حافظه خود اتکا نکنيد. حتما در باره آن تحقيق کنيد. ممکن است صرفا به دنبال نام کامل و صحيح شخصی باشید که اخيرا در خبرها مطرح شده است، اما همين را هم بايد بتوانيد در کتابخانه پيدا کنيد.

يک کتابخانه خوب منابع گسترده ای دارد که می توانيد با استفاده از آنها، مطالب بيشتری در زمينه سابقه خبر يا گزارشی که می‌نويسيد تهيه کنيد. اگر اطلاعات خود را از منابع و مراجعی برداشت می کنيد که در حوزه اطلاعات عمومی محسوب می شوند، می توانيد آنها را بدون هيچ محدوديتی نقل کنيد، اما اگر مطالب يا اطلاعات خود را از انتشارات خصوصی برداشته ايد بايد حتما منبع نقل قول را ذکر کنيد و مطالبی را که از آن نقل می کنيد در حد اقل ممکن نگهداريد.

چنين امکانات تحقيقاتی ممکن است هنگامی که در بيرون از اداره کار می کنيد در دسترستان نباشد. راه ديگری که برای کسب اين اطلاعات وجود دارد اينترنت است، اما هميشه بايد با احتياط با اينترنت برخورد کنيد.

البته سايت های قابل اعتماد بسياری هستند که اطلاعات دقيقی در مورد مطالب مختلف به شما عرضه می کنند. اما هزاران سايت هم هستند که يا به تبليغات می پردازند، يا خيال پردازی می کنند، يا تعمدا اطلاعات غلط در اختيار ديگران می گذارند و يا دلبسته تئوری های توطئه هستند. کمترين خطر استفاده از اطلاعات مشکوک اين است که بعد ها ممکن است مجبور شويد در برابر قانون اين اطلاعات را توجيه کنيد.

چند نکته جزئی پيش از آنکه دست به قلم ببريد.

- اطمينان حاصل کنيد که توضيحات مقدماتی را که به شما می دهند درک می کنيد. سردبيران خبر از جمله گرفتار ترين اشخاص در تحريريه ها هستند. گاهی آنها خبرنگاران را خيلی سريع و بدون دادن جزئيات در باره مطلب توجيه می کنند. تا موقعی که مطمئن نشده ايد که از شما چه می خواهند کارتان را شروع نکنيد. اطلاعاتی را که گرفته ايد برای سردبير خبر تکرار کنيد تا مطمئن شويد که مطلب را درست فهميده ايد. يادتان باشد که حتما بپرسيد چند کلمه بايد بنويسيد. در صورت لزوم پيش از آنکه شروع به نوشتن کنيد از ديگر خبرنگاران باسابقه راهنمايی بخواهيد. چند دقيقه خجالت کشيدن بهتر از نوشتن خبر يا گزارشی است که به درد نخواهد خورد. اگر مطلبی بنويسيد که به کار هيچ کس نيايد، بعدا بيشتر شرمنده خواهيد شد.

- اگر به شما ماموريتی داده اند که ممکن است برای خودتان خطری داشته باشد، ريسک موجود را افزايش ندهيد. تا جايی که می توانيد، با يک يا چند نفر از همکارانتان کار کنيد. اطلاعات کاملی در باره اينکه به کجا می رويد و چه موقعی قرار است برگرديد به جا بگذاريد. اين احتياط ها از شما، خانواده و کارفرمايتان مراقبت می کند. شما که نمی‌خواهيد بی جهت به پليس اطلاع داده شود که شما سربه نيست شده ايد!

گردآوری اطلاعات: آنچه مخاطبان می خواهند

بياييد يک حادثه تصادف قطار را مثال بزنيم. مخاطبان شما به چند دسته تقسيم میشوند:

بعضی ها به دنبال آن هستند که بدانند:

- آيا از اعضای خانواده آنها کسی در قطار بوده است؟

- آيا جراحت ها جدی و وخيم بوده؟

- آيا قربانيان را به بيمارستان برده اند؟

- و اگر چنين است، کدام بيمارستان؟

ديگرانی هستند که ممکن است در صدد باشند با قطار و در همان مسير مسافرت کنند. آنها می خواهند بدانند:

- آيا رفت و آمد در آن مسير مختل شده است، يا نه؟

و همه می خواهند بدانند:

- آيا اين يک رويداد استثنايی بوده؟

- آيا اخيرا حوادث مشابهی رخ داده است؟

- آيا اقدامات ايمنی برای جلوگيری از حوادث بعدی صورت گرفته يا نه؟

در مورد تحولات سياسی، مخاطبان می خواهند بدانند يک وزير کابينه چند بار وعده خاصی را داده و آيا شواهدی در دست هست که نشان دهد او به وعده خود عمل کرده است يا نه. آنها همچنين ممکن است بخواهند بدانند که اشخاص آگاه و مطلعی که در ميان مخاطبان رسانه هستند، در باره آخرين اظهارات اين وزير چه نظری داده اند.

از کسانی که دانش تخصصی دارند، اطلاعات باارزشی می توان کسب کرد اما شرکت دادن آنها در امر گرد آوری اطلاعات بايد با احتياط صورت پذيرد. ممکن است آنها متخصصان کارآمدی باشند که نظراتشان موثق است.

اين نکته بسيار مهم است که اطلاعاتی که از هر منبعی کسب می شود، به همان منبع نسبت داده شود. بنابراين به مخاطبان خود بگوييد که چه کسی اين اظهارنظر را کرده است. برای آنها فرق می کند که بدانند آيا پروفسور X در زمينه تخصصی خود اظهارنظر کرده يا آنکه صرفا در زمينه ای عمومی و خارج از حيطه تخصص خود نظر داده است. زيرا در زمينه های عمومی، نظر هر يک از مخاطبان هم به اندازه نظر اين پروفسور معتبر خواهد بود.

روايت‌های شاهدان عينی

روايت شاهدان عينی که از ميان مردم عادی هستند، اغلب می تواند جزئيات مهم و چشمگيری را به گزارش اضافه کند. اما بايد به خاطر داشته باشيد که حرف شاهدان در اغلب موارد قابل اتکا نيست. آنها ممکن است هنوز شوکه باشند. بايد تا جايی که می توانيد از آنها اطلاعات شخصی هرچه بيشتری بگيريد به طوری که بتوان به راحتی آنها را شناسايی کرد. اگر آنها نمی خواهند که نامشان افشا شود، بهترين کار اين است که شهادت آنها را ناديده بگيريد.

هنگامی که متوجه شديد با چه کسی می خواهيد صحبت کنيد، دقت کنيد تا دريابيد موقع وقوع حادثه کجا بوده است. همه شاهدان لزوما هنوز از حادثه فاصله نگرفته اند، بخصوص اگر عواطف آنها درگير حادثه باشد. بنابر اين طبيعی است که در روايت های مختلف، اختلاف هايی ديده شود.

شما هرگز نبايد سعی کنيد که اين روايت ها را به هم نزديک کنيد زيرا بعيد است بتوانيد دريابيد که کدام يک از اين روايت ها دقيق تر است. بنابراين بهتر است که يک تصوير کلی از حادثه را از خلال روايت های متعدد ارائه کنيد تا اينکه صرفا به يک روايت اکتفا کنيد که ممکن است سرانجام پرسش برانگيز هم باشد.

برخی افراد تنها به شرطی حاضر به دادن اطلاعات هستند که ناشناس بمانند. آنها اطلاعاتی را به خبرنگاران ارائه می کنند و می گويند: “اين محرمانه است.” در مورد پذيرفتن چنين اطلاعاتی احتياط کنيد. سعی کنيد آن شخص را تشويق کنيد که با معرفی خودش به شرح روايتش بپردازد. بايد از نوشتن خبرهايی که شامل عبارت “منابع مطلع می گويند…” هستند؛ خودداری کنيد. خواننده چنين جملاتی را دوست ندارد. او شک می کند که منبع شما چه کسی می تواند باشد و حتی ممکن است از خود بپرسد که آيا شما اساسا چنين منبعی داشته ايد يا نه.

اگر کسی که با او مصاحبه می کنيد نمی خواهد شناخته شود، از اطلاعات او به عنوان زمينه و تنها برای درک بهتر ماجرا برای خودتان استفاده کنيد.

گردآوری اطلاعات

هميشه به خاطر داشته باشيد که صرف نظر از عقايد شخصی شما، اين مسئوليت شماست کهديدگاه متعادل و متوازنی را نسبت به آنچه ديده ايد و متوجه شده ايد اتخاذ کنيد.

مباحث مربوط بهدقت، انصاف و بيطرفیرا به خاطر بياوريد.

از همان آغاز هرچه می توانيد اطلاعات مشروح تری گردآوری کنيد. البته همه اين اطلاعات در گزارشی که چاپ يا پخش می‌شود به کار نخواهد آمد. اما شما به هنگام گردآوری نمی دانيد کدام بخش از اطلاعات ممکن است به کار نیاید، و اگر مقداری از اطلاعات را از دست بدهيد يا نتوانيد جمع آوری کنيد، بعدا گردآوری آن مشکل خواهد بود.

می‌گویند روزنامه‌نگاران باید مانند مورچه ها که دانه جمع می‌کنند، اطلاعات گردآوری کنند. اگر چه معلوم نیست که امسال هم برای مورچه ها زمستان سختی در پیش باشد، اما آن ها همواره آذوغه زمستان خود را از پیش تدارک می کنند. کار از محکم کاری عیب نمی‌کند. تنها در موقع نوشتن گزارش است که مشخص می‌شود به کدام بخش از اطلاعاتی که جمع‌آوری کرده‌اید نیاز دارید. اگر این اطلاعات در اختیارتان نباشد فرصت تهیه آن را هم از دست داده‌اید.

مهم نيست که خبر شما تا چه حد کوتاه است. به پرسيدن و جست وجو ادامه بدهيد تا جايی که موضوع را از همه زوايا ارزيابی کرده باشيد. تسلط بر اطلاعات لازم، نوشتن خبر را برای شما بسيار آسان تر خواهد کرد. در مراحل اوليه کار سعی کنيد خود را به جای خواننده بگذاريد و ببينيد چه اطلاعات بيشتری می خواهيد داشته باشيد.

خبر را چگونه بنويسيم؟

با فکر کردن شروع کنيد. بله، فکر کردن. فشار و شتابی که ناشی از کمبود زمان هنگام گزارش کردن خبرهاست، می تواند شما را به آشفتگی در فکر و ضعف و بی سليقگی در به کار بردن زبان وادار کند. پيش از نوشتن بايد چند دقيقه ای فکر کنيد. اطلاعاتی را که جمع آوری کرده ايد سبک و سنگين کنيد. ببينيد دوست داريد چه چيزی را در خبر بگنجانيد و مهم ترين قسمت های رويداد چه بوده اند. در وضعيت مطلوب بايد اول اين قسمت از ماجرا را بنويسيد تا شکل کلی گزارش در ذهن شما روشن شود. اگر بعدا اين اطلاعات برای نوشتن گزارش لازم شود، اين کار به شما کمک می کند. انجام اين کار همچنين باعث می شود که دريابيد چه اطلاعاتی را جا انداخته ايد.

پاراگراف اول يا مقدمه را چگونه بنويسيم؟

مجبور نيستيد پاسخ همه پرسش ها را در مقدمه بدهيد. با اين حال، در اين حکايت قديمی انگليسی که اغلب به عنوان مثالی شوخ طبعانه نقل می شود، سعی شده است که به همه پرسش ها پاسخ داده شود:

“روز گذشته (چه وقت) ليدی گاديوا (چه کسی) برهنه ، سوار بر اسب (چطور) از کوچه های کاونتری (کجا) گذشت (چه) تا خواهان کاهش مالياتها شود(چرا)”.

مقدمه بايد توجه خواننده را جلب کند. اگر توجه خوانندگان در مقدمه جلب نشود، آنها ديگر دنباله خبر را نخواهند خواند. اما پيدا کردن بهترين شروع يا زاويه مورد نظر برای نزديک شدن به موضوع آسان نيست. حتی باتجربه ترين نويسندگان می گويند که نوشتن مقدمه سخت ترين قسمت خبرنويسی است. اما اين موضوع نبايد شما را بترساند.

چند قاعده مفيد:

۱. با یک جمله روشن و شفاف شروع کنید که همه ماجرا را به اختصار تمام بیان می کند؛

۲. مقدمه را در حد بیان یک نکته محدود کنید. به دو موضوع نپردازید. بهتر از این نمی توان تاکید کرد که یک مقدمه خوب باید کوتاه و ساده باشد. توجه داشته باشید که قرار است خبر سریع خوانده شود؛

۳. مقدمه را با سوال یا نقل قول مستقیم یا حروفی که مخفف یا نشانه اختصاری کلمات دیگری هستند (آی تی، نزاجا و …) شروع نکنید؛

۴. مقدمه را با چیزهایی که خواندن را دشوار می کند (مثل عدد، حروف ایتالیک یا ایرانیک، یا نقل قول مستقیم) شروع نکنید؛

۵. مقدمه را با جملات تابع یا با پرانتز یا کلمات دراز، مشکل یا خارجی شروع نکنید.

نمونه‌هایی برای نوشتن پاراگراف اول خبر

“شانزده مسافر روز گذشته پس از آنکه قطار A به B در نتیجه رانش زمین از خط خارج شد، مجروح شدند.”

“یک قاضی که پنج برابر حد مجاز برای رانندگی مشروب خورده و تصادف کرده بود، روز گذشته برای مدت پنج ماه زندانی شد.”

“اولین برف زمستانی روز گذشته رفت و آمد را در بیشتر نقاط کشور متوقف کرد.”

این هم، سه مقدمه مختلف برای یک خبر که هر سه در یک روز (۹ مارس ۲۰۰۵) در مطبوعات بریتانیا چاپ شده:

“آنها باید به خودشان تزریق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم یا قسمت دیگری از بدنشان. اما اینک برای بیش از ۲۵۰ هزار بیمار دیابتی بریتانیایی، امید برای پایان دادن به تزریق روزانه انسولین رو به افزایش است.”

“روز گذشته دانشمندان پس از آنکه یک بیمار دیابتی بریتانیایی با استفاده از پیوند سلولی معالجه شد، جشن گرفتند.”

“پزشکان نخستین بیمار مبتلا به دیابت در بریتانیا را با استفاده از یک عمل جراحی انقلابی معالجه کردند.”

در باره این مثال ها فکر کنید و یادداشت بردارید. از نظرشما کدام یک موثرتر است و چرا؟

ساختار خبر

این مقدمه مربوط به روزنامه گاردین است که خواننده های تحصیلکرده ای دارد: “آنها باید به خودشان تزریق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم یا قسمت دیگری از بدنشان. اما اینک برای بیش از ۲۵۰ هزار بیمار دیابتی بریتانیایی، امید برای پایان دادن به تزریق روزانه انسولین رو به افزایش است.”

اين مثال از روزنامه ديلی اکسپرس است که روزنامه ای از قشر ميانی بازار روزنامه هاست: “روز گذشته دانشمندان پس از آنکه يک بيمار ديابتی بريتانيايی با استفاده از پيوند سلولی معالجه شد، جشن گرفتند.”

و اين مثال از روزنامه سان است که به بازار روزنامه های عامه پسند تعلق دارد و خوانندگانش تحصيلات پايين تری دارند: “پزشکان نخستين بيمار مبتلا به ديابت در بريتانيا را با استفاده از يک عمل جراحی انقلابی معالجه کردند.”

هر سه مقدمه توجه خواننده را جلب می کنند و نيازهای آنها را برآورده می سازند. بنابر اين احتمالا مقدمه ای که شما پسنديده ايد نشان می دهد که برای چه نوع روزنامه ای می نويسيد.

ساختاری که برای بقيه خبر اتخاذ می شود، يکسان است. هر پاراگراف بعدی جزئيات بازهم بيشتری را به مطلب اضافه می کند. بهترين راه انجام اين کار، پاسخ دادن به پرسش هايی است که معمولا مخاطب خواهد پرسيد؛ به همان ترتيبی که شما فکر می کنيد مخاطب نيز اين پرسش ها را مطرح خواهد کرد.

تفاوت اصلی در طول خبر است. گاردين که يک روزنامه جدی است بيشترين فضا را به اين خبر داد و بنابراين بيشترين جزئيات را درآن گنجاند. سان کمترين فضا را به آن اختصاص داد: شش پاراگراف، و در نتيجه کمترين جزئيات را هم مطرح کرد.

بازبینی ساختار یک خبر

بياييد به ساختار خبری که گاردین در مورد درمان بیماری دیابت نوشته نگاهی بيندازيم:

مقدمه:

“آنها باید به خودشان تزریق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم یا قسمت دیگری از بدنشان. اما اینک برای بیش از ۲۵۰ هزار بیمار دیابتی بریتانیایی، امید برای پایان دادن به تزریق روزانه انسولین رو به افزایش است.”

پاراگراف ۲

“ریچارد لین مرد ۶۱ ساله اهل براملی در کنت، به زودی اتکای تقریبا سی ساله اش را به انسولین کنار خواهد گذاشت. انسولین برای مقابله با کمبود این هورمون طبیعی که گلوکز خون را در سلولها به انرژی تبدیل می کند لازم است. به این ترتیب او نخستین بیماری در بریتانیا خواهد بود که استفاده از انسولین مصنوعی را کنار می گذارد.”

معلوم است که آقای لين در اين خبر اهميت دارد. گاردين بر اين اعتقاد است که اين مرد به قدر کافی مهم هست که در کنار اين خبر، مصاحبه جداگانه ای را با او ترتيب بدهد. اين بدان معناست که عامل انسانی “Human interest” را می‌توان در مطلب جداگانه‌ای بسط داد، بی‌آنکه روند روایت خبر اصلی را که درباره درمان دیابت است، کند کنيم.

در مطلبی که در حاشیه خبر اصلی می آید، درمی یابیم که آقای لین، ۳۰ سال بود که هر روز به خودش انسولین تزریق می کرد، اما این کار دیگر موثر نبود. به همین علت بود که او تصمیم گرفت رضایت دهد تا برای آزمایش درمان جدید به عنوان “موش آزمایشگاهی” از او استفاده شود (یا اجازه دهد نحوه درمان تازه را روی او آزمایش کنند). او از انجام این کار راضی است زیرا احساس می کند که حالش خیلی بهتر است.

اما در خبر اصلی تنها اشاره کوتاهی به آقای لین می‌شود (چنانکه در پاراگراف دوم خواندیم) و در ادامه‌ی خبر گزارشگر وارد جزئياتی در باره اين پيشرفت علمی می شود: روشی انقلابی و جديد برای پيوند سلولی که دانشمندان طی 15 سال گذشته تلاش کرده اندآن را تکميل کنند.

پاراگرافهای ۶-۸

این پاراگراف ها به این نکته اشاره می کنند که روش درمانی جدید تنها برای ۲۰ درصد بیماران دیابتی مناسب است و اشکال آن این است که بیمار باید تعداد بی شماری قرص مصرف کند که برای جلوگیری از “پس زدن” عضو پیوندی تجویز می شوند. این داروها می تواند تاثیرات درازمدتی داشته باشد که هنوز بر کسی روشن نیست. به علاوه، درهرسال تنها حدود ۴۰۰ بیمار می توانند از این شیوه درمان استفاده کنند؛ زیرا برای هر عمل پیوند، به لوزه المعده ۱۰ مرده نیاز است و این رقم بزرگی است!

پاراگرافهای ۹-۱۱

اين پاراگراف ها شرح می دهند که چرا انجام نخستين پيوند اين قدر طول کشيده است و هزينه پژوهش در اين زمينه چقدر است.

به راحتی می توان درک کرد که اين خبر، پنج يا شش پاراگراف اول را لازم دارد. بقيه مطالب اختياری است و بستگی به اين دارد که فکر کنيد خواننده شما تا چه حد به جزئيات امر علاقه مند است.

خبر بايد شامل چه عناصری باشد؟

“شش خادم امين کنار خود حفظ می کنم که هرچه می دانماز آنها آموخته ام: نامشان هست چه و چرا و چه وقت،  چطور و کجا و چه کسی” – روديارد کيپلينگ

این شش خادم امین که رودیارد کیپلینگ به آن‌ها اشاره کرده اساس کار روزنامه‌نگارها را تشکیل می‌دهد. برخی از دانشجویان روزنامه‌نگاری که در همان روزهای اول کار خود با این شش عنصر آشنا می‌شوند، به دنبال یافتن تکنیک‌های پیچیده‌تر روزنامه‌نگاری این مقدمات را فراموش می‌کنند.

این شش عنصر را از روز اول تا آخرین روزی که روزنامه‌نگار هستید به همراه داشته باشید. این‌ها سوالاتی هستند که قبل از شما در ذهن مخاطبان نقش بسته‌اند و بهتر است که همیشه پاسخی برای آنها بیابید.

بسياری از مواقع، خبر مطابق يک فرمول نوشته می شود. اين فرمول تعيين می کند که چه عناصری و با چه ترتيبی در خبر وجود دارند.

زبان و لحن

از به کار بردن کلمات و عباراتی که به خواننده القا می کند که درباره موضوع بايد چگونه فکر کند، خودداری کنيد. آنها خودشان می توانند تصميم بگيرند و داوری کنند که اين رويداد، احساس برانگيز، تراژيک يا قهرمانانه بوده است. زبان اغراق آميز نه تنها خواننده را ناراحت می کند، بلکه می تواند به شدت غيردقيق باشد. بنابراين بايد از آن اجتناب کرد.

مثال:

به رغم مخالفت و كارشكني رژيم صهيونيستي، آژانس بين‌المللي انرژي اتمي قطعنامه‌اي را شنبه به تصويب رساند كه به موجب آن تمامي ملل خاورميانه به كناره‌گيري از برنامه تسليحات اتمي ترغيب شدند.

اين خبرگزاري آمريكايي در شيطنتي رسانه‌اي با تحريف سخنان سلطانيه به نقل از وي نوشت: ما تا زماني كه هيچ تضمين الزام‌آور قانوني براي تامين دريافت نكنيم به برنامه خود ادامه خواهيم داد.

از به کاربردن کلماتی که بارمعنايی غيرضروری دارند خودداری کنيد. وقتی کسی حرفی می زند، نوشتن اينکه او “اعتراف کرد” يا “اذعان کرد” با مقدار زيادی پيشداوری همراه است. فقط بنويسيد “او گفت” و بگذاريد خواننده خودش در اين باره تصميم بگيرد.

مثال:

وي ايران را به كم‌كاري در مقابل تعهدات خود متهم كرد و مدعي شد: “هدف ما اين است كه ايران را متوجه اين امر سازيم كه به تعهدات خود در قبال جامعه جهاني پايبند باشد.”

به همين اندازه هم بايد در انتخاب کلماتی که برای توصيف گروه هايی از مردم به کار می روند دقت کنيد. گزارشگران بايد شاهد بی طرف باشند. نويسندگان ديگری مسئول اظهارنظر هستند. اگر يک طرف درگيری را “جمعيت” و طرف مقابل را ”دسته اغتشاشگران” بناميد، نحوه گزارشگری شما بسيار ضعيف و نامتوازن خواهد بود.

هنگامی که در باره موضوعات پيچيده مطلبی می نويسيد از به کار بردن کلمات تخصصی و زبان فنی خودداری کنيد چون اين کلمات برای خواننده (و چه بسا برای نويسنده نيز) بی معنی هستند. به عنوان مثال، دنيای سياست و ديپلماسی پر از سازمان هايی است که امروزه به جای نام آنها از مخفف يا حروف اختصاری آنها استفاده می کنند.

بيشتر مردم می دانند UN اشاره به سازمان ملل متحد است، اما عده کمی نام کامل اين سازمان ها را می دانند:

UNCTAD(United Nations’ Conference on Trade and Development)

کنفرانس سازمان ملل درمورد بازرگانی و توسعه

UNCAST (United Nations’ Conference on the Application of Science and Technology)

کنفرانس سازمان ملل در مورد دانش و فن آوری

اين توجه و دقت تنها در دنيای سياست نيست که لازم می شود؛ مثلا بسياری ازخوانندگان می دانند که فيفا، فدراسيون جهانی فوتبال و تشکيلات حاکم بر مناسبات اينورزش در سطح جهان است. اما در مورد فيلا (فدراسيون جهانی کشتی)، فيبا (فدراسيونجهانی بسکتبال) يا FIVB (فدراسيون جهانی واليبال) چنين شناخت و اطلاع عمومی وجودندارد. همچنين درباره اصطلاحاتی همچون آی تی سی (گواهی نامه نقل و انتقال بينالمللی) که در خبرهای ورزشی در باره انتقال بازيکنان از يک باشگاه به باشگاهی در کشور دیگربسيار به کار می رود، چنين توضيحاتی ضروری است.

بايد نام کامل هر سازمان را در نخستين باری که اين نام مطرح می شود بنويسيد. مگر آنکه اين اسامی مثل BBC برای همه آشنا باشند.

در بريتانيا، هفته نامه اکونوميست از نويسندگانش می خواهد که هرگاه از سازمانی ياد می کنند آن را به طور خلاصه در يک يا چند کلمه توصيف کنند. مثلاً: گاردين، روزنامه بريتانيايی يا جنرال موتورز، سازنده خودرو. ممکن است اين توضيح زايد به نظر بيايد، اما ترديد و ابهام را برطرف می کند.

بايد در باره نحوه توصيف اشخاص با دقت فکر کنيد. هرکسی در زندگی نقش های متفاوتی ايفا می کند: همسر، پدر يا مادر، کارگر، ماليات دهنده، راننده. دست کم گرفتن فرديت آنها عموما ناپسند و گاهی برخورنده است. نقشی که افراد در خانه ايفا می کنند به ندرت به نقشی که بيرون از خانه به عهده دارند ربطی دارد.

گزارشی در باره زنی که کيفش را در خيابان زده اند با اين توضيح اضافی که آن زن مادر چهار فرزند است يا از شوهرش طلاق گرفته يا چشم هايش آبی است (بخصوص در شرايطی که چنين اطلاعاتی در مورد مردها داده نمی شود) غنی تر نمی شود. از سوی ديگر، می توانيد ادعای او را مطرح کنيد که فرد مهاجم مثلا ريش داشته، موهايش قرمز بوده و لهجه داشته است. اين اطلاعات ممکن است در پيدا کردن دزد به پليس کمک کند.

به طور کلی، بهترين کار اين است که از برچسب زدن به مردم بخصوص اگر توصيفات شما متضمن ارزيابی ارزشی است، خودداری کنيد.

آيا بايد از فعالان سياسی به عنوان “آزاديخواهان” ياد کنيم يا به عنوان “تروريست”؟ پاسخ اين پرسش ساده نيست. بخصوص اگر در باره رويدادی صحبت می کنيم که به از دست رفتن جان و مال بسياری منجر شده است. اما راه حل های ديگری وجود دارد. کلماتی مانند “شورشی”، “پيکارجو” يا “ناراضی” از انتخاب های ممکن در اين زمينه اند. در بسياری از شرايط شايد بهترين کار اين باشد که از اين افراد به عنوان عضو سازمان مربوطه آنها ياد کنيم.

اعداد و ارقام

ارقام درشت برای اغلب مخاطبان بی معنی هستند. از مردم بپرسید از روزی که ژولیوس سزار در سال ۴۴ پیش از میلاد در رم کشته شده چند روز گذشته است. بیشتر مردم خواهند گفت که میلیون ها روز از زمان سوء قصد به قیصر گذشته است. اما در واقع این مدت به ۷۵۰ هزار روز هم نمی رسد.

هرگاه که ممکن باشد، ارقام بسیار درشت را باید به چیزی قابل درک تر ربط بدهید و مقایسه کنید؛ مثلا برای توصیف یک مبلغ آن را با “دستمزد ده سال یک کارمند متوسط الحال” مقایسه کنید یا مساحت یک سطح را با “چهار زمین فوتبال”، ارتفاع را با “دوبرابر بلند تر از ارتفاع قله اورست” و فاصله را با “از اینجا تا کره ماه” ربط دهید.

این نکته بخصوص در خبرنویسی برای رادیو و تلویزیون اهمیت بیشتری دارد چون مردم اغلب اعداد بزرگ و پیچیده را هنگام شنیدن به خاطر نمی سپارند و کاربرد تعدادی عدد، پشت سر هم می تواند باعث ابهام و سردرگمی شود.

آمار، اعداد و رقم ها را با دقت درنظر بگیرید و بررسی کنید؛ اگر گفته شود که کسی مثلا ۱۸۹ ساله است، فورا معلوم می شود که یک جای کار ایراد دارد. باید با همه ارقام و آمار هایی که داده می شود با تردید برخورد کنید هر چند که گاهی ممکن است مشکل آن قدرها هم آشکار نباشد. جز در مواردی – مثل ده فرمان یا هفت روز هفته – که در مورد عددی اطمینان کامل دارید، حتما عددها را مجددا کنترل کنید یا از یک فرد صلاحیت دار بخواهید که در آن مورد به شما کمک کند.

اجازه بدهید مثالی بزنیم که معلوم شود گاهی اعداد با هم جور در نمی آیند:

یک راننده اتوبوس بعد از ۲۵ سال کار در یک شرکت، در آستانه بازنشستگی است. کارفرمایش می گوید که او طی این ۲۵ سال بیش از ۴ میلیون مایل مسافت را پیموده است. این حرف نمی تواند درست باشد چون اگر درست باشد به معنای این است که این راننده همیشه اتوبوسش را با سرعت ۶۰ مایل در ساعت می رانده، هیچ وقت مرخصی نگرفته و هرگز مریض نشده است. هیچ وقت هم توقف نکرده تا مسافری را سوار کند.

بنابر این نخستین پرسشی که با دیدن هر آماری مطرح می شود این است که : “آیا چنين چيزی اصلا امکان پذیر است؟” پرسش دوم این است که “از کجا معلوم؟”

در بسیاری از موارد، این ارقام را سازمان های معتبری با دقت اعلام کرده اند. در این موارد این سازمان ها اندازه جامعه آماری خود را اعلام می کنند و می گویند که چطور به این ارقام رسیده اند.

اگر نام سازمان آمارگیرنده آشنا نیست، باید به آمار شک کنید. ببینید آنها کی هستند. پولشان را چه کسانی می دهند، اندازه نمونه آماری آنها چقدر بوده و از چه روشی برای آمارگیری یا نظرسنجی استفاده کرده اند (نظر سنجی تلفنی، نمونه اتفاقی، مصاحبه میدانی و غیره). مثلا:

ادعای اینکه ۹۰ درصد از رانندگان خواهان از میان برداشتن محدودیت سرعت در شاهراه ها هستند، ادعای چشمگیری است. بعد شما متوجه می شوید که این نظرخواهی تنها با مراجعه به ده نفر انجام شده. از آن بدتر اینکه همه آن ده نفر از کسانی بوده اند که اخیرا به خاطر سرعت بالا جریمه شده اند.

نرخ‌ها يا نسبت‌ها

خبرنگاران به طور مداوم با نرخ ها یا نسبت ها سر و کار دارند: نرخ جنایت، نرخ مرگ و میر، نرخ طلاق و نرخ یا نسبت مرگ نوزادان. این نسبت ها چیزی بیشتر از ارقام خام به ما می گویند زیرا آنها عواملی مانند جمعیت را در نظر می‌گیرند.

به عنوان مثال دو دانشگاه را دریک شهر در نظر بگیرید. یکی از آنها دانشگاه دوشس و دیگری دانشگاه دوک نام دارد. در سال ۲۰۰۴ تعداد ۱۵۵۶ تلفن موبایل از دانشجویان دانشگاه دوشس به سرقت رفته و در همین سال تعداد ۹۹۲ تلفن موبایل هم از دانشجویان دانشگاه دوک دزدیده شده است.

اگر فقط ارقام خام را نقل کنید، به نظر می رسد که دانشگاه دوشس برای دانشجویانی که تلفن موبایل دارند جای خطرناکی است.

اما حالا به نسبت ها یا نرخ ها نگاه کنید. دانشگاه دوشس چهل هزار دانشجو دارد و دانشگاه دوک تنها ۱۲ هزار و چهارصد دانشجو. برای اینکه به نسبتی دست پیدا بکنیم، حساب می کنیم ببینیم در هر دانشگاه از هر هزار دانشجو چند تلفن دزدیده اند:

یک نسبت و تناسب ساده جواب را مشخص می‌کند:

در مورد دانشگاه دوشس

40000 دانشجو

1566 موبایل

1000 دانشجو

X

1566 ضربدر 1000 تقسیم بر 40000 مساوی است با 39،15.

و در مورد دانشگاه دوک

12400 دانشجو

992 موبایل

1000 دانشجو

X

992 ضربدر 1000 تقسیم بر 12400 مساوی است با 80.

به این ترتیب احتمال اینکه تلفن یک دانشجو در دانشگاه دوک دزدیده شود دو برابر دانشگاه دوشس است. متوجه شدید؟ نه؟ یک بار دیگر آهسته و با دقت ارقام را مرور کنید. به زحمتش می ارزد.

درصدها و ميانگين‌ها

مراقب اين موارد هم باشيد:

درصدها

وقتی دولتی مالیات را از ۱۰ درصد به ۱۵ درصد افزایش می دهد، اعلام می کند که ۵ درصد به مالیاتها اضافه کرده است اما در واقع نرخ مالیات ۵۰ درصد بالاتر رفته است. خواننده چندان علاقه ای به درصد ندارد. او می خواهد بداند که صورتحساب مالیاتی اش چقدر افزایش یافته است.

ميانگين ها

این شاخص می تواند مفید باشد. اگر می خواهید میانگین یا متوسط درجه حرارت هوا را در ماه ژوئن حساب کنید، باید درجه حرارت ۳۰ روز را با هم جمع کنید و رقم حاصل را بر ۳۰ تقسیم کنید. آن وقت یک میانگین مفید به دست خواهید آورد.

اما گاهی میانگین می تواند گمراه کننده باشد. اگر میانگین (معدل یا متوسط) دستمزدی را که یک شرکت محلی می پردازد محاسبه کنید، رقم حاصل مخدوش است. این مخدوش بودن هنگامی به اوج می رسد که برخی دستمزدها خیلی بالا و برخی دیگر خیلی پايین باشند. حقوق روسا خیلی بالا و دستمزد نظافتچی ها خیلی پايین است. در این صورت میانگین یا متوسط دستمزد بی معنا می شود. در این حالت بهتر است از میانه یا حدوسط استفاده شود. در این روش، همه دستمزد ها را از بالا به پايین فهرست می کنید و بعد می بینید حد وسطش کجاست.

مثلاً:

دو رئیس شرکت هریک سالی ۱۰۰ هزار دلار می گیرند.

نظافتچی ۱۰ هزار دلار می گیرد.

بقیه کارکنان بین ۲۵ تا ۳۵ هزار دلار می گیرند.

فهرست ارقام به این شرح است:

۱۰, ۲۵, ۲۵, ۳۰, ۳۰, ۳۵, ۳۵, ۱۰۰, ۱۰۰

معدل این مبالغ می شود:

(۱۰ + ۲۵ + ۲۵ + ۳۰ + ۳۰ + ۳۵ + ۳۵ + ۱۰۰ + ۱۰۰) تقسیم بر ۹ = ۴۳.۳۳

به این ترتیب، معدل دستمزدها ۴۳ هزار دلار در سال است.

اما این رقم نشان دهنده دستمزد اغلب کارکنان نیست.

حد وسط یا میانه دستمزدها در این فهرست ۳۰ هزار دلار در سال است. یعنی نیمی از کارکنان کمتر از ۳۰ هزار دلار و نیم دیگر بیشتر از این مبلغ درآمد دارند. این رقم تصور بهتری از میزان دستمزدها در شرکت به دست می دهد.

خلاصه درس

از دفترچه ها و يادداشتهای خود مراقبت کنيد: روی آنها تاريخ و شماره بگذاريد و از آنها خوب نگهداری کنيد.

اگر روزنامه شما شيوه نامه دارد، از نکات مندرج در آن پيروی کنيد.

اطمينان حاصل کنيد که توضيحاتی را که پيش از شروع به تهيه گزارش به شما می دهند خوب درک کرده‌ايد.

تا جايی که می توانيد هرچه بيشتر اطلاعات جمع کنيد. البته همه اين اطلاعات به کار شما نخواهد آمد اما شما به هنگام تحقيق برای نوشتن يک خبر هنوز اين را نمی دانيد و پر کردن جاهای خالی بعدها مشکل خواهد بود.

اطمينان حاصل کنيد که نقل قول ها را به کسانی که بايد نسبت بدهيد، نسبت داده ايد. از نقل قول هايی که منبع آنها مشخص نيست پرهيز کنيد. گاهی می توان آنها را توجيه کرد اما چنين نقل قول هايی در بيشتر موارد اعتبار خبر شما را کم می کنند. خواننده از چنين نقل قول هايی خوشش نمی آيد و فکر می کند مبادا شما آنها را از خودتان جعل کرده باشيد!

خبر بايد به شش پرسش پاسخ بدهد: چه کسی، چه، چرا، چه وقت، کجا و چگونه؟

خبر را بايد به شکل يک هرم نوشت. سطر بالايی بايد شامل مهم ترين اطلاعات باشد و جزئياتی که کمترين اهميت را دارند بايد در آخر بيايند. اين امر، اين امکان را به وجود می آورد که اگر جا کم باشد بتوان بخش هايی از مطلب را از انتهای خبر کم کرد. در عين حال، اين بدان معناست که خوانندگان می توانند هرگاه که جزئيات کافی کسب کردند از خواندن خبر دست بکشند.

مقدمه شما بايد توجه خواننده را جلب کند. مقدمه بايد کوتاه و ساده باشد.

به خواننده نگوييد که چگونه فکر کند. از لحن اغراق آميز استفاده نکنيد. اسم کامل سازمان ها را در نخستين باری که هر اسمی مطرح می شود بنويسيد و تنها پس از آن از حروف اختصاری استفاده کنيد. در باره چگونگی توصيف مردم، احتياط و دقت کنيد.

اعداد خيلی خوبند! ياد بگيريد که از آنها خوشتان بيايد. استفاده صحيح از ميانگين، ميانه و نسبتها را ياد بگيريد.

بخش دوم

منابع خبر

خبر از کجا به دست می آید؟

هر کسی که برای یک سازمان خبری کار می کند، از منشی گرفته تا ريیس کل، باید اطلاعاتش را که شامل چيزهايی است که خود دیده یا شنیده، در اختیار رسانه اش بگذارد. اولین منبع گردآوری خبر، تمام کارمندانسازمان هستند؛ اما در اين ميان، خبرنگاران مسئولیت ویژه ای دارند.

روزنامه‌نگاری که صبر کند تا خبر به سراغ او بیاید، در کار خود کمتر موفق خواهد بود. گردآوری خبر عمدتا یک روند فعال است: روندی برای شکار بهترین خبرها و تاييد درستی و صحت آنها.

بهترين خبرنگاران کسانی هستند که عزمی قوی و اشتهايی زياد برای کسب خبر دارند.

مثال:

خبرنگار جوانی در يکی از شبکه های محلی بی بی سی شايعه ای در باره احتمال شرکت يکی از ورزشکاران مشهور محلی در انتخابات پارلمانی بريتانيا شنيد.

او حدس زد که اين چهره مرموز، بوکسوری از اهالی محل است که قهرمانی بريتانيا را هم در کارنامه خود دارد و بر اساس همين حدس، نامه ای به اين ورزشکار نوشت و از او خواست که تماس بگيرد، اما اين ورزشکار با خبرنگار تماس نگرفت. خبرنگار دوباره به خانه ورزشکار رفت، بوکسور در خانه نبود، اما کسی که در خانه حضور داشت، شماره تلفن ديگری به خبرنگار داد.

خبرنگار بارها به اين شماره زنگ زد تا آنکه بوکسور در نهايت جواب تلفنش را داد. او به خبرنگار گفت که بله، قصد دارد وارد عرصه سياست شود.

خبرنگار اين خبر را منتشر کرد و روزنامه ها و شبکه های راديويی و تلويزيونی در سراسر کشور به سرعت پی آن را گرفتند، اما بوکسور حاضر نشد با آنها مصاحبه کند.

شم و گوش خود باشید

یک خبرنگار هر قدر هم که جوان و تازه کار باشد، می تواند یک “حيطه خبری” برای خود ایجاد کند که در واقع شبکه ای از ارتباطات خبری اوست. این کار را می توانید در فرصت های غیر اداری انجام دهید. برپا کردن اين شبکه و ايجاد حيطه خبری، اقدامی داوطلبانه است که رضايت دبیر بخش خبر را نيز به دنبال می آورد چون در هر حال او نمی خواهد حس کند تنها کسی است که مسئولیت تولید خبر را بر عهده دارد.

این “حيطه خبری” می تواند دربرگيرنده ناحيه ای باشد که خبرنگار در آنجا زندگی می کند. بسیاری از شهرها و شهرستان ها از لحاظ اداری به واحدهای کوچک تری تقسیم شده اند. شما می توانید تلاش خود را بر یکی از این واحدها متمرکز کنید: با جامعه آشنا شوید و مسائل مهم آن را شناسايی کنید:

با تمام آدم های بانفوذ این حيطه آشنا شوید؛ کسانی مثل ريیس پلیس، مدیر مدرسه، اعضای شورای محلی و مقام های انتخابی، کسبه و غیره.

با آنها صحبت کنید و از نگرانی ها يا مسائلی که برایشان مهم است ، باخبر شوید.

ارتباط‌های خود را تنها به آدم های با نفوذ محدود نکنید. خود را عادت بدهید که با همه صحبت کنید. در اماکن عمومی نظیر چایخانه، فروشگاه، بازار، ایستگاه اتوبوس یا هرجای دیگری که مردم اجتماع می کنند سرصحبت را باز کنید. در روزهای مختلف و در ساعات مختلف روز به این محل ها بروید تا افراد متفاوتی را ببینید.

خبرنگار باید بسیار کنجکاو باشد و پشت سر هم سوال کند. اما هدف این سوال ها نباید تنها ارضای عطش شما برای چاپ اسمتان در نشريه يا انتشار خبرتان در روزنامه باشد. مردم از خبرنگارانی که از آنها “استفاده” می کنند تا خوراک خبری به دست بياورند، چندان خرسند نیستند. خبرنگار باید با خلوص، علاقه مند به موضوع باشد. در هر حال او هم خود در همان منطقه زندگی می کند. اگر این رویه را در پیش بگیرید به زودی پاداش خود را می گیرید: مردم خودشان با شما تماس خواهند گرفت تا به شما خبر بدهند.

اگر در یک منطقه بیرون شهری زندگی می کنید، باز هم می توانید یک “حيطه خبری” و شبکه ای از ارتباطات را ايجاد کنيد. در آنجا هم افرادی زندگی می کنند، هرچند نوع خبرها متفاوت خواهد بود.

به جای ایجاد یک “حيطه” جغرافیايی خبری، می توانید سرگرمی های خود را هم به منابع کسب خبر تبدیل کنید. جمع آوری تمبر، فعالیت های ورزشی، موسیقی و چیزهایی مانند اینها شما را در ارتباط با کسانی قرار می دهند که هم داستان هايی برای تعریف کردن دارند و هم برای شنیدن نگرانی هایشان به دنبال گوش شنوايی هستند.

آیا خبرنگار همواره مشغول کار است؟

بله. به این معنا که قسمتی از مغز شما همیشه به دنبال ایده های جدید است. بنا بر اینمراقب باشید. وقتی با دوستتان غذا می خورید او ممکن است بدون آنکه یادش باشد شماخبرنگارید، خبری به شما بدهد. حتما از اوسوال کنید که آیا می توانید آن خبر را پيگيری کنید؟بیشتر مواقع می شود او را قانع کرد، اما اگر شما از اطلاعات دوست خود بدون اجازه او استفادهکنید، ممکن است یک دوست را از دست بدهید.

خبرنگار باید همواره گوش به زنگ باشد. به اين نمونه ها نگاه کنيد تا ببينيد که اگر خبرنگاری همواره گوش به زنگ باشد، چگونه مزد هشياری خود را خواهد گرفت.

نمونه یک:

خبر نگار جوانی از جلو اداره پست می گذرد و متوجه می شود که زن مسنی که روی صندلی چرخدار نشسته برای ورود به داخل ساختمان مشکل دارد. او به جای اینکه بی تفاوت بماند، به یاد می آورد که اخیرا قوانین تغییر کرده است و اماکن عمومی از جمله ادارات پست باید ورودی های ویژه ای برای معلولین درست کنند. تحقیقات بعدی او نشان می دهد که نه تنها ادارات پست، بلکه بسیاری از اماکن عمومی ديگر، تاکنون اقدامات چندانی برای اجرای اين قانون انجام نداده اند.

نمونه دو:

خبرنگار جوان دیگری در بیت المقدس از جلو رستورانی عبور می کند که صاحبش فلسطینی است. اين محل، پر از مشتريان يهودی است. خبرنگار، داخل می شود و متوجه می شود که این رستوران به خاطر فروش گوشت نمک سود مشهور شده است. چرا؟ چون صاحب فلسطینی رستوران متوجه شده که گوشت نمک سود که از خوراک های یهودیان است ارزان تر و لذیذ تر از گوشت معمولی گاو است. بنابراین او عرضه گوشت نمک سود را آغاز کرده و در مدت کوتاهی رستورانش پاتوق يهودی های محله شده است.

نمونه سه:

خانم خبرنگاری روی نیمکت پارک نشسته و از گرمای آفتاب لذت می برد. دو مرد در نزدیکی او نشسته اند و درباره مشکلات تماشاخانه ای که در همان حوالی است صحبت می کنند. نمایشی که قرار بوده روز بعد روی صحنه برود با مشکل روبه رو شده؛ چون یک کانتینر پر از لباس های آن نمایش گم شده است. خانم خبرنگار صحبتهای آن دو را می‌شنود. حالا چه باید کرد؟ آيا اين نمایش لغو می شود؟ خبرنگار خود را به آنها معرفی می کند و آن دو مرد با خرسندی مشکلات پيش آمده را با او در میان می گذارند.

از هوش و ذکاوت خود استفاده کنید …

با بالا گرفتن بحران اقتصادی در جهان بسیاری از انگلیسی ها کم تر از گذشته در رستوران ها غذا می خورند و به خرید از سوپرمارکت های ارزان قیمت روی آورده اند. به نظر شما چه تغییرات دیگری می تواند در سبد غذایی انگلیسی ها پدیدار شود؟

به دو نکته ای که خبرنگار گاردین در گزارش خود به آنها اشاره کرده توجه کنید:

1. فروش مواد نشاسته دار (شکم سیر کن) مثل نان و برنج در مغازه ها افزایش یافته است.

2. شرکت پیتزا فروشی دومینوز که تحویل رایگان دارد فروشش بیشتر شده چون مردم به جای این که پول خود را در رستوران ها خرج کنند ترجیح می دهند در خانه بنشینند و از بیرون پیتزا سفارش بدهند.

3. به این ترتیب، به این فکر کنید که چه اتفاقاتی می توانند پیامد چه اتفاقات دیگری باشند. به این شکل، شما زودتر از دیگران می توانید خبرها را بو بکشید.

کنجکاوی و گوش دادن به گفت و گو های مردم، راه خوبی برای با خبر شدن از وقایع است.

اين نمونه ها هرچند کوچک به نظر می رسند، اما نشان می دهند که خبرنگاران به چه آسانی می‌توانند خود را به کشف خبر عادت بدهند.

دستيابی به خبر بسیار مهم است، چون اطلاعات جدیدی را وارد رسانه شما می کند. اگر خبرنگاران این تحقیقات را انجام ندهند، سردبیران بیش از پیش به منابع سنتی خبر وابسته می شوند و در نتیجه، دامنه اخبار محدودتر و تنگ تر می شود.

حال نگاهی بیاندازیم به بعضی منابع سنتی کسب خبر.

مراکز خدمات اضطراری

بيشتر خبرها از تعداد انگشت شماری از منابع به دست می آيند. مراکز خدمات اضطراری احتمالا يکی از اصلی ترين منابع خبری شما هستند. تحريريه رسانه ها باید سيستمی داشته باشند که آنها را از آخرين خبرها آگاه کند.

بعضی از خبرنگاران هر روز دست کم یک بار، معمولا صبح زود، سری به اداره پلیس می زنند و با افسر کشیک در مورد جرائم شب و روز قبل و سایر وقایع غیرعادی صحبت می کنند.

تماس تلفنی کمتر موثر است، اما اگر خبرنگار توانسته باشد با افسران پلیس روابط کاری خوبی برقرار کند، تماس تلفنی هم ثمربخش خواهد بود. شاید تماس تلفنی تنها راه برای بسیاری از تحريريه هايی باشد که منطقه بزرگی را با چندین مرکز خدمات اضطراری تحت پوشش خود دارند. شاید مجبور شوید که به بعضی از آنها هر ساعت تلفن کنید و به بعضی دیگر یک یا دو بار در روز؛ اما در هر حالت، شما بايد به طور مرتب با اين مراکز در تماس باشيد تا از آخرين رويدادها و اتفاقات با خبر شويد.

در تحريريه باید فهرستی از شماره تلفن های ضروری در دسترس همه باشد. این شماره ها می تواند شامل این مراکز باشد:

اداره پلیس/کلانتری محل

گمرکات

پلیس ترافیک/پلیس راه

مرکز کنترل ترافیک

آتش نشانی

مراکز نجات و امداد رسانی

مراکز آمبولانس

بیمارستان ها

گارد ساحلی

مرکز هواشناسی

با این مراکز در تماس باشید. شماره تلفن خود را در اختیار آنها بگذارید و هر چند وقت یک بار برای این که ارتباطات خود را “گرم” نگه دارید سری هم به آنها بزنید. هر بار در اتاق های مختلف گشت بزنید و با آدم هایی که می توانند منابع خبری ارزشمندی باشند آشنا شوید. کاری کنید تا به محض این که خبر مهمی رخ داد چهره و نام شما جلوی چشم مسئولان و روسای روابط عمومی این مراکز بیاید.

دفترچه تلفن؛ ارتباط های خبری

گروه بعدی منابع خبری، شخصی ترند و کسانی هستند که هر خبرنگار با تعدادی از آنان در تماس است.

تماس با اين اشخاص و حفظ ارتباط با آنها، رگ حیاتی یک خبرنگار است. فقط باحفظ، گسترش و پروراندن ارتباط با اشخاص است که یک خبرنگار می تواند خبر جدیدی را به دست بياورد و آن را منتشر کند.

خبرنگاران به اطلاعاتی احتياج دارند که قبلا فاش و علنی نشده اند. در بسياری از موارد، خبرنگاران بايد اطلاعاتی در باره اشخاص يا جاهايی به دست آورند که خود به آنها دسترسی مستقيم ندارند.

هر خبرنگاری باید فهرستی از اشخاص و جزئیات نحوه تماس با آن ها را در دسترس داشته باشد. این جزئیات شامل شماره تلفن، ای میل، نشانی پستی و امثال آنها است. سعی کنید که شماره تلفن منزل و تلفن دستی اشخاص را هم پیدا کنید؛ تا بتوانید در ساعات غیر اداری هم با آنان تماس بگیرید؛ به این دليل که ممکن است آنها نتوانند از محل کارشان آزادانه صحبت کنند.

اگر بتوانید با کسانی که تماس داريد، روابطی دوجانبه و بر مبنای همکاری متقابل بنا کنید، آنها احتمالا حاضر می شوند که در باره خبرهای مرتبطی که در آينده روی می دهد، حتی خبرهايی که خود به طور مستقيم در آن نقش ندارند، شما را راهنمايی کنند يا اطلاعات تکميلی و سوابق خبری لازم را در اختيارتان بگذارند.

افراد به دلائل مختلف با روزنامه نگاران صحبت می کنند. بعضی ها دوست دارند نامشان سر زبان ها باشد، برخی به دنبال انتقامگیری هستند و عده ای ديگر معتقدند که مردم حق دارند از اوضاع مطلع باشند.

سعی کنید بفهمید که چرا یک نفر به صحبت کردن با شما علاقه مند است. یک روزنامه نگار می گفت که همواره از خود می پرسد: “چرا این دروغگو به من این دروغ مشخص را در این زمان مشخص می گوید؟”

شاید لازم نباشد که تا این حد هم بدبین باشيد، اما لازم است که همیشه بکوشيد از انگیزه افراد برای صحبت با روزنامه نگاران مطلع شويد.

در برخی از کتاب های راهنمای روزنامه نگاری به خبرنگارها پیشنهاد می شود که به همه چیز و همه کس مشکوک باشند. اما این شک نباید به سوء ظن تبدیل شود.

ارتباط خبری با چه کسانی مفيدتر است؟

خبرنگاران معمولا با چهره های کليدی نهادهای مهم ارتباط برقرار می کنند. اماارتباطات آنها می تواند در عين حال شامل منشی، راننده تاکسی یا کسانی باشد که در مراکزمهم و کليدی کار می کنند. گاهی اوقات همین آدم ها هستند که وقایع را با چشم خود میبینند و حاضرند به شما خبرهای دست اول بدهند.

با چهره های کلیدی مثل سیاستمداران، مقام های دولتی، سازمان های عمده و مراکز خدمات اضطراری که از اهمیت بیشتری برخوردارند، باید به صورت مرتب در تماس بود. با افرادی چون استادان دانشگاه، گروه های فشار، سازمان های غیر دولتی (ان جی او)، اتحادیه های کارگری، انجمن ها، مقامات مذهبی و امثال آنها می توان در موارد مشخص صحبت کرد.

اطلاعات “علنی” و “خصوصی”

بیشتر رابطان و منابع خبری، اطلاعات خود را به صورت علنی و برای انتشار در اختیار شما می گذارند یعنی با اين موضوع که به عنوان منبع خبر شناخته شوند، مخالفتی ندارند.

اما ممکن است عده ای تنها در صورتی به شما اطلاعات بدهند که شما قول بدهید هویت آنان را فاش نکنید. این اطلاعات قابل انتشار است اما نباید منبع خود را فاش کنید و شما اگر بخواهید اعتماد رابط خود را حفظ کنید باید سر قول خود بایستید.

شاید معروف ترین منبعی که اجازه نداده است نامش فاش شود شخصی باشد که با لقب “ته حلق” شناخته می شد و اطلاعاتی در مورد رسوايی واترگیت در آمریکا در اختیار خبرنگاران روزنامه واشنگتن پست گذاشت. انتشار همين اطلاعات و اخبار به استعفای ریچارد نیکسون ريیس جمهور وقت آمریکا در سال 1974 انجامید.

همیشه سعی کنید که منبع شما، اطلاعات را علنی و با اجازه ذکر نامش در اختیار شما بگذارد، چون اگر مخاطب شما بداند که این اطلاعات از یک منبع مورد اعتماد به دست آمده، اعتبار بیشتری برای خبر شما قايل می شود. اما اگر منبع شما نخواهد نامش فاش شود، شاید موافقت کند مقامش ذکر شود. در چنين مواردی مثلا گفته می شود: “یک مقام دولتی که نمی خواهد نامش فاش شود” یا ” فردی که با سیاست های امنيتی دولت آشنايی دارد.”

ساختار شاخه‌ای منابع

برخی از خبرنگارها تلاش می کنند سر سمت با منبع توافق کنند. برای این کار شیوه ای وجود دارد که به آن ساختار شاخه ای می گویند.

برای مثال، ممکن است با سفیر آلمان، که یکی از سه کشور اروپایی طرف مذاکره با ایران است، ‏‏صحبت کنید و او اطلاعاتی در اختیار شما بگذارد، اما تقاضا کند نامش را ننویسید.

می‌توانید به جای ‏این که به طور کلی بنویسید «یک مقام دیپلماتیک» گفت، دایره ‏تنگ‌تری را انتخاب کنید و ‏بنویسید «یک دیپلمات غربی» گفت. یا حتی سر دایره ‏تنگ‌تری توافق کنید، «یک دیپلمات ‏اروپایی مقیم تهران که به مذاکرات هسته‌ای ‏نزدیک است» گفت و الی آخر.

این روش اغلب جواب می‌دهد و به اطلاعاتی که منتشر می‌کنید اعتبار بیشتری ‏می‌بخشد.

شاخه اول: سفیر آلمان در تهران.

شاخه دوم: سفیر یکی ازکشورهای عضو گروه 1+5

شاخه سوم: یکی از سفرای اروپایی مقیم تهران.

شاخه چهارم: یک دیپلمات غربی.

یا

شاخه اول: علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای ‏اسلامی.

شاخه دوم: یکی از اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی.

شاخه سوم: یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی.

از این روش استفاده کنید و سر آن چانه بزنید تا وقتی کسی می‌گوید نامش را نیاورید ‏مجبور ‏نباشید در خبرتان بنویسید: «یک مقام ناشناس گفت.» می‌توانید دایره مسئولیت ‏او را بزرگ کنید تا ‏هویت‌ او حفظ شود اما در عین حال به خبری که می‌نویسید ‏اعتبار لازم را بدهد.

اگر پشت درهای بسته از مجلس خبرگان گزارش تهیه می‌کنید، بهتر است بگویید: ‏‏«یک ‏نماینده که در این نشست بود گفت»، تا این که «یک نماینده گفت». تا جایی که ‏می‌توانید دایره کوچکتری دور منبع بکشید و تا جایی که می‌توانید ‏منبعی را بیاورید که به اتفاق ‏نزدیکتر بوده باشد.

اگر می‌نویسید «یک کارشناس گفت»، بنویسید چه نوع کارشناسی؟

از این عنوان‌ها استفاده نکنید:

‏-‏عضو محفل یا یک عضو با نفوذ گفت؛

‏-‏ناظران می‌گویند‏؛

‏-‏منابع موثق گفتند؛

‏-‏به گفته منابع آگاه؛

چون بی‌معنا و بسیار کلی هستند.

همیشه باید با منبع نویسی برای خواننده‌ها پیام بفرستید که اطلاعات ‏شما ‏قابل اعتماد است؛ چون آن‌را از جای خوبی گرفته‌اید.‏

روزنامه‌نگاران مستقل

بسیاری از مردم عادی از فروش خبر- یا آنچه که می تواند به صورت خبر درآید- به رسانه های مختلف درآمدی ثابت و احتمالا نه چندان زياد دارند.

بعضی اوقات این افراد، روزنامه نگاران آموزش دیده ای هستند که مطلب کاملی را برای انتشار یا پخش عرضه می کنند. این روزنامه نگاران را روزنامه نگاران مستقل يا “آزادنويس” می نامند.

زمانی که بعضی از اعضای تحريريه شما در مرخصی یا ماموریت هستند، بعضی از این روزنامه نگاران مستقل می‌توانند جایگزین آنها شوند.

خبرگزاری‌ها

تقریبا تحريريه تمام رسانه ها اتکای زیادی به خبرگزاری ها دارند. خبرگزاری ها شرکت هايی هستند که در ازای دریافت پول، خبر در اختیار رسانه ها می گذارند.

یک خبرگزاری کوچک می تواند شامل یک یا دو روزنامه نگار باشد که اخبار محلی را با نمابر یا ای میل به رسانه ها می رسانند. اما یک خبرگزاری ملی خبرنگاران زیادی دارد که در شهرهای عمده مستقر هستند و تحولات مختلف از سیاست گرفته تا ورزش را پوشش می دهند.

خبرگزاری های بین المللی چون رویترز، آسوشیتدپرس و خبرگزاری فرانسه، در سراسر جهان خبرنگار دارند. بعضی خبرگزاری ها تصاوير ويدئويی و عکس های خبری هم ارائه می کنند.

اطلاعات رسیده از خبرگزاری ها هم، مانند هر منبع ديگری، باید بررسی و ارزیابی شود. خبرگزاری های بزرگ در زمينه انتشار اخبار معتبر، خوش سابقه هستند، اما خبرگزاری های کوچک تر ممکن است همان معیارها را رعایت نکنند. اگر دیدید سه یا چهار خبرگزاری یک خبر را مخابره کرده اند، فريب نخورید چون ممکن است یک خبرنگار این خبر را به همه آنان داده باشد.

سعی کنید که منبع اصلی خبر را شناسايی کنید و تاييديه آن را به طور جداگانه و مستقل به دست آوريد. به ویژه اگر مسئله حساس و جنجالی است، تلاش کنید تا جايی که امکان دارد منابع خبری بيشتر و متنوع تری برای آن بيابيد.

اینترنت

اینترنت تمام اخبار جهان را مستقیما به کامپيوتر شما می رساند. این خبرها، همه توسط روزنامه نگاران تهیه نشده اند. هیچ کس وقت آن را ندارد تا تمام این اطلاعات را بررسی و ارزیابی کند. اما یک روزنامه نگار مجرب می تواند اطلاعات واقعا مهم و جالب توجه را بیابد و آن را به صورت خبر منتشر کند.

هر کس که کامپيوتری دارد و به اينترنت وصل است، مثل اين است که بزرگ ترين دانشنامه جهان را پيش روی خود دارد. در شبکه جهانی اینترنت میلیون ها صفحه متن، عکس و بسیاری اوقات فیلم و صدا پيدا می شود. در این صفحات گروه های مختلف با علائق خاص، هزاران موضوع را مطرح می کنند. این صفحات به صورت بالقوه منابع مناسبی برای کسب اطلاعات و برقراری ارتباطات جدید هستند.

سایت های رسمی متعلق به شرکت ها، سازمان ها و ادارات دولتی منابع بسیار خوبی برای دستيابی به اطلاعات صحیح هستند.

سایت های غیر رسمی منبع سرشاری از شایعات و سخن چینی ها هستند. این سایت ها قابل اعتماد نیستند، چون در آنها اخلاق و معیارهای روزنامه نگاری حرفه ای رعایت نمی شود. با اين همه، ممکن است چنين سايت هايی نيز حاوی برخی خبرهای دست اول باشند. به عنوان نمونه سایت هايی که هواداران ورزشکاران برای آنها راه می اندازند، بسیاری از اوقات اولین منابعی هستند که از نقل و انتقال بازیکنان مطلع می شوند.

شمار اندکی از مردم، به صورت موثر و کارآمد از اينترنت استفاده می کنند. بهره گرفتن از آموزش های رسمی و منظم برای استفاده از اينترنت، به زحمتش می ارزد.

بایگانی اطلاعات

مدارک، گزارش ها، بیانیه های مطبوعاتی، بریده روزنامه ها و دیگر مدارک کتبی که مربوط به آینده است باید تا رسیدن روز موعود در پرونده ای بایگانی شود. بعضی تحریریه ها پرونده هایی با شماره های ۱ تا ۳۱ دارند که هر یک مربوط به یک روز ماه است. به اين پرونده ها، پرونده‌های روزانه گفته می شود.

گروه بعدی پرونده ها، پرونده های ماهیانه هستند که هر کدام مربوط به یک ماه مشخص است. سپس در آغاز هر ماه، اطلاعات مربوط از پرونده های ماهيانه به پرونده های روزانه منتقل می شوند.

بر این اساس، فرض کنید در آغاز ماه بهمن، محتویات پرونده بهمن ماه تفکیک می شوند و هر یک به داخل پرونده مربوط به آن روز منتقل می شوند. بیانیه مربوط به روز ۱۵ بهمن به پرونده روزانه شماره ۱۵ منتقل می شود و بریده روزنامه مربوط به ششم بهمن وارد پرونده شماره ۶ می‌شود.

پرونده دیگری به نام پرونده آینده وجود دارد که مختص ایده هايی است که تاریخ بخصوصی ندارند. در روزهايی که خبر زیادی نیست، خبرنگار می تواند با جست وجو در این پرونده مطالبی پیدا کند که قابليت تبدیل شدن به خبر را دارند.

کار لازم دیگر، تشکیل بایگانی بریده روزنامه ها است. در اين بايگانی، مطالب مربوط به وقایع عمده و خبرهای ادامه دار نگهداری می شوند. این بایگانی می تواند به عنوان مرجع، منبع اطلاعات و تاریخچه وقایع، مورد استفاده قرار گیرد.

این بایگانی برای تهیه زندگی نامه ها بسیار مفید است چون مردم به يادآوری مراحل عمده زندگی اشخاص مهم علاقه دارند.

بازگشت به گذشته

همان طور که قبلا گفتیم خبر باید تازه باشد. اما گاهی اوقات ممکن است يک مطلب خبری بر مبنای يک خبر موجود و قديمی به دست آيد و تنها نيازمند به روز کردن و افزودن اطلاعاتی تازه باشد.

بنابراین اگر یک روز آرام و کم خبر را سپری می کنيد، در مورد یک خبر ادامه دار که اخیرا چیزی در باره اش نشنیده اید تحقیق کنید تا ببینید از آخرين باری که آن خبر را پوشش داده اید، اتفاق جدیدی افتاده است يا نه.

یک تیم خبری باید اخبار رسانه های رقیب را تعقیب کند تا شاید خبری جدید یا زاویه های جدیدی از خبری قدیمی را به دست آورد. برنامه های تلویزیون و مجله ها (هم مجله های عمومی و هم نشريات صنفی) ممکن است ایده ها و اطلاعاتی را در مورد وقایع آتی در اختیار شما بگذارند. اين ايده ها و اطلاعات را بايد در تقويمی که قبلا به آن اشاره کرديم، ثبت کنيد، اما پيش از آن اطلاعات تازه را بررسی و ارزيابی کنيد تا از درستی و صحت آنها مطمئن شويد.

پيگيری اخبار رقیبان مستقیم شما یا دیگر رسانه ها، می تواند شما را در مورد خبرهايی که آنها را از دست داده اید هشیار کند، اما قرار نیست که رقبای شما به جای شما کار کنند.

نگاه به دوردست

اگر در یک روز مشخص در محدوده تحت پوشش رسانه خبر زیادی نباشد، یک روش مفید نگاه به چشم اندازهای دوردست تر است. به طور قطع، یک داستان ملی یا بین المللی پیدا می شود که بتوان با دادن زاويه ای تازه، یک بعد محلی به آن داد. این کار، “محلی کردن” خبر خوانده می شود.

فرض کنید که خبری در میان اخبار اقتصادی منتشر شده و حاکی از آن است که به سبب کمبود بارندگی در مناطق حاره، محصول درختان کاکائو به شدت کاهش پیدا کرده است و در نتیجه بهای شکلات بسیار بالا خواهد رفت. معنای این تحول برای کارخانه شکلات سازی شهر شما چه خواهد بود؟

تحقیقاتی که از سوی یک نهاد ملی صورت گرفته است نشان می دهد که مدارس نیازهای دانش آموزان را برآورده نمی کنند. آیا این امر در منطقه شما هم صحت دارد؟

در کشوردیگری زمین لرزه رخ داده است. بار گذشته که چنین اتفاقی افتاد سربازانی که در شهر شما مستقر هستند برای کمک به عملیات امداد رسانی به آنجا اعزام شدند. آیا اين سربازان، این بار هم خواهند رفت؟ اعزام دوباره سربازان، برای شما يک “خبر” است. اگر سربازان اين بار اعزام نشوند، شاید با استفاده از تجربه گذشته بتوانند به شما بگویند که قربانیان زمین لرزه با چه فاجعه ای روبه رو هستند. شما می توانيد از این زاویه به خبر بپردازيد یا حتی احتمالا گزارش مفصل تری تهیه کنید.

بیشتر اوقات می توان برای موضوعی که بحث روز است، از نظر چند نفر ازمردم عادی استفاده کرد که به آن صدای مردم می گویند. این صداها زاویه تازه ای به خبر می دهد.

این خبرها با نگاه به اخبار خبرگزاری “ایرنا” – خبرگزاری جمهوری اسلامی- گردآوری شده اند. از آنها به عنوان سرنخ استفاده کنید و به این فکر کنید که چه طور می توانید موضوعات را به شکلی گسترده تر پوشش دهید.

“رشد تقاضاي نيروي کار از سال 89 بتدريج کاهش مي يابد”

“يک نماينده مجلس: آموزش و پرورش 500 هزار نيروي اضافي دارد”

“مسئولان شرکت آب به ترکيدگي لوله هاي آب رسيدگي نمي کنند”

“ميزان ماموريت هاي اورژانس تهران 50 درصد افزايش داشته است”

“مشارکت خيرين در ساخت مدارس در سال گذشته بيش از 5/2برابر افزايش داشته است”

“در پی کاهش واردات 50 ميليارد توماني دارو از يک شرکت خارجي: باقري لنکراني: کاهش واردات دارو براي برخي ناخوشايند است”

اطلاعیه‌های مطبوعاتی

شرکت های بازرگانی، گروه های فشار، مقامات محلی، دولت ها و سازمان ها، همگی علاقه مندند که پیام خود را به گوش مردم برسانند.

آنها بیشتر اوقات این کار را از طریق صدور اطلاعیه مطبوعاتی که در واقع منتقل کننده خبرها و نظرهای آنان است انجام می دهند. گاهی اوقات عکس یا نوار صدايی را هم به همراه اطلاعیه خود منتشر می کنند.

اطلاعیه های مطبوعاتی زمانی يک منبع قابل استفاده خبری محسوب می شوند که اطلاعاتی مبتنی بر واقعيت و همچنين جالب توجه را عرضه کنند.

در هر صورت، شما باید هميشه در ارزیابی اطلاعیه های مطبوعاتی موشکافی و دقت لازم را به عمل آورید تا مطمئن شوید اطلاعات داده شده درست و بجا است و انتشار آنها، صرفا تبلیغات رایگان نیست. هیچ اطلاعاتی را بدون شواهد و مدارک مستدل، به عنوان واقعیت نپذیرید وگرنه ممکن است بی جهت یک واقعه را بیش از حد بزرگ کنید یا مبلغ یک شخص یا سازمان شوید.

بسیاری از اطلاعیه های مطبوعاتی توخالی و بی ارزش هستند. اما آنها را به داخل سطل زباله پرتاب نکنید. از آنها به عنوان یک نقطه شروع استفاده کنید. از آنها برای توليد فکر و ايده ای نو و گسترش محدوده ديد خود استفاده کنید.

نشست‌های مطبوعاتی

هدف نشست مطبوعاتی نیز همانند اطلاعیه مطبوعاتی عمدتا جلب توجه وتبليغ است.

شما باید نشستی را که در آن حضور پیدا می کنید و اطلاعاتی را که پوشش می دهید بادقت انتخاب کنید. نشست های مطبوعاتی بعضی اوقات ضروری و واجب و بعضی اوقات نامربوط هستند.

به عنوان نمونه در پی یک فاجعه عمده، لازم است که اطلاعات و اخبار به تعداد زیادی خبرنگار که کنجکاو و جويای واقعيت هستند، منتقل شود. اگر به هر کدام از این خبرنگاران وقت جداگانه ای برای مصاحبه با شخصیت های عمده داده شود، آن شخصیت ها دیگر وقت رسيدگی به کار اصلی خود را نخواهند داشت.

بعضی دیگر از نشست های مطبوعاتی شگردی برای تبلیغات رایگان هستند. هیچ لزومی ندارد که آنجا بنشینید و سکوت کنید. با سوالات خود آنها را به چالش بکشید و قوت و ضعف آنچه را گفته می شود، بيازماييد.

اگر جلسه خیلی خسته کننده بود، آن را ترک کنید و به دنبال خبری واقعی بروید: در جهان اتفاقات زياد دیگری هم رخ می دهد!

خلاصه درس

چشم و گوش خودباشيد

هرکسی که برای یک سازمان خبری کارمی کند، باید اطلاعاتش را که شامل چيزهايی است که خود دیده یا شنیده، در اختیار آن رسانه بگذارد. کارمندان یک رسانه اولین منبع گردآوری خبر هستند.خبرنگاران وظیفه ویژه‌ای برای گردآوری خبر دارند. این امر رسانه ها را قادر می کند که به خبرهایگوناگون دسترسی داشته باشند و خبرهای خود را تنها از منابع سنتی خبر، يعنی عمدتاسازمان ها و خبرگزاری ها، کسب نکنند.

مراکز خدمات اضطراری

تحريريه ها باید روشی داشته باشند که آنها را بی درنگ از وقايع مطلع کند و اطلاعاتی را که ارزش خبری دارند به آنها برساند. یکی از این روش ها تماس های منظم با مراکز خدمات اضطراری است. در تحريريه باید فهرستی از شماره تلفن های ضروری و برنامه زمان بندی شده برای تماس با آنان در دسترس همه باشد.

طرفهای تماس

طرف های تماس، کسانی هستند که با خبرنگاران ارتباط دارند و به آنها اطلاعات می دهند. آنها می توانند رسمی یا غیر رسمی باشند. هر خبرنگاری باید فهرستی از اسامی این اشخاص و جزئیات نحوه تماس گرفتن با آنان را مثل شماره تلفن، ای میل و نشانی پستی در دسترس داشته باشد. باید سعی کنید که شماره تلفن منزل و تلفن دستی اشخاص را هم پیدا کنید تا بتوانید در ساعات غیر اداری هم با آنان تماس بگیرید؛ چون ممکن است آنها نتوانند از محل کارشان آزادانه صحبت کنند.

مخاطبان

مخاطبان رسانه خود را تشویق کنید تا موضوعاتی را که در واقع خبرهای بالقوه هستند در اختیار شما بگذارند؛ اما همیشه اطلاعاتی را که آنها در اختیارتان می گذارند چند بار بررسی کنید تا از صحت آن مطمئن شوید. آنها روزنامه‌نگار نیستند و ممکن است تعبير درستی از وقایع نداشته باشند.

شاهدان عینی

حرف های مردم عادی که شاهد وقایع خارق العاده هستند، همیشه شنیدنی است. این شهادت ها، واقعیت ها را انسانی تر می کند و خبر را از خشکی در می آورد. اما مردم عادی ممکن است از روی شگفت زدگی و هیجان حرف هايی بزنند که قابل اعتماد نباشد.

روزنامه‌نگاران مستقل

بسیاری از مردم عادی از فروش خبر- یا آنچه که می‌تواند به صورت خبر درآید- به رسانه های مختلف درآمد ثابتی دارند که احتمالا چندان زياد نيست. بعضی اوقات این افراد روزنامه نگاران آموزش دیده ای هستند که مطلب کاملی را برای انتشار یا پخش عرضه می کنند. این روزنامه نگاران را روزنامه نگاران مستقل يا آزادنويس می نامند.

خبرگزاری‌ها

خبرگزاری‌ها شرکت هايی هستند که در ازای دریافت پول، خبر در اختیار رسانه ها می‌گذارند.

اینترنت

در شبکه جهانی اینترنت میلیون ها صفحه متن، عکس و بسیاری اوقات فیلم و صدا یافت می شود. در این صفحات گروه های مختلف با علائق خاص، هزاران موضوع را مطرح می کنند. این صفحات به صورت بالقوه منابع مناسبی برای کسب اطلاعات و برقراری ارتباطات جدید هستند. سایت های رسمی متعلق به شرکت ها، سازمان ها و ادارات دولتی منابع بسیار خوبی برای دستيابی به اطلاعات صحیح هستند. سایت های غیر رسمی سرشار از شایعات و حرف های درگوشی هستند. این سایت ها قابل اعتماد نیستند.

تقویم (دفتر روزنامه)

هر زمان اطلاعاتی درمورد وقایعی که قرار است در آینده اتفاق بیافتد به تحريريه برسد، باید وارد تقویم شود تا کسانی که در روز موعود سر کار هستند، از آن مطلع شوند.

بایگانی اطلاعات

بیشترتحريريه ها پرونده هايی با شماره های 1 تا 31 دارند که هر یک مربوط به یک روز ماه است و پرونده های روزانه خوانده می شوند. گروه بعدی پرونده ها، پرونده های ماهیانه هستند که هر کدام مربوط به یک ماه مشخص است. در آغاز هر ماه مدارک مناسب هر پرونده ماهیانه به پرونده های روزانه منتقل می شوند.

پرونده دیگری با نام پرونده آینده برای ایده هايی وجود دارد که تاریخ بخصوصی ندارند. در روزهايی که خبر زیادی نیست، خبرنگار می تواند با جست وجو در این پرونده مطالبی پیدا کند که قابليت تبدیل شدن به خبر را دارند.

کار لازم دیگر تشکیل بایگانی بریده روزنامه ها است. این بايگانی مخصوص مطالب مربوط به وقایع عمده و خبر های ادامه دار است. این بایگانی می تواند به عنوان مرجع، منبع اطلاعات و تاریخچه وقایع مورد استفاده قرار گیرد.

نگاه به دوردست

بعضی اوقات از خبرنگاران خواسته می شود که برای یک خبر ملی یا بین المللی زاویه ای پیدا کنند که به آن جنبه محلی بدهد. این کار “محلی کردن” خبر خوانده می شود.

بازگشت به گذشته

شما می توانید سری به یکی از خبرهايی که اخیرا تهیه کرده اید و سروصدايی در اطرافش نیست بزنيد و ببینید در حالی که حواس همه به جای دیگری معطوف بوده، در آن زمينه چه اتفاق های جدیدی افتاده است.

رسانه‌های دیگر

یک تیم خبری باید اخبار رسانه های رقیب را تعقیب کند تا شاید خبری جدید یا زاویه های جدیدی از خبری قدیمی را به دست آورد. برنامه های تلویزیون و مجله ها (هم مجله های عمومی و هم نشريات صنفی) ممکن است ایده و اطلاعاتی در مورد وقایع آینده در اختیار بگذارند که باید آنها را در تقویمی که قبلا صحبتش شد ثبت کرد. البته پيش از آن بايد اين دسته از اطلاعات را بررسی و ارزیابی کرد و از صحت آنها مطمئن شد.

اطلاعیه مطبوعاتی

اطلاعیه های مطبوعاتی زمانی يک منبع قابل استفاده خبری محسوب می شوند که اطلاعاتی مبتنی بر واقعيت و همچنين جالب توجه عرضه کنند. در غیر این صورت، بايد به فکر تهیه خبرهای دیگری بود.

نشست مطبوعاتی

باید نشستی را که در آن حضور پیدا می کنید و اطلاعاتی را که پوشش می دهید با دقت انتخاب کنید. نشست های مطبوعاتی بعضی اوقات واجب و ضروری و بعضی اوقات نامربوط هستند. اگر جلسه خیلی خسته کننده بود، آن را ترک کنید و به دنبال خبرهای واقعی بروید.

دقت و صحت

«اساس روزنامه نگاری، صحت خبر است»

دستيابی به اطلاعات دقيق و درست بزرگ ترین چالشی است که در برابر روزنامه نگاران قرار دارد. گزارش های اشتباه، خجالت آور است و می تواند هم از نظر مالی و هم از نظر حرفه ای هزینه هايی در بر داشته باشد. اين درس، توصيه های مفيدی را برای دور ماندن از اين خطر ارائه می کند

یک روز صبح، يکی از کارکنان بخش شنود بی بی سی در جنوب انگلستان (که شبکه های راديو و تلويزيونی سراسر جهان را کنترل می کند)، در حين گوش دادن به یک رادیو فارسی زبان که برای ایران برنامه پخش می کند، یک باره از جای می جهد. این رادیو ادعا می کند که اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده که غربی ها در به در دنبالش می‌گردند، دستگیر شده است.

این روزنامه نگار فورا به تحريريه اصلی بی بی سی در غرب لندن اطلاع می‌دهد. شبکه داخلی خبر بی بی سی فورا خبر کوتاهی منتشر می کند که در آن نام منبع خبر را ذکر کرده و تاکید می کند که این خبر هنوز تايید نشده است.

ظرف چند دقیقه، تقريبا تمام تلویزیون های خبری بریتانیا و آمریکا این خبر را پخش می کنند. اما زمانی که خبرنگاران این گزارش را پيگیری می کنند، مقامات هر دو دولت بلافاصله آن را تکذیب می کنند و ظرف یک ساعت بی بی سی از پخش مجدد این شایعه خودداری می کند.

یکی از سردبیران ارشد بخش خبری بی بی سی می گوید:

“به محض اينکه ما خبر را با ذکر کامل منبع آن پخش کردیم، دریافتیم که نمی توانیم صحت آن را تاييد کنيم و بلافاصله جلو پخش مجدد آن را گرفتیم. حالا که عمیق تر به این جریان نگاه می کنيم، پی می بریم که باید قبل از پخش خبر تائیدنشده دستگیری بن لادن، یکی دو دقیقه بیشتر وقت صرف آن می کردیم.”

این جریان برای بی بی سی خجالت آور بود به ویژه آنکه درست یک روز قبل از آن، بار دیگر از همه کارمندانش خواسته بود که خونسردی خود را حفظ کنند و به آنان یادآور شده بود که:

“بهتر است که دوم شویم اما خبر را دقيق بدهيم تا اینکه اول شویم اما اشتباه کنیم.”

دقیق بودن یکی از بزرگ ترین چالش های پيش روی خبرنگاران است.

قاعده اول

اشتياق روزنامه نگاران برای آنکه خبرها را پيش از رقبايشان به دست بياورند، باعث می شود که نخستين قاعده روزنامه نگاری را فراموش کنند.

خبرها بايد درست باشند

اطلاعات به دست آمده هميشه بايد مورد بررسی قرار گيرد و با منابع ديگر مقايسه شود، به ويژه در موقعيت های حساسی که انتشار آن اطلاعات می تواند پيامدهای گسترده ای داشته باشد.

برخی از منابع خبری بيش از ديگران قابل اعتماد هستند. با اين حال ممکن است که يک منبع واحد، درکی نادرست از يک موضوع يا نکته داشته باشد. اين خطا به سادگی می تواند به مطالبی که بر اساس اين اطلاعات توليد می شود، سرايت کند. يک قاعده خوب اين است کهحداقلدو منبع مستقل داشته باشيد. رعايت اين قاعده، احتمال درست بودن اطلاعات را بيشترمی کند، اما باز هم به آن قطعيت نمی بخشد.

با اطلاعاتی که دريافت می کنيد، برخوردی دقيق و انتقادی داشته باشيد. از خودبپرسيد که چرا يک منبع، اطلاعات مشخصی را در اختيارتان می گذارد. آيا اين شخص می خواهد بر شما تاثير بگذارد؟ فريبتان بدهد؟ یا از شما استفاده کند تا به رقيبش ازطريق رسانه ها لطمه بزند؟ سعی کنيد زمينه و حواشی هر خبر را برای خود روشن کنيد.

به خاطر داشته باشید که یک روزنامه نگار در موقعیتی است که باید با حقایق کار کند نه با شایعات. این وظیفه اوست، و نه منبع، که از صحت خبر اطمینان يابد.

هنگامی که با حقایق سر و کار دارید، اين نکته را فراموش نکنيد: “اگر شک و تردیدی دارید، این خبر را کنار بگذارید!”

حالا ببینیم در کجاها باید به دنبال خبر باشیم.

صحبت با کسانی که در محل واقعه بوده اند

قابل اعتمادترین خبرها، گزارش های همکاران خود شما ازمشاهدات و شنیده‌هایشان است. البته این امر همیشه ممکن نیست. ما اغلب باید گزارش هايی بنویسیم که بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از دیگران تهیه شده است.

بهترین راه این است که این اطلاعات از منابع “دست اول” مثل شاهدان عینی به دست آید، یعنی کسانی که در زمان رخ دادن واقعه در محل حضور داشته‌اند.

به یاد داشته باشید کسانی که آموزش روزنامه نگاری ندیده اند، در به یاد آوردن واقعیت ها و جزئیات به هيچ وجه دقيق نیستند. اضافه بر آن مردم بر اثر اضطراب (در زمان فاجعه ای طبیعی یا رخ دادن جنایت) بیشتر سردرگم می شوند.

این را هم به یاد داشته باشید که بعضی ها ممکن است به دلايل خاصی اطلاعات غلط به شما بدهند. در زمان جنگ و فاجعه برخی سعی خواهند کرد تا اطلاعات را چنان عرضه کنند که واقعیتی مسلم به نظر آید.

به طور کلی شما نباید تنها به یک منبع اتکا کنید. سعی کنید آن اطلاعات را از راه های ديگری هم تايید کنید.

در واقع بهترین کار این است که اطلاعات تايیدنشده مورد استفاده قرار نگیرد. (اشتباه بی بی سی در مورد دستگیری اسامه بن لادن را به یاد بیاورید). اما اگر لازم است که به آن اطلاعات اشاره شود، باید حتما و قطعا گفته شود که اين خبر تايید نشده است. بعد از آن با سرعت هر چه تمام تر تايید یا تکذیب آن اطلاعات را به دست آورید و خبر خود را به روز کنید

با منابع قابل اعتماد دیگر هم صحبت کنید

بعضی از منابع را می توان تا حد معقولی از دیگر منابع قابل اطمينان تریا دست کم رسمی تر فرض کرد. از جمله آنها می توان به اين منابع اشاره کرد:

پلیس و ساير مراکز خدمات اضطراری

دادگاه ها

مقام های دولتی

بر حسب وضعیت و شرایط خاص، شما می توانید اطلاعاتی را که این منابع در اختیار شما می گذارند، بدون اخذ تايید از منبع دیگری منتشر کنید.

خبرنگاران باید بدانند برای به دست آوردن اطلاعات تازه و موثق به کجا مراجعه کنند. از این رو باید فهرستی از منابع مهم را در اختیار داشته باشند.

خطر در جزئیات است

نام- برای افراد، بسیار مهم است که نامشان صحیح ذکر شود. “محمد علی حسينی” درست است يا “علی حسينی”؟ اين نکته دست کم برای آقای حسينی اهميت دارد.

مقام- یک نفر را همیشه “معاون مدیر عامل” معرفی کرده اید. اما شاید ترفیع گرفته و “مدیر عامل” شده است. این تغییر کوچک برای مخاطب شما اهمیت دارد چون هر چه مقام بالاتر باشد، اعتبارش بیشتر است. اگر شک دارید به شرکت او تلفن کنید و سوال کنید.

عنوان – در بعضی مشاغل حساسیت به عنوان زیاد است؛ یک سرلشکر ارتش خوشش نمی آید درجه اش سرتیپ ذکر شود، چون تنزل مقام است. مراقب باشید که با عنوان اشتباه، کسی را تنزل یا ترفیع ندهید.

املاء: “خزاعی” یا “خزائی”؟ هر دو به گوش یکسان می آیند، اما انتشار اسامی با املای اشتباه کار درستی نیست. شاید به نظر بیاید که این امر تنها در نشریات و اینترنت مهم است و در رادیو و تلویزیون اثری ندارد. اما این طور نیست. اگر خبرها با اسم اشتباه بایگانی شوند وقتی بعدها به دنبال پیشینه يک خبر می گرديد آن را پیدا نمی کنید.

تاریخ، زمان و محل- حدس نزنید. سوال کنید.

ارقام: یک صفر ناقابل ۱۰ را تبدیل به ۱۰۰ می کند. بعضی خبرنگاران ترجیح می دهند تا رقم را با حروف بنویسند (صد به جای ۱۰۰) چون احتمال اشتباه در خواندن و نوشتن حروف کم تر است. اگر در مورد صحت ارقام شک دارید، حتما آن را به منبعش نسبت دهید:

“سازمان دهندگان تظاهرات می گویند که بیست هزار نفر در شهر راه پیمايی کردند.”

اشتباه در هویت افراد

اشتباه در معرفی افراد منجر به شکایت های بسیار می شود. اگر علی‌حسينی در دادگاه به جرم فساد مالی محکوم شود و شما تصویر علی حسينی دیگری را منتشر کنید، حسينی بی‌گناه می تواند از شما به دادگاه شکایت کند که به او افترا زده‌اید. او خواهد گفت که به دليل اشتباه شما، دوستان و همکارانش او را فاسد تصور کرده و به او پشت کرده‌اند.

در بسياری از کشورهای جهان، دادگاه اغلب جريمه و غرامت‌های مالی سنگینی برای پرداخت به این افراد تعيين می کند. به ویژه اگر به اين نتيجه برسد که روزنامه نگار سهل‌انگاری کرده است.

 

خبرنویسی

 

چگونه برای نوشتن متن يک خبر آماده شويم. بعلاوه چند “بايد و نبايد” مفيد.

درس‌هاعنوان                 

يادداشت برداری: از دفترچه‌های يادداشت تا کامپيوتر             

شيوه نامه                     

کتابخانه            

چند نکته جزئی پيش از آنکه دست به قلم ببريد                   

گردآوری اطلاعات: آنچه مخاطبان می خواهند                       

روايت‌های شاهدان عينی             

گردآوری اطلاعات             

خبر را چگونه بنويسيم؟                

پاراگراف اول يا مقدمه را چگونه بنويسيم؟                

نمونه‌هایی برای نوشتن پاراگراف اول خبر                 

ساختار خبر                   

بازبینی ساختار یک خبر               

خبر بايد شامل چه عناصری باشد؟             

خبر بايد شامل چه چيزهايی باشد؟                       

زبان و لحن                     

اعداد و ارقام                   

نرخ‌ها يا نسبت‌ها            

درصدها و ميانگين‌ها                    

خلاصه درس

 

يادداشت برداری: از دفترچه‌های يادداشت تا کامپيوتر

 

بايد سوابق کامل فعاليت هايی را که برای گردآوری خبر انجام داده ايد، حفظ کنيد. دفترچه هايتان بايد شماره صفحه داشته باشد و روی جلد آنها بايد بنويسيد که هر دفترچه شامل يادداشت هايتان از چه تاريخی تا چه تاريخی است. هر يادداشت بايد به طور جداگانه تاريخ داشته باشد و دفترچه را بايد در جای مطمئنی نگاهداری کنيد.

ممکن است چنين کاری خسته کننده به نظر برسد، اما اين سوابق به عنوان مرجع شخصی برای شما ارزشمند خواهد بود. ممکن است بعدا برای حصول اطمينان از دقت گزارش خود به آنها احتياج داشته باشيد.

بايد هميشه يادداشت های روشنی در باره مصاحبه هايی که می کنيد داشته باشيد تا در موقع لزوم بتوانيد به خاطر بياوريد اين مصاحبه ها را در کجا و در چه زمانی انجام داده ايد. اگر از موقعيتی که به سرعت در حال تغيير و تحول است گزارش می دهيد، بايد تا آنجا که می توانيد مطالب را بنويسيد يا ضبط کنيد. شرحی از صحنه، تعداد افرادی که در آنجا هستند، حضور پليس يا نيروهای امدادی و عوامل خدمات عمومی از نکاتی هستند که بايد در اين يادداشت ها به آنها اشاره کنيد.

اگر حادثه ای ساعت ها يا روزها طول می کشد، زمان هريک از رويدادهای مهم اين حادثه را يادداشت کنيد. اگر اين کار را نکنيد، ممکن است بعدها به خاطر آوردن جزئيات حادثه يا ترتيب وقوع آنها برايتان دشوار باشد.

برای اين کار در دوطرف صفحات دفترچه هايتان حاشيه های پهنی در نظر بگيريد. تاريخ ها، زمان ها و مکان مصاحبه ها را می توانيد در اين حاشيه ها يادداشت کنيد.

همين دقت را هم بايد در مورد نوارهای صدا به کار ببريد. اگر مکالمات يا ملاقات ها را ضبط می کنيد، اطمينان پيدا کنيد که روی نوارها با برچسب، تاريخ و موضوع مطالب را مشخص کرده ايد. نوار را در جای مطمئنی قرار دهيد. نوارهای مهم را بايد غيرقابل ضبط کنيد تا از احتمال پاک شدن يا ضبط مطلب ديگری روی آنها به طور اتفاقی جلوگيری شود. ممکن است بعد ها به اين نوار ها برای اينکه بدانيد اشخاص در يک مورد خاص چه گفته اند، احتياج پيدا کنيد.

آيا می دانيد که چطور از کامپيوترتان استفاده کنيد؟ اگر نمی دانيد از همکارانتان کمک بگيريد. هنگامی که در حال نوشتن خبری هستید و می خواهيد آن را به موقع ارسال کنيد، نمی خواهيد که نا آشنايی با تکنولوژی، سرعت کار شما را کم کند. اگر می خواهيد از خارج از محل کارتان گزارش تهيه کنيد، اطمينان پيدا کنيد که نحوه انجام اين کار را می دانيد. اگر نتوانيد گزارشی را که از يک ماجرای بسيار هيجان انگيز تهیه می کنید بفرستيد و به خواننده منتقل کنيد، تهیه آن فايده ای ندارد.

 

شيوه نامه

 

بيشتر روزنامه ها به روزنامه نگاران خود يک شيوه نامه می دهند. شيوه نامه برای اين است که کارها را هم برای شما و هم برای خواننده راحت تر کند. اگر در موردی ممکن است نظرات و شيوه های مختلفی رايج باشد و بايد دست به انتخاب بزنيد، شيوه نامه به شما می گويد که کدام گزينه را انتخاب کنيد.

چند مثال:

آيا علامت جمع را به صوت پيوسته می نويسيم يا جدا؟ (مثلا کتاب‌ها يا کتابها)

اگر اصولا دشنام و کلمات توهين آميز در مطلب خود به کار می بريم؛ آيا آنها را در گيومه می گذاريم يا نه؟

اعداد و ارقام را چگونه می نويسيم؟

در روزنامه ها معمولا:

۱- اعداد از یک تا نه را با حروف می نویسند ( مثلا “هشت سگ” درست و “۸ سگ” نادرست است). اما در رسانه های فارسی غالبا برای جلوگیری از اشتباه شدن عدد ۹ با حرف نفی (نه)، آن را با حروف نمی نویسند و فقط تا عدد هشت را با حروف می نویسند.

۲- ارقام میلیونی را تا نه میلیون با حروف و از ۱۰ میلیون با عدد می نویسند. در این مورد هم رسانه های فارسی، تا هشت میلیون را با حروف و از ۹ میلیون را با عدد می نویسند.

۳- مبالغ را در رسانه های غربی همراه با علامت های ویژه واحد پول (مثل $ برای دلار و £ برای پوند) می نویسند اما برای ریال یا تومان، استفاده از علامتی مرسوم نیست و رسانه های فارسی برای واحدهای پول غربی هم از علائم ویژه استفاده نمی کنند.

۴- هرگاه جمله ای با عدد شروع شود، همیشه عدد را با حروف می نویسند.

 

 کتابخانه

 

بسياری از موسسات رسانه ای کتابخانه خوبی دارند که شما بايد از آن استفاده کنيد. اگر در باره نکته يا اطلاعاتی اطمينان نداريد، به حافظه خود اتکا نکنيد. حتما در باره آن تحقيق کنيد. ممکن است صرفا به دنبال نام کامل و صحيح شخصی باشید که اخيرا در خبرها مطرح شده است، اما همين را هم بايد بتوانيد در کتابخانه پيدا کنيد.

يک کتابخانه خوب منابع گسترده ای دارد که می توانيد با استفاده از آنها، مطالب بيشتری در زمينه سابقه خبر يا گزارشی که می‌نويسيد تهيه کنيد. اگر اطلاعات خود را از منابع و مراجعی برداشت می کنيد که در حوزه اطلاعات عمومی محسوب می شوند، می توانيد آنها را بدون هيچ محدوديتی نقل کنيد، اما اگر مطالب يا اطلاعات خود را از انتشارات خصوصی برداشته ايد بايد حتما منبع نقل قول را ذکر کنيد و مطالبی را که از آن نقل می کنيد در حد اقل ممکن نگهداريد.

چنين امکانات تحقيقاتی ممکن است هنگامی که در بيرون از اداره کار می کنيد در دسترستان نباشد. راه ديگری که برای کسب اين اطلاعات وجود دارد اينترنت است، اما هميشه بايد با احتياط با اينترنت برخورد کنيد.

البته سايت های قابل اعتماد بسياری هستند که اطلاعات دقيقی در مورد مطالب مختلف به شما عرضه می کنند. اما هزاران سايت هم هستند که يا به تبليغات می پردازند، يا خيال پردازی می کنند، يا تعمدا اطلاعات غلط در اختيار ديگران می گذارند و يا دلبسته تئوری های توطئه هستند. کمترين خطر استفاده از اطلاعات مشکوک اين است که بعد ها ممکن است مجبور شويد در برابر قانون اين اطلاعات را توجيه کنيد.

پیوسته شيوه نامه نشریه ای را که برای آن کار می کنید، در نظر داشته باشید و هميشه براساس آن عمل کنيد.

 

چند نکته جزئی پيش از آنکه دست به قلم ببريد

 

- اطمينان حاصل کنيد که توضيحات مقدماتی را که به شما می دهند درک می کنيد. سردبيران خبر از جمله گرفتار ترين اشخاص در تحريريه ها هستند. گاهی آنها خبرنگاران را خيلی سريع و بدون دادن جزئيات در باره مطلب توجيه می کنند. تا موقعی که مطمئن نشده ايد که از شما چه می خواهند کارتان را شروع نکنيد. اطلاعاتی را که گرفته ايد برای سردبير خبر تکرار کنيد تا مطمئن شويد که مطلب را درست فهميده ايد. يادتان باشد که حتما بپرسيد چند کلمه بايد بنويسيد. در صورت لزوم پيش از آنکه شروع به نوشتن کنيد از ديگر خبرنگاران باسابقه راهنمايی بخواهيد. چند دقيقه خجالت کشيدن بهتر از نوشتن خبر يا گزارشی است که به درد نخواهد خورد. اگر مطلبی بنويسيد که به کار هيچ کس نيايد، بعدا بيشتر شرمنده خواهيد شد.

- اگر به شما ماموريتی داده اند که ممکن است برای خودتان خطری داشته باشد، ريسک موجود را افزايش ندهيد. تا جايی که می توانيد، با يک يا چند نفر از همکارانتان کار کنيد. اطلاعات کاملی در باره اينکه به کجا می رويد و چه موقعی قرار است برگرديد به جا بگذاريد. اين احتياط ها از شما، خانواده و کارفرمايتان مراقبت می کند. شما که نمی‌خواهيد بی جهت به پليس اطلاع داده شود که شما سربه نيست شده ايد!

 

گردآوری اطلاعات: آنچه مخاطبان می خواهند

 

بياييد يک حادثه تصادف قطار را مثال بزنيم. مخاطبان شما به چند دسته تقسيم میشوند:

بعضی ها به دنبال آن هستند که بدانند:

- آيا از اعضای خانواده آنها کسی در قطار بوده است؟

- آيا جراحت ها جدی و وخيم بوده؟

- آيا قربانيان را به بيمارستان برده اند؟

- و اگر چنين است، کدام بيمارستان؟

ديگرانی هستند که ممکن است در صدد باشند با قطار و در همان مسير مسافرت کنند. آنها می خواهند بدانند:

- آيا رفت و آمد در آن مسير مختل شده است، يا نه؟

و همه می خواهند بدانند:

- آيا اين يک رويداد استثنايی بوده؟

- آيا اخيرا حوادث مشابهی رخ داده است؟

- آيا اقدامات ايمنی برای جلوگيری از حوادث بعدی صورت گرفته يا نه؟

در مورد تحولات سياسی، مخاطبان می خواهند بدانند يک وزير کابينه چند بار وعده خاصی را داده و آيا شواهدی در دست هست که نشان دهد او به وعده خود عمل کرده است يا نه. آنها همچنين ممکن است بخواهند بدانند که اشخاص آگاه و مطلعی که در ميان مخاطبان رسانه هستند، در باره آخرين اظهارات اين وزير چه نظری داده اند.

از کسانی که دانش تخصصی دارند، اطلاعات باارزشی می توان کسب کرد اما شرکت دادن آنها در امر گرد آوری اطلاعات بايد با احتياط صورت پذيرد. ممکن است آنها متخصصان کارآمدی باشند که نظراتشان موثق است.

اين نکته بسيار مهم است که اطلاعاتی که از هر منبعی کسب می شود، به همان منبع نسبت داده شود. بنابراين به مخاطبان خود بگوييد که چه کسی اين اظهارنظر را کرده است. برای آنها فرق می کند که بدانند آيا پروفسور X در زمينه تخصصی خود اظهارنظر کرده يا آنکه صرفا در زمينه ای عمومی و خارج از حيطه تخصص خود نظر داده است. زيرا در زمينه های عمومی، نظر هر يک از مخاطبان هم به اندازه نظر اين پروفسور معتبر خواهد بود.

 

روايت‌های شاهدان عينی

 

روايت شاهدان عينی که از ميان مردم عادی هستند، اغلب می تواند جزئيات مهم و چشمگيری را به گزارش اضافه کند. اما بايد به خاطر داشته باشيد که حرف شاهدان در اغلب موارد قابل اتکا نيست. آنها ممکن است هنوز شوکه باشند. بايد تا جايی که می توانيد از آنها اطلاعات شخصی هرچه بيشتری بگيريد به طوری که بتوان به راحتی آنها را شناسايی کرد. اگر آنها نمی خواهند که نامشان افشا شود، بهترين کار اين است که شهادت آنها را ناديده بگيريد.

هنگامی که متوجه شديد با چه کسی می خواهيد صحبت کنيد، دقت کنيد تا دريابيد موقع وقوع حادثه کجا بوده است. همه شاهدان لزوما هنوز از حادثه فاصله نگرفته اند، بخصوص اگر عواطف آنها درگير حادثه باشد. بنابر اين طبيعی است که در روايت های مختلف، اختلاف هايی ديده شود.

شما هرگز نبايد سعی کنيد که اين روايت ها را به هم نزديک کنيد زيرا بعيد است بتوانيد دريابيد که کدام يک از اين روايت ها دقيق تر است. بنابراين بهتر است که يک تصوير کلی از حادثه را از خلال روايت های متعدد ارائه کنيد تا اينکه صرفا به يک روايت اکتفا کنيد که ممکن است سرانجام پرسش برانگيز هم باشد.

برخی افراد تنها به شرطی حاضر به دادن اطلاعات هستند که ناشناس بمانند. آنها اطلاعاتی را به خبرنگاران ارائه می کنند و می گويند: “اين محرمانه است.” در مورد پذيرفتن چنين اطلاعاتی احتياط کنيد. سعی کنيد آن شخص را تشويق کنيد که با معرفی خودش به شرح روايتش بپردازد. بايد از نوشتن خبرهايی که شامل عبارت “منابع مطلع می گويند…” هستند؛ خودداری کنيد. خواننده چنين جملاتی را دوست ندارد. او شک می کند که منبع شما چه کسی می تواند باشد و حتی ممکن است از خود بپرسد که آيا شما اساسا چنين منبعی داشته ايد يا نه.

اگر کسی که با او مصاحبه می کنيد نمی خواهد شناخته شود، از اطلاعات او به عنوان زمينه و تنها برای درک بهتر ماجرا برای خودتان استفاده کنيد.

 

گردآوری اطلاعات

 

هميشه به خاطر داشته باشيد که صرف نظر از عقايد شخصی شما، اين مسئوليت شماست کهديدگاه متعادل و متوازنی را نسبت به آنچه ديده ايد و متوجه شده ايد اتخاذ کنيد.

مباحث مربوط بهدقت، انصاف و بيطرفیرا به خاطر بياوريد.

از همان آغاز هرچه می توانيد اطلاعات مشروح تری گردآوری کنيد. البته همه اين اطلاعات در گزارشی که چاپ يا پخش می‌شود به کار نخواهد آمد. اما شما به هنگام گردآوری نمی دانيد کدام بخش از اطلاعات ممکن است به کار نیاید، و اگر مقداری از اطلاعات را از دست بدهيد يا نتوانيد جمع آوری کنيد، بعدا گردآوری آن مشکل خواهد بود.

می‌گویند روزنامه‌نگاران باید مانند مورچه ها که دانه جمع می‌کنند، اطلاعات گردآوری کنند. اگر چه معلوم نیست که امسال هم برای مورچه ها زمستان سختی در پیش باشد، اما آن ها همواره آذوغه زمستان خود را از پیش تدارک می کنند. کار از محکم کاری عیب نمی‌کند. تنها در موقع نوشتن گزارش است که مشخص می‌شود به کدام بخش از اطلاعاتی که جمع‌آوری کرده‌اید نیاز دارید. اگر این اطلاعات در اختیارتان نباشد فرصت تهیه آن را هم از دست داده‌اید.

مهم نيست که خبر شما تا چه حد کوتاه است. به پرسيدن و جست وجو ادامه بدهيد تا جايی که موضوع را از همه زوايا ارزيابی کرده باشيد. تسلط بر اطلاعات لازم، نوشتن خبر را برای شما بسيار آسان تر خواهد کرد. در مراحل اوليه کار سعی کنيد خود را به جای خواننده بگذاريد و ببينيد چه اطلاعات بيشتری می خواهيد داشته باشيد.

 

خبر را چگونه بنويسيم؟

 

با فکر کردن شروع کنيد. بله، فکر کردن. فشار و شتابی که ناشی از کمبود زمان هنگام گزارش کردن خبرهاست، می تواند شما را به آشفتگی در فکر و ضعف و بی سليقگی در به کار بردن زبان وادار کند. پيش از نوشتن بايد چند دقيقه ای فکر کنيد. اطلاعاتی را که جمع آوری کرده ايد سبک و سنگين کنيد. ببينيد دوست داريد چه چيزی را در خبر بگنجانيد و مهم ترين قسمت های رويداد چه بوده اند. در وضعيت مطلوب بايد اول اين قسمت از ماجرا را بنويسيد تا شکل کلی گزارش در ذهن شما روشن شود. اگر بعدا اين اطلاعات برای نوشتن گزارش لازم شود، اين کار به شما کمک می کند. انجام اين کار همچنين باعث می شود که دريابيد چه اطلاعاتی را جا انداخته ايد.

 

پاراگراف اول يا مقدمه را چگونه بنويسيم؟

 

مجبور نيستيد پاسخ همه پرسش ها را در مقدمه بدهيد. با اين حال، در اين حکايت قديمی انگليسی که اغلب به عنوان مثالی شوخ طبعانه نقل می شود، سعی شده است که به همه پرسش ها پاسخ داده شود:

“روز گذشته (چه وقت) ليدی گاديوا (چه کسی) برهنه ، سوار بر اسب (چطور) از کوچه های کاونتری (کجا) گذشت (چه) تا خواهان کاهش مالياتها شود(چرا)”.

مقدمه بايد توجه خواننده را جلب کند. اگر توجه خوانندگان در مقدمه جلب نشود، آنها ديگر دنباله خبر را نخواهند خواند. اما پيدا کردن بهترين شروع يا زاويه مورد نظر برای نزديک شدن به موضوع آسان نيست. حتی باتجربه ترين نويسندگان می گويند که نوشتن مقدمه سخت ترين قسمت خبرنويسی است. اما اين موضوع نبايد شما را بترساند.

 

چند قاعده مفيد:

 

۱. با یک جمله روشن و شفاف شروع کنید که همه ماجرا را به اختصار تمام بیان می کند؛

۲. مقدمه را در حد بیان یک نکته محدود کنید. به دو موضوع نپردازید. بهتر از این نمی توان تاکید کرد که یک مقدمه خوب باید کوتاه و ساده باشد. توجه داشته باشید که قرار است خبر سریع خوانده شود؛

۳. مقدمه را با سوال یا نقل قول مستقیم یا حروفی که مخفف یا نشانه اختصاری کلمات دیگری هستند (آی تی، نزاجا و …) شروع نکنید؛

۴. مقدمه را با چیزهایی که خواندن را دشوار می کند (مثل عدد، حروف ایتالیک یا ایرانیک، یا نقل قول مستقیم) شروع نکنید؛

0.   مقدمه را با جملات تابع یا با پرانتز یا کلمات دراز، مشکل یا خارجی شروع نکنید.

 

نمونه‌هایی برای نوشتن پاراگراف اول خبر

 

“شانزده مسافر روز گذشته پس از آنکه قطار A به B در نتیجه رانش زمین از خط خارج شد، مجروح شدند.”

“یک قاضی که پنج برابر حد مجاز برای رانندگی مشروب خورده و تصادف کرده بود، روز گذشته برای مدت پنج ماه زندانی شد.”

“اولین برف زمستانی روز گذشته رفت و آمد را در بیشتر نقاط کشور متوقف کرد.”

این هم، سه مقدمه مختلف برای یک خبر که هر سه در یک روز (۹ مارس ۲۰۰۵) در مطبوعات بریتانیا چاپ شده:

“آنها باید به خودشان تزریق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم یا قسمت دیگری از بدنشان. اما اینک برای بیش از ۲۵۰ هزار بیمار دیابتی بریتانیایی، امید برای پایان دادن به تزریق روزانه انسولین رو به افزایش است.”

“روز گذشته دانشمندان پس از آنکه یک بیمار دیابتی بریتانیایی با استفاده از پیوند سلولی معالجه شد، جشن گرفتند.”

“پزشکان نخستین بیمار مبتلا به دیابت در بریتانیا را با استفاده از یک عمل جراحی انقلابی معالجه کردند.”

در باره این مثال ها فکر کنید و یادداشت بردارید. از نظرشما کدام یک موثرتر است و چرا؟

 

 

ساختار خبر

 

این مقدمه مربوط به روزنامه گاردین است که خواننده های تحصیلکرده ای دارد: “آنها باید به خودشان تزریق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم یا قسمت دیگری از بدنشان. اما اینک برای بیش از ۲۵۰ هزار بیمار دیابتی بریتانیایی، امید برای پایان دادن به تزریق روزانه انسولین رو به افزایش است.”

اين مثال از روزنامه ديلی اکسپرس است که روزنامه ای از قشر ميانی بازار روزنامه هاست: “روز گذشته دانشمندان پس از آنکه يک بيمار ديابتی بريتانيايی با استفاده از پيوند سلولی معالجه شد، جشن گرفتند.”

و اين مثال از روزنامه سان است که به بازار روزنامه های عامه پسند تعلق دارد و خوانندگانش تحصيلات پايين تری دارند: “پزشکان نخستين بيمار مبتلا به ديابت در بريتانيا را با استفاده از يک عمل جراحی انقلابی معالجه کردند.”

هر سه مقدمه توجه خواننده را جلب می کنند و نيازهای آنها را برآورده می سازند. بنابر اين احتمالا مقدمه ای که شما پسنديده ايد نشان می دهد که برای چه نوع روزنامه ای می نويسيد.

ساختاری که برای بقيه خبر اتخاذ می شود، يکسان است. هر پاراگراف بعدی جزئيات بازهم بيشتری را به مطلب اضافه می کند. بهترين راه انجام اين کار، پاسخ دادن به پرسش هايی است که معمولا مخاطب خواهد پرسيد؛ به همان ترتيبی که شما فکر می کنيد مخاطب نيز اين پرسش ها را مطرح خواهد کرد. 

تفاوت اصلی در طول خبر است. گاردين که يک روزنامه جدی است بيشترين فضا را به اين خبر داد و بنابراين بيشترين جزئيات را درآن گنجاند. سان کمترين فضا را به آن اختصاص داد: شش پاراگراف، و در نتيجه کمترين جزئيات را هم مطرح کرد.

 

بازبینی ساختار یک خبر

 

بياييد به ساختار خبری که گاردین در مورد درمان بیماری دیابت نوشته نگاهی بيندازيم:

مقدمه:

“آنها باید به خودشان تزریق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم یا قسمت دیگری از بدنشان. اما اینک برای بیش از ۲۵۰ هزار بیمار دیابتی بریتانیایی، امید برای پایان دادن به تزریق روزانه انسولین رو به افزایش است.”

 

پاراگراف ۲

“ریچارد لین مرد ۶۱ ساله اهل براملی در کنت، به زودی اتکای تقریبا سی ساله اش را به انسولین کنار خواهد گذاشت. انسولین برای مقابله با کمبود این هورمون طبیعی که گلوکز خون را در سلولها به انرژی تبدیل می کند لازم است. به این ترتیب او نخستین بیماری در بریتانیا خواهد بود که استفاده از انسولین مصنوعی را کنار می گذارد.”

معلوم است که آقای لين در اين خبر اهميت دارد. گاردين بر اين اعتقاد است که اين مرد به قدر کافی مهم هست که در کنار اين خبر، مصاحبه جداگانه ای را با او ترتيب بدهد. اين بدان معناست که عامل انسانی “Human interest” را می‌توان در مطلب جداگانه‌ای بسط داد، بی‌آنکه روند روایت خبر اصلی را که درباره درمان دیابت است، کند کنيم.

در مطلبی که در حاشیه خبر اصلی می آید، درمی یابیم که آقای لین، ۳۰ سال بود که هر روز به خودش انسولین تزریق می کرد، اما این کار دیگر موثر نبود. به همین علت بود که او تصمیم گرفت رضایت دهد تا برای آزمایش درمان جدید به عنوان “موش آزمایشگاهی” از او استفاده شود (یا اجازه دهد نحوه درمان تازه را روی او آزمایش کنند). او از انجام این کار راضی است زیرا احساس می کند که حالش خیلی بهتر است.

اما در خبر اصلی تنها اشاره کوتاهی به آقای لین می‌شود (چنانکه در پاراگراف دوم خواندیم) و در ادامه‌ی خبر گزارشگر وارد جزئياتی در باره اين پيشرفت علمی می شود: روشی انقلابی و جديد برای پيوند سلولی که دانشمندان طی 15 سال گذشته تلاش کرده اندآن را تکميل کنند.

 

پاراگرافهای ۶-۸

این پاراگراف ها به این نکته اشاره می کنند که روش درمانی جدید تنها برای ۲۰ درصد بیماران دیابتی مناسب است و اشکال آن این است که بیمار باید تعداد بی شماری قرص مصرف کند که برای جلوگیری از “پس زدن” عضو پیوندی تجویز می شوند. این داروها می تواند تاثیرات درازمدتی داشته باشد که هنوز بر کسی روشن نیست. به علاوه، درهرسال تنها حدود ۴۰۰ بیمار می توانند از این شیوه درمان استفاده کنند؛ زیرا برای هر عمل پیوند، به لوزه المعده ۱۰ مرده نیاز است و این رقم بزرگی است!

 

پاراگرافهای ۹-۱۱

اين پاراگراف ها شرح می دهند که چرا انجام نخستين پيوند اين قدر طول کشيده است و هزينه پژوهش در اين زمينه چقدر است.

به راحتی می توان درک کرد که اين خبر، پنج يا شش پاراگراف اول را لازم دارد. بقيه مطالب اختياری است و بستگی به اين دارد که فکر کنيد خواننده شما تا چه حد به جزئيات امر علاقه مند است.

 

خبر بايد شامل چه عناصری باشد؟

 

“شش خادم امين کنار خود حفظ می کنم که هرچه می دانماز آنها آموخته ام: نامشان هست چه و چرا و چه وقت،  چطور و کجا و چه کسی” – روديارد کيپلينگ 

این شش خادم امین که رودیارد کیپلینگ به آن‌ها اشاره کرده اساس کار روزنامه‌نگارها را تشکیل می‌دهد. برخی از دانشجویان روزنامه‌نگاری که در همان روزهای اول کار خود با این شش عنصر آشنا می‌شوند، به دنبال یافتن تکنیک‌های پیچیده‌تر روزنامه‌نگاری این مقدمات را فراموش می‌کنند.

این شش عنصر را از روز اول تا آخرین روزی که روزنامه‌نگار هستید به همراه داشته باشید. این‌ها سوالاتی هستند که قبل از شما در ذهن مخاطبان نقش بسته‌اند و بهتر است که همیشه پاسخی برای آنها بیابید.

بسياری از مواقع، خبر مطابق يک فرمول نوشته می شود. اين فرمول تعيين می کند که چه عناصری و با چه ترتيبی در خبر وجود دارند.

 

خبر بايد شامل چه چيزهايی باشد؟

 

شش پرسش چه کسی؟ چه؟ چگونه؟ کجا؟ کی (چه وقت؟) و چرا؟ فهرست مفيدی از آنچه را که بايد درخبر وجود داشته باشد به شما ارائه می دهد. وقتی متن خبر را نوشتيد، ببينيد آيا به اين پرسش ها پاسخ داده ايد يا نه. اگر نه، آيا پاسخ ندادن به برخی پرسش ها خبر شما را ضعيف کرده است؟ اگر پاسخ دادن به پرسش خاصی واقعا اهميتی ندارد، لازم نيست وقت خود را صرف آن کنيد.

به عنوان مثال اگر برای يک هفته نامه کار می کنيد، لازم نيست مطالب خود را با پاسخ دادن به پرسش کی (چه وقت) شلوغ کنيد. احتمالا معلوم است که اين اتفاقات در هفته گذشته روی داده اند.

ترتيب درستی برای اينکه اين پرسش ها را چطور بايد پشت سر هم آورد؛ وجود ندارد. در واقع اين موضوع به خبر بستگی دارد. اما بين خبرهای “چه کسی” که در آن شخص است که مطرح است و خبرهای “چه” که تکيه اصلی آنها بر رويدادی است که واقع شده، تفاوتی اساسی وجود دارد. 

در جریان سقوط هواپیمای C130 در یک منطقه مسکونی پر جمعیت در نزدیکی فرودگاه مهرآباد کجایی خبر آن‌قدر مهم بود که باید در مقدمه آورده می‌شد. اما اگر همین هواپیما در کویر سقوط می‌کرد، شاید بهتر بود اول از همه علت سقوط بیان می‌شد.

بعد، نوبت به ترتيب ارائه اطلاعات می رسد. مهم ترين اطلاع را در سطر اول خبر بدهيد و بعد، بقيه اطلاعات را به ترتيب اهميت مطرح کنيد. اين يک ساختار هرمی است که در آن می توان خبر را بدون نگرانی از بی معنی شدن آن به ميزان دلخواه کوتاه کرد. درست همان طور که اگر هرمقدار از قاعده هرم کم کنيم، باز هم حجم حاصله، هرم خواهد بود. خبر طوری نوشته می شود که خواننده بتواند وقتی کنجکاوی اش ارضا شد، دست از خواندن بکشد يا اينکه دبير خبر بتواند هرچه را که می خواهد از آخر خبر حذف کند بی آنکه نکته مهمی از قلم بيفتد.

 

زبان و لحن

 

از به کار بردن کلمات و عباراتی که به خواننده القا می کند که درباره موضوع بايد چگونه فکر کند، خودداری کنيد. آنها خودشان می توانند تصميم بگيرند و داوری کنند که اين رويداد، احساس برانگيز، تراژيک يا قهرمانانه بوده است. زبان اغراق آميز نه تنها خواننده را ناراحت می کند، بلکه می تواند به شدت غيردقيق باشد. بنابراين بايد از آن اجتناب کرد.

مثال:

به رغم مخالفت و كارشكني رژيم صهيونيستي، آژانس بين‌المللي انرژي اتمي قطعنامه‌اي را شنبه به تصويب رساند كه به موجب آن تمامي ملل خاورميانه به كناره‌گيري از برنامه تسليحات اتمي ترغيب شدند.

اين خبرگزاري آمريكايي در شيطنتي رسانه‌اي با تحريف سخنان سلطانيه به نقل از وي نوشت: ما تا زماني كه هيچ تضمين الزام‌آور قانوني براي تامين دريافت نكنيم به برنامه خود ادامه خواهيم داد.

 از به کاربردن کلماتی که بارمعنايی غيرضروری دارند خودداری کنيد. وقتی کسی حرفی می زند، نوشتن اينکه او “اعتراف کرد” يا “اذعان کرد” با مقدار زيادی پيشداوری همراه است. فقط بنويسيد “او گفت” و بگذاريد خواننده خودش در اين باره تصميم بگيرد.

مثال:

وي ايران را به كم‌كاري در مقابل تعهدات خود متهم كرد و مدعي شد: “هدف ما اين است كه ايران را متوجه اين امر سازيم كه به تعهدات خود در قبال جامعه جهاني پايبند باشد.”

به همين اندازه هم بايد در انتخاب کلماتی که برای توصيف گروه هايی از مردم به کار می روند دقت کنيد. گزارشگران بايد شاهد بی طرف باشند. نويسندگان ديگری مسئول اظهارنظر هستند. اگر يک طرف درگيری را “جمعيت” و طرف مقابل را “دسته اغتشاشگران” بناميد، نحوه گزارشگری شما بسيار ضعيف و نامتوازن خواهد بود.

هنگامی که در باره موضوعات پيچيده مطلبی می نويسيد از به کار بردن کلمات تخصصی و زبان فنی خودداری کنيد چون اين کلمات برای خواننده (و چه بسا برای نويسنده نيز) بی معنی هستند. به عنوان مثال، دنيای سياست و ديپلماسی پر از سازمان هايی است که امروزه به جای نام آنها از مخفف يا حروف اختصاری آنها استفاده می کنند.

بيشتر مردم می دانند UN اشاره به سازمان ملل متحد است، اما عده کمی نام کامل اين سازمان ها را می دانند:

UNCTAD(United Nations’ Conference on Trade and Development)

کنفرانس سازمان ملل درمورد بازرگانی و توسعه

UNCAST (United Nations’ Conference on the Application of Science and Technology)

کنفرانس سازمان ملل در مورد دانش و فن آوری

اين توجه و دقت تنها در دنيای سياست نيست که لازم می شود؛ مثلا بسياری ازخوانندگان می دانند که فيفا، فدراسيون جهانی فوتبال و تشکيلات حاکم بر مناسبات اينورزش در سطح جهان است. اما در مورد فيلا (فدراسيون جهانی کشتی)، فيبا (فدراسيونجهانی بسکتبال) يا FIVB (فدراسيون جهانی واليبال) چنين شناخت و اطلاع عمومی وجودندارد. همچنين درباره اصطلاحاتی همچون آی تی سی (گواهی نامه نقل و انتقال بينالمللی) که در خبرهای ورزشی در باره انتقال بازيکنان از يک باشگاه به باشگاهی در کشور دیگربسيار به کار می رود، چنين توضيحاتی ضروری است.

بايد نام کامل هر سازمان را در نخستين باری که اين نام مطرح می شود بنويسيد. مگر آنکه اين اسامی مثل BBC  برای همه آشنا باشند.

در بريتانيا، هفته نامه اکونوميست از نويسندگانش می خواهد که هرگاه از سازمانی ياد می کنند آن را به طور خلاصه در يک يا چند کلمه توصيف کنند. مثلاً: گاردين، روزنامه بريتانيايی يا جنرال موتورز، سازنده خودرو. ممکن است اين توضيح زايد به نظر بيايد، اما ترديد و ابهام را برطرف می کند.

بايد در باره نحوه توصيف اشخاص با دقت فکر کنيد. هرکسی در زندگی نقش های متفاوتی ايفا می کند: همسر، پدر يا مادر، کارگر، ماليات دهنده، راننده. دست کم گرفتن فرديت آنها عموما ناپسند و گاهی برخورنده است. نقشی که افراد در خانه ايفا می کنند به ندرت به نقشی که بيرون از خانه به عهده دارند ربطی دارد.

گزارشی در باره زنی که کيفش را در خيابان زده اند با اين توضيح اضافی که آن زن مادر چهار فرزند است يا از شوهرش طلاق گرفته يا چشم هايش آبی است (بخصوص در شرايطی که چنين اطلاعاتی در مورد مردها داده نمی شود) غنی تر نمی شود. از سوی ديگر، می توانيد ادعای او را مطرح کنيد که فرد مهاجم مثلا ريش داشته، موهايش قرمز بوده و لهجه داشته است. اين اطلاعات ممکن است در پيدا کردن دزد به پليس کمک کند.

به طور کلی، بهترين کار اين است که از برچسب زدن به مردم بخصوص اگر توصيفات شما متضمن ارزيابی ارزشی است، خودداری کنيد.

آيا بايد از فعالان سياسی به عنوان “آزاديخواهان” ياد کنيم يا به عنوان “تروريست”؟ پاسخ اين پرسش ساده نيست. بخصوص اگر در باره رويدادی صحبت می کنيم که به از دست رفتن جان و مال بسياری منجر شده است. اما راه حل های ديگری وجود دارد. کلماتی مانند “شورشی”، “پيکارجو” يا “ناراضی” از انتخاب های ممکن در اين زمينه اند. در بسياری از شرايط شايد بهترين کار اين باشد که از اين افراد به عنوان عضو سازمان مربوطه آنها ياد کنيم.

 

اعداد و ارقام

 

ارقام درشت برای اغلب مخاطبان بی معنی هستند. از مردم بپرسید از روزی که ژولیوس سزار در سال ۴۴ پیش از میلاد در رم کشته شده چند روز گذشته است. بیشتر مردم خواهند گفت که میلیون ها روز از زمان سوء قصد به قیصر گذشته است. اما در واقع این مدت به ۷۵۰ هزار روز هم نمی رسد.

هرگاه که ممکن باشد، ارقام بسیار درشت را باید به چیزی قابل درک تر ربط بدهید و مقایسه کنید؛ مثلا برای توصیف یک مبلغ آن را با “دستمزد ده سال یک کارمند متوسط الحال” مقایسه کنید یا مساحت یک سطح را با “چهار زمین فوتبال”، ارتفاع را با “دوبرابر بلند تر از ارتفاع قله اورست” و فاصله را با “از اینجا تا کره ماه” ربط دهید.

این نکته بخصوص در خبرنویسی برای رادیو و تلویزیون اهمیت بیشتری دارد چون مردم اغلب اعداد بزرگ و پیچیده را هنگام شنیدن به خاطر نمی سپارند و کاربرد تعدادی عدد، پشت سر هم می تواند باعث ابهام و سردرگمی شود.

آمار، اعداد و رقم ها را با دقت درنظر بگیرید و بررسی کنید؛ اگر گفته شود که کسی مثلا ۱۸۹ ساله است، فورا معلوم می شود که یک جای کار ایراد دارد. باید با همه ارقام و آمار هایی که داده می شود با تردید برخورد کنید هر چند که گاهی ممکن است مشکل آن قدرها هم آشکار نباشد. جز در مواردی – مثل ده فرمان یا هفت روز هفته – که در مورد عددی اطمینان کامل دارید، حتما عددها را مجددا کنترل کنید یا از یک فرد صلاحیت دار بخواهید که در آن مورد به شما کمک کند.

اجازه بدهید مثالی بزنیم که معلوم شود گاهی اعداد با هم جور در نمی آیند:

یک راننده اتوبوس بعد از ۲۵ سال کار در یک شرکت، در آستانه بازنشستگی است. کارفرمایش می گوید که او طی این ۲۵ سال بیش از ۴ میلیون مایل مسافت را پیموده است. این حرف نمی تواند درست باشد چون اگر درست باشد به معنای این است که این راننده همیشه اتوبوسش را با سرعت ۶۰ مایل در ساعت می رانده، هیچ وقت مرخصی نگرفته و هرگز مریض نشده است. هیچ وقت هم توقف نکرده تا مسافری را سوار کند.

بنابر این نخستین پرسشی که با دیدن هر آماری مطرح می شود این است که : “آیا چنين چيزی اصلا امکان پذیر است؟” پرسش دوم این است که “از کجا معلوم؟”

در بسیاری از موارد، این ارقام را سازمان های معتبری با دقت اعلام کرده اند. در این موارد این سازمان ها اندازه جامعه آماری خود را اعلام می کنند و می گویند که چطور به این ارقام رسیده اند.

اگر نام سازمان آمارگیرنده آشنا نیست، باید به آمار شک کنید. ببینید آنها کی هستند. پولشان را چه کسانی می دهند، اندازه نمونه آماری آنها چقدر بوده و از چه روشی برای آمارگیری یا نظرسنجی استفاده کرده اند (نظر سنجی تلفنی، نمونه اتفاقی، مصاحبه میدانی و غیره). مثلا:

ادعای اینکه ۹۰ درصد از رانندگان خواهان از میان برداشتن محدودیت سرعت در شاهراه ها هستند، ادعای چشمگیری است. بعد شما متوجه می شوید که این نظرخواهی تنها با مراجعه به ده نفر انجام شده. از آن بدتر اینکه همه آن ده نفر از کسانی بوده اند که اخیرا به خاطر سرعت بالا جریمه شده اند.

 

نرخ‌ها يا نسبت‌ها

 

خبرنگاران به طور مداوم با نرخ ها یا نسبت ها سر و کار دارند: نرخ جنایت، نرخ مرگ و میر، نرخ طلاق و نرخ یا نسبت مرگ نوزادان. این نسبت ها چیزی بیشتر از ارقام خام به ما می گویند زیرا آنها عواملی مانند جمعیت را در نظر می‌گیرند.

به عنوان مثال دو دانشگاه را دریک شهر در نظر بگیرید. یکی از آنها دانشگاه دوشس و دیگری دانشگاه دوک نام دارد. در سال ۲۰۰۴ تعداد ۱۵۵۶ تلفن موبایل از دانشجویان دانشگاه دوشس به سرقت رفته و در همین سال تعداد ۹۹۲ تلفن موبایل هم از دانشجویان دانشگاه دوک دزدیده شده است.

اگر فقط ارقام خام را نقل کنید، به نظر می رسد که دانشگاه دوشس برای دانشجویانی که تلفن موبایل دارند جای خطرناکی است.

اما حالا به نسبت ها یا نرخ ها نگاه کنید. دانشگاه دوشس چهل هزار دانشجو دارد و دانشگاه دوک تنها ۱۲ هزار و چهارصد دانشجو. برای اینکه به نسبتی دست پیدا بکنیم، حساب می کنیم ببینیم در هر دانشگاه از هر هزار دانشجو چند تلفن دزدیده اند:

 

یک نسبت و تناسب ساده جواب را مشخص می‌کند:

در مورد دانشگاه دوشس40000 دانشجو       1566 موبایل

1000 دانشجو      X

 

1566 ضربدر 1000 تقسیم بر 40000 مساوی است با 39،15.

 

و در مورد دانشگاه دوک12400 دانشجو         992 موبایل

1000 دانشجو      X

 

992 ضربدر 1000 تقسیم بر 12400 مساوی است با 80.

 

به این ترتیب احتمال اینکه تلفن یک دانشجو در دانشگاه دوک دزدیده شود دو برابر دانشگاه دوشس است. متوجه شدید؟ نه؟ یک بار دیگر آهسته و با دقت ارقام را مرور کنید. به زحمتش می ارزد.

 

درصدها و ميانگين‌ها

 

مراقب اين موارد هم باشيد:

درصدها

وقتی دولتی مالیات را از ۱۰ درصد به ۱۵ درصد افزایش می دهد، اعلام می کند که ۵ درصد به مالیاتها اضافه کرده است اما در واقع نرخ مالیات ۵۰ درصد بالاتر رفته است. خواننده چندان علاقه ای به درصد ندارد. او می خواهد بداند که صورتحساب مالیاتی اش چقدر افزایش یافته است.

 

ميانگين ها

 

این شاخص می تواند مفید باشد. اگر می خواهید میانگین یا متوسط درجه حرارت هوا را در ماه ژوئن حساب کنید، باید درجه حرارت ۳۰ روز را با هم جمع کنید و رقم حاصل را بر ۳۰ تقسیم کنید. آن وقت یک میانگین مفید به دست خواهید آورد.

اما گاهی میانگین می تواند گمراه کننده باشد. اگر میانگین (معدل یا متوسط) دستمزدی را که یک شرکت محلی می پردازد محاسبه کنید، رقم حاصل مخدوش است. این مخدوش بودن هنگامی به اوج می رسد که برخی دستمزدها خیلی بالا و برخی دیگر خیلی پايین باشند. حقوق روسا خیلی بالا و دستمزد نظافتچی ها خیلی پايین است. در این صورت میانگین یا متوسط دستمزد بی معنا می شود. در این حالت بهتر است از میانه یا حدوسط استفاده شود. در این روش، همه دستمزد ها را از بالا به پايین فهرست می کنید و بعد می بینید حد وسطش کجاست.

مثلاً:

دو رئیس شرکت هریک سالی ۱۰۰ هزار دلار می گیرند.

نظافتچی ۱۰ هزار دلار می گیرد.

بقیه کارکنان بین ۲۵ تا ۳۵ هزار دلار می گیرند.

فهرست ارقام به این شرح است:

۱۰, ۲۵, ۲۵, ۳۰, ۳۰, ۳۵, ۳۵, ۱۰۰, ۱۰۰

معدل این مبالغ می شود:

(۱۰ + ۲۵ + ۲۵ + ۳۰ + ۳۰ + ۳۵ + ۳۵ + ۱۰۰ + ۱۰۰) تقسیم بر ۹ = ۴۳.۳۳

به این ترتیب، معدل دستمزدها ۴۳ هزار دلار در سال است.

اما این رقم نشان دهنده دستمزد اغلب کارکنان نیست.

حد وسط یا میانه دستمزدها در این فهرست ۳۰ هزار دلار در سال است. یعنی نیمی از کارکنان کمتر از ۳۰ هزار دلار و نیم دیگر بیشتر از این مبلغ درآمد دارند. این رقم تصور بهتری از میزان دستمزدها در شرکت به دست می دهد.

 

خلاصه درس

 

از دفترچه ها و يادداشتهای خود مراقبت کنيد: روی آنها تاريخ و شماره بگذاريد و از آنها خوب نگهداری کنيد.

اگر روزنامه شما شيوه نامه دارد، از نکات مندرج در آن پيروی کنيد.

اطمينان حاصل کنيد که توضيحاتی را که پيش از شروع به تهيه گزارش به شما می دهند خوب درک کرده‌ايد.

تا جايی که می توانيد هرچه بيشتر اطلاعات جمع کنيد. البته همه اين اطلاعات به کار شما نخواهد آمد اما شما به هنگام تحقيق برای نوشتن يک خبر هنوز اين را نمی دانيد و پر کردن جاهای خالی بعدها مشکل خواهد بود.

اطمينان حاصل کنيد که نقل قول ها را به کسانی که بايد نسبت بدهيد، نسبت داده ايد. از نقل قول هايی که منبع آنها مشخص نيست پرهيز کنيد. گاهی می توان آنها را توجيه کرد اما چنين نقل قول هايی در بيشتر موارد اعتبار خبر شما را کم می کنند. خواننده از چنين نقل قول هايی خوشش نمی آيد و فکر می کند مبادا شما آنها را از خودتان جعل کرده باشيد!

خبر بايد به شش پرسش پاسخ بدهد: چه کسی، چه، چرا، چه وقت، کجا و چگونه؟

خبر را بايد به شکل يک هرم نوشت. سطر بالايی بايد شامل مهم ترين اطلاعات باشد و جزئياتی که کمترين اهميت را دارند بايد در آخر بيايند. اين امر، اين امکان را به وجود می آورد که اگر جا کم باشد بتوان بخش هايی از مطلب را از انتهای خبر کم کرد. در عين حال، اين بدان معناست که خوانندگان می توانند هرگاه که جزئيات کافی کسب کردند از خواندن خبر دست بکشند.

مقدمه شما بايد توجه خواننده را جلب کند. مقدمه بايد کوتاه و ساده باشد.

به خواننده نگوييد که چگونه فکر کند. از لحن اغراق آميز استفاده نکنيد. اسم کامل سازمان ها را در نخستين باری که هر اسمی مطرح می شود بنويسيد و تنها پس از آن از حروف اختصاری استفاده کنيد. در باره چگونگی توصيف مردم، احتياط و دقت کنيد.

اعداد خيلی خوبند! ياد بگيريد که از آنها خوشتان بيايد. استفاده صحيح از ميانگين، ميانه و نسبتها را ياد بگيريد.

 

آزمون عملی یک

 

این خبر را دوباره نویسی کنید. نیازی نیست تمام اعدادی را که روابط عمومی بهشت زهرا در اختیارتان گذاشته یا در یک نشست خبری آن را به ‏دست آورده اید در خبر بگنجانید. ‏اطلاعات جالب را گلچین کنید و با افزودن قدری اطلاعات پیرامونی آنها را توضیح بدهید.

‏- ترین ها را گلچین کنید: شایع ترین علت مرگ و میر. بینید در چه سنینی مرگ و میر شایع تر بوده است. ‏بالاترین درصد مرگ و میر چه عللی داشته است، …

‏- به دنبال اطلاعات عجیب و جالب باشید: زنان خانه دار بیشتر از همه فوت کرده اند و نظامی ها کم تر از همه!

- اگر این روزها همه از استرس صحبت می‌کنند و این که سیگار و آلودگی هوا برای سلامتی بد است، ببنید چند ‏درصد به خاطر این علل کشته شده اند. و سعی کنید با افزودن کمی اطلاعات به اعدادی که گلچین کرده اید معنا بدهید: اگر در آمار آمده شایع ترین علت ‏مرگ و میر ایست قلبی بوده بد نیست به علل بروز بیماری های قلبی هم که در تهران شایع هست اشاره کنید.

 

ايست قلبی مهمترین عامل علت مرگ ‌ومير تهرانی ها

 

به گفته مديرعامل سازمان بهشت زهرا(س)، ايست قلبي با 28/11 درصد همچنان شايع‌ترين و سرطان ريه با 12/1 درصد، كمترين علت مرگ‌ومير شهروندان تهرانی طي يك ماه گذشته بوده است. 

مديرعامل سازمان بهشت زهرا(س) از فوت 4130 شهروند تهراني در مرداد امسال خبر داد و گفت: زنان خانه‌دار با 39/26 درصد بيشترين متوفيان تهرانی در اين مدت بوده‌اند.

محمود رضاييان با بيان اينكه از 4130 متوفي، 2349 نفر مذكر، 1552 نفر مونث و 229 نفر نوزاد بوده‌اند، افزود: بيشترين فوت‌شدگان از لحاظ سني 65 سال به بالا 2157 نفر و كمترين فوت‌شدگان در محدوده سني10 تا 14 سال 23 نفر بوده‌اند.

وي اظهار داشت: منطقه 15 با 52/5 درصد بيشترين فوت‌شدگان تهراني و منطقه 22 با 89/0 درصد كمترين فوت‌شدگان تهراني را از لحاظ منطقه‌اي به خود اختصاص داده‌اند.

رضاييان بيشترين تعداد كل فوت‌شدگان از لحاظ شغل را زنان خانه‌دار با 39/26 درصد و كمترين متوفيان را نظامی ‌ها با 25/0 در مرداد امسال عنوان كرد.

 

آزمون عملی دو

 

اعداد جالب توجه را در خبر زیر مشخص کنید. و خبر را دوباره و تنها با ذکر تعداد معدودی از آمارهای داده شده بازنویسی کنید. در خبری که می نویسید به این سئوالات پاسخ دهید:

 - جمعیت استان قزوین چه‌قدر است؟

- چند درصد از جمعیت استان تحت پوشش بیمه خدمات درمانی هستند؟

- در قزوین چند روستا وجود دارد و چند درصد از روستاها از خدمات درمانی استفاده می کنند؟

هزار نفراز روستاييان استان قزوين تحت پوشش بيمه خدمات درمانی هستند

مديرکل بيمه خدمات درماني استان قزوين گفت : 320 هزار نفر از روستاييان اين استان تحت پوشش بيمه خدمات درماني هستند.

دکتر”قاسم بهرامي ” روز يکشنبه در نشست با خبرنگاران افزود: هم اکنون 66 مرکز بهداشتي روستايي با70پزشک ، 90″ماما” و270 قلم دارو کليه خدمات بهداشتي و درماني را براي روستاييان انجام مي دهند.

وي ميانگين مراجعه افراد به اين مراکز را 67 هزار و 600 بار در ماه ذکر کرد وخاطر نشان کرد: ازاين تعداد30 هزار نفر به پزشک ، هفت هزار نفر به ماما 22 هزار نفر به داروخانه ، پنج هزار نفر به آزمايشگاه ، 600نفر به راديولوژي و سه هزارنفر نيز به پزشک متخصص مراجعه کردند.

دکتر بهرامي اظهارداشت : بيمه خدمات درماني با 538 موسسه قرارداد داشته که در سطح همه شهرهاي استان خدمات يکسان و مطلوبي ارايه شود.

مدير کل بيمه خدمات درماني استان قزوين در ادامه گفت : ما همچنين با 162 پزشک عمومي ، 138 پزشک متخصص ، 15 پزشک فوق تخصص ، 44 دندانپزشک ، 95 داروخانه 25آزمايشگاه ، 13 راديولوژي ، دو مرکز جراحي ، 10 بيمارستان ، 24 درمانگاه و 9 مرکز فيزيولوژي قرار داد داريم که کليه اقدامات درماني را براي افراد تحت پوشش انجام مي دهند.

مدير کل بيمه خدمات درماني ميزان پرداختي هزينه هاي درمان روستائيان را نيز طي سالهاي 83 تا 86، 154 ميليارد ريال ذکر کرد.

دکتر بهرامي درادامه خاطرنشان کرد: بيمه خدمات درماني هزينه هاي بيماران سرپايي را تا 70 درصد و براي بيماران بستري تا90 درصد پرداخت مي کند.

وي گفت : هزينه هاي درمان براي بيماران خاص ازجمله هموفيلي ، تالاسمي ،”ام اس ” و پيوندي تا 100 درصد و خدمات دارويي نيز تا90 درصد پرداخت مي شود.

 

اخلاق روزنامه نگاری

 

روزنامه نگاران بايد چه معيارهای اخلاقی را در کارهای خود رعايت کنند؟ در نظر گرفتن اين معيارها چه بهره ای برای روزنامه نگاری دارد؟

 

بی طرفی                      شامل ۹ درس                 

انصاف و صراحت   شامل ۱۲ درس

نظام‌نامه تحریریه             شامل ۲۱ درس

 

بی طرفی

 

مفهوم بی طرفی چیست و چگونه می توان بی طرف ماند؟

 

درس‌هاعنوان                 

خبرنگار یا فعال سیاسی؟             

نگاه کامل و جامع به واقعيت                      

ایجاد تعادل در طول زمان               

نیازی به انتخاب نیست                

تعهدات شخصی             

تبلیغات             

مراقب کلمات باشید                    

روزنامه نگار یا فعال سیاسی؟ (نگاهی دوباره)                      

خلاصه درس

 

خبرنگار یا فعال سیاسی؟

بسیاری از روزنامه ها در سراسر جهان موضع سیاسی دارند. آنها از یک حزب یا مکتب سیاسی خاص حمایت می کنند. آنها فعالیت سیاسی می کنند و خوانندگان خود را تشويق می کنند تا به شیوه ای خاص فکر و عمل کنند.

اما در مقابل، قانون یا مفاد پروانه فعالیت بسیاری از شبکه های راديويی و تلويزيونی، آنها را موظف می‌کند که بی طرف بمانند. این امر به ویژه در مورد سازمان های غیرتجاری مثل بی بی سی صادق است.

بر اساس لغتنامه‌ها، بی طرفی یعنی:

“نداشتن دخالت مستقیم یا هر گونه نفع در جریانی خاص، تبعیض قائل نشدن علیه یک طرف یا گروه مشخص، و بی غرض و منصف بودن.”

در مورد کار خبری از این مفهوم می توان دو نتیجه گرفت:

• روزنامه نگار باید تمام نظرهای مهم در مورد یک موضوع را منعکس کند. اگر موضع مخالف منعکس نشود، تنها نیمی از داستان پوشش داده شده است.

و

• روزنامه نگاران باید از درگیر شدن در موضوعی که آن را پوشش می دهند فاصله بگیرند؛ یعنی در مقابل پوشش خبری، پول یا هدیه قبول نکنند، در احزاب سیاسی فعالیت نکنند و اجازه ندهند که نظر شخصی شان در کار خبری آنها وارد شود.

 

نگاه کامل و جامع به واقعيت

 

این امکان وجود دارد که گزارشی بر اساس واقعیت تهیه شود، اما همه جنبه های ماجرا را پوشش ندهد. در این صورت حق خوانندگان، شنوندگان و بینندگان ادا نشده است. اين حق آنهاست که گزارش را به طور کامل دريافت کنند.

هر موضوعی را می توان از دو سو و یا بیشتر نگریست. بی طرفی در روزنامه نگاری، یعنی منعکس کردن تمام نظرهای مهم اما متفاوت در باره یک موضوع و قبول نکردن تفسیر خاص تنها یکی از طرف‌ها. هرگاه از کسی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم انتقاد می شود، روزنامه نگار حرفه ای باید واکنش به آن را هم بیابد و در گزارش خود منعکس کند.

نمونه: دولت اعلام کرده مبالغ بسیار بیشتری را صرف خدمات عمومی خواهد کرد. به نظر می آید که خبر خوبی است اما به احتمال بسیار زیاد، نظر دیگری هم وجود دارد: “به گفته نخست وزیر، مالیات جدید دولت را قادر می کند تا بودجه بیشتری به آموزش و بهداشت اختصاص دهد، اما رهبر حزب مخالف دولت می گوید که فشار مالیات جدید بیشتر بر فقیرترین اقشار جامعه وارد خواهد شد.”

نمونه دیگر: بسیار ساده می توان شکایت های مردم از حمل و نقل عمومی را منعکس کرد، به ویژه اگر خود خبرنگار هم از وسايل نقليه عمومی استفاده می کند. اما انصاف این است که توضیح کسانی که این خدمات را اداره می کنند هم منعکس شود:

“انجمن استفاده کنندگان از وسائل نقلیه عمومی، مترو شهر را غیرقابل استفاده خوانده و خواستار استعفای تمام مدیران آن شده است. اما مدیر عامل مترو گفت که کمبود های جدی وجود دارد، اما قول داد که با سرمایه گذاری های جدید، وضع مترو تا سال آینده بهتر شود.”

حدس زدن در باره اینکه دیگران ممکن است چه نظری داشته باشند کافی نیست. باید به دنبالشان بروید و از آنها سوال کنید.

 

“حرفی ندارم”

اگر فرد یا نهادی در ارتباط با خبری که پوشش می دهيد حاضر به اظهار نظر نشد، این نکته را برای مخاطب خود روشن کنید. مخاطبان باید بدانند که شما سعی کرده اید نظر آن فرد یا نهاد را هم منعکس کنید.

هرکسی حق دارد از مصاحبه دادن خودداری کند. به این حق باید احترام گذاشت، اما باید ابتدا حق انتخاب را به آن شخص داد. اگر خطر شکایت به دادگاه در آینده وجود دارد، تمام مراجعه کردن های خود به آن شخص و پاسخ های او را به صورت دقیق یادداشت کنید. این یادداشت ها در دادگاه به کار خواهند آمد.

پاسخی را که داده می شود، به طور صحيح گزارش کنيد و اگر به هردليل نتوانسته ايد واکنشی بگيريد، اين نکته و دلايل آن را با دقت در گزارش خود بياوريد. منصفانه نیست که بگوييد”آقای اسمیت حاضر به اظهار نظر نشد” در حالی که واقعیت این است که شما نتوانسته اید با او تماس بگیرید. بهتر است بنویسید:

” آقای اسمیت در دسترس نبود تا نظرش پرسیده شود.”

اگر کسی با شما صحبت کند اما حاضر نشود که مصاحبه اش ضبط شود، از ارائه نظرش خودداری نکرده است. بنویسید:

“آقای اسمیت حاضر به مصاحبه نشد، اما گفت….”

اگر کسی به شما بگوید هنوز آمادگی اظهار نظر ندارد، این امر را دقیق منعکس کنید:

“آقای اسمیت در اين زمان حاضر به مصاحبه نیست و می گوید به زودی بیانیه ای منتشر خواهد کرد.”

 

ایجاد تعادل در طول زمان

 

در مورد موضوعات پیچیده، منعکس کردن تمام نظرهای موافق و مخالف هربار در زمان اشاره به موضوع، ممکن و مطلوب نیست. اما در فرصت يا فرصت‌های بعدی باید آن نظرها هم شنیده شوند.

(البته این موضوع بیشتر در مورد خبرها و برنامه های رادیویی و تلویزیونی صادق است. اما در مورد مطالبی که در روزنامه ها یا از طریق سایت های اینترنتی منتشر می شود، اغلب فضای کافی برای ایجاد تعادل وجود دارد.)

به عنوان نمونه ممکن است شما برای دو مصاحبه طولانی که دو نظر مختلف در باره یک موضوع را منعکس می کنند زمان کافی نداشته باشید. می توانید یکی را پخش کنید اما توضیح دهید که نظر دیگری هم در باره آن موضوع وجود دارد. در فاصله زمانی معقولی مصاحبه دوم را پخش کنید و به آن، زمان پخش و اهمیتی چون مصاحبه اول بدهید.

نظرهای مهمی که حاميان بسیاری دارند، باید پوشش تقریبا یکسان داشته باشند؛ هم از جهت مدت و هم از جهت ارائه آن. منصفانه نیست که نظر یک طرف در برنامه اصلی خبری منعکس شود و نظر طرف مخالف در نیمه های شب در برنامه ای که مخاطب چندانی ندارد.

 

نیازی به انتخاب نیست

 

در بعضی جوامع از روزنامه نگار انتظار می رود که نظرهای مختلف را جمع بندی کند و از میان آنها راه حل “درست” را ارائه دهد. در جوامع غربی، از روزنامه نگاران بی طرف چنین انتظاری نمی‌رود. درست برعکس، نظر خبرنگار یا کارفرمای او، نباید از سوی مخاطبان حدس زده شود.

دستور العمل تحریری بی بی سی می گوید:

“برنامه های خبری باید توضیحی هوشمندانه و آگاه کننده از وقایع ارائه دهند تا مخاطبان را قادر سازند که خودشان نتیجه گیری کنند.”

باید به وضوح میان تفسیر و خبر تفاوت گذاشت. در نمونه زیر خبرنگار با دقت سعی می کند که جانب کسی را نگیرد:

خبرنگارانی که پس از حمله نیروهای ارتش از پایگاه شورشیان دیدن کرده اند جسدهای دوازده نفر را دیده اند که همگی مرد بودند. رهبر شورشیان ادعا کرده است که آنها غیر نظامی بوده و حمله ارتش را ‘حمله ای وحشیانه عليه بشریت’ توصیف کرده است. فرمانده نیروهای ارتش گفت ماموریت ارتش که او آن را ”از بین بردن نیروهای تروریستی” خواند با موفقیت به پایان رسیده است.

خبرنگار می تواند در بعضی مواقع بر اساس دانش و تجربه حرفه ای روزنامه نگاری، نتیجه گیری کند:

“براساس آنچه من در این درگیری ها دیده ام، به احتمال بسیار زیاد شورشیان از این پایگاه برای حمله به نیروهای دولتی مستقر در منطقه استفاده می کرده اند.”

 

تعهدات شخصی

 

زمانی که عده زیادی در سال ۲۰۰۳ در اعتراض به جنگ عراق در لندن راهپیمایی کردند، بی بی سی از مجریان و روزنامه نگاران ارشدش خواست که در آن شرکت نکنند. ملاحظه بی بی سی این بود که اگر آنها در بحث داغی که بر سر موضوع جنگ در گرفته بود، با یکی از طرفین، همسو قلمداد شوند، دیگر نخواهند توانست بی طرفانه خبرهای این موضوع جنجال بر انگیز را گزارش دهند.

روزنامه نگار شدن به این معنی نیست که شما نظر شخصی نداشته باشید. اما این نظر شخصی نباید در کارتان دخالت داده شود. قواعد بی بی سی تاکید دارد که:

“خبرنگار می تواند داوری حرفه ای روزنامه نگارانه داشته باشد، اما نمی تواند نظر شخصی خود را بیان کند. مخاطبان نباید بتوانند نظر مجریان و خبرنگاران را در باره مسائل حساس تشخيص دهند.”

داوری حرفه ای می‌تواند تحلیلی بر مبنای اطلاعات موثق باشد. مثال:

با توجه به این موضوع که بیشتر اعضای شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در رای گیری های قبلی موافق بوده اند که برنامه های غنی سازی اورانیوم ایران متوقف شود، و از آنجا که در گزارش جدید آژانس تحول چشمگیری در عملکرد ایران دیده نمی شود، انتظار می رود در رای گیری روز دوشنبه هم دوباره روی همین موضوع تاکید شود.

هر چه اطلاعات موثق تر باشد، داوری حرفه ای هم دقیق تر می شود و هر چه تحلیل بر اساس شنیده ها و شایعات استوار باشد، نتیجه گیری هم بی ارزش تر است. از آن گذشته قواعد بی بی سی تاکید دارد که روزنامه نگاران باید بی طرف جلوه کنند و هرگز نباید سوالی در باره صداقت آنان مطرح شود. از این رو فعالیت های آنان خارج از محیط کار محدود است:

“در باره بی طرف بودن گروه هايی که کار خبری می کنند، نباید تردید وجود داشته باشد. کسانی که در برنامه های خبری کار می کنند نباید منافع یا دلبستگی هايی در خارج از بی بی سی داشته باشند که بتواند شهرت و اعتبار بی بی سی را لکه دار کند و به اعتماد متقابل میان بی بی سی و مخاطبانش به سبب مسائلی چون بی طرفی، انصاف و صداقت لطمه بزند.”

 

فعالیت های غیرقابل قبول شامل موارد زير است:

 

• فعالیت برای احزاب سیاسی؛

• قبول پول یا هدیه به خاطر پوشش دادن یا ندادن یک خبر یا اعمال نفوذ بر شيوه ارائه آن خبر؛

• تبلیغ برای شرکت های تجارتی مثلا از طريق ظاهر شدن در آگهی های تبلیغاتی؛

• آموزش دادن به مصاحبه شوندگان بالقوه که چگونه از پاسخ دادن به پرسش های دشوار طفره بروند.

 

 

تبلیغات

یک روزنامه بریتانیایی در صفحه اول خود از یک شرکت راه آهن آگهی رنگی چاپ می کند. اما در صفحات بعد در میان تفسیرها چند خطی در انتقاد علنی از اين شرکت راه آهن به چشم می خورد. این روزنامه خیلی شجاعت به خرج داده يا حماقت کرده است؟

تحريريه هايی که اصول قوی اخلاقی را رعایت می کنند، می کوشند خود را در مقابل فشار صاحبان رسانه، حامیان مالی و آگهی دهندگان حفظ کنند. اما یک رسانه باید هیأت دبیران و يا سردبیران بسیار قدرتمندی داشته باشد تا بتواند در مورد اشکالات فنی خودرو تازه ای گزارش دهد که کارخانه سازنده آن از آگهی دهندگان اصلی آن رسانه است.

پیروی از مکتب “دستی را که غذا به دهانت می گذارد، گاز نگیر” زندگی را برای همه آسان می کند. اما رسانه هایی که خود را در خدمت منافع عمومی می دانند، صرف نظر از اينکه بودجه آنها از کجا تامین شود، خود را به مخاطب و نه کسانی که کيسه پول را در دست دارند، وفادار می دانند.

در واقع، صاحبان روشنفکر آگهی های تجارتی درک می کنند که مخاطبان برای اخباری که مستقل و بی طرفانه تهیه شده اند احترام بیشتری قائل هستند. آگهی کردن در کنار این نوع اخبار مشتریان بیشتری جلب می کند تا آگهی دادن در یک برنامه خبری بی اعتبار و کم ارزش. این نوع صاحبان آگهی حتی ممکن است قادر باشند بعضی انتقادها را هم تحمل کنند، همچون شرکت راه آهن بریتانیا در يک مورد واقعی.

یکی از مدیران ارشد شبکه پنج، یکی از شبکه های تجاری تلویزیونی در بریتانیا که ارتباطی با بی بی سی ندارد، نوشته:

“نیت اين است که گزارش های تلویزیونی بی طرفانه و آن هم به طور دقيق و با رعايت وسواس تهيه شود. از این رو است که نظرخواهی ها همواره نشان می دهند که اخبار تلویزیون در بریتانیا از اخبار تمام رسانه های دیگر، مورد اعتمادتر است.”

 

مراقب کلمات باشید

 

بعضی از کلماتی که استفاده می کنیم اغلب به روشنی تمایلات قلبی ما را نشان می دهند.

معمولا مخالفان یک حکومت آن را “رژیم” می خوانند. “مبارز در راه آزادی” بار مثبت و “تروریست” بار منفی دارد. صفت ها هم اغلب نشان دهنده يک نظر هستند. “پرخاشگر”، “متکبر”، “روشنفکر نما” و امثال اینها ذهنیاتی هستند که نظر شخصی نویسنده را منعکس می کنند.

متن نوشته خود را با دقت بخوانید و قسمت هايی را که احساسات شما را بروز می دهند، تغییر دهید.

همچنین گزارشگری بی طرفانه و متعادل به ویژه در دوران انتخابات اهمیت دارد و باید در این دوره بیش از همیشه مراقب و محتاط بود. سردبیران باید اطمينان پيدا کنند که در طول مبارزات انتخاباتی پوشش خبری آنان فراگیر و منصفانه است.

 

روزنامه نگار یا فعال سیاسی؟ (نگاهی دوباره)

 

منصفانه نیست اگر این درس را به پایان ببریم بدون آنکه اذعان کنیم مفهوم بی طرفی در رسانه های غرب به صورت فزاینده ای زیر سوال رفته است.

شبکه های راديويی و تلويزيونی به این نتیجه رسیده اند که به دليل رعايت قواعد اخلاقی مشترک، محصول کارشان بسیار شبیه هم شده است. در مطبوعات تنوع بیشتری به چشم می خورد چون خوانندگان روزنامه ها می توانند نشريه دلخواه خود را بر اساس گرايش های سياسی شان انتخاب کنند. بعضی شبکه های راديويی و تلويزيونی، پيروی از اين روش را آغاز کرده اند که ظاهرا در بین مخاطبان، پر طرفدار هم بوده است.

مدیر شبکه پنج، يک شبکه تلويزيونی خصوصی در بريتانيا، می گوید:

“اخبار تلویزیون باید دقیق، منصفانه و بی غل و غش باشد و به حريم خصوصی افراد تجاوز نکند؛ اما این امر نباید باعث شود که تلویزیون در مسائل خاصی که مورد توجه مخاطبان است فعالیت نکند و يا آنها را پيگيری نکند. البته اگر خبرنگاری در مورد فردی دروغ بگوید، به او افترا بزند یا به نژاد او توهین کند، قوانینی برای حمايت از فرد مظلوم وجود دارد. به زبان دیگر، در مورد اخبار تلویزیون هم باید قواعد مربوط به مندرجات روزنامه ها اجرا شود. بینندگان تلویزیون نیاز دارند که بتوانند ميان گزینه های اصيل و متفاوتی از نظر لحن، شیوه برخورد و گرایش، دست به انتخاب بزنند. چرا نباید یک برنامه خبری وجود داشته باشد که به یک ديدگاه خاص متمايل شود؟”

حتی در داخل بی بی سی هم سوال هايی در این باره مطرح شده است. مارتین بل یکی از برجسته ترین خبرنگاران امور خارجی بی بی سی می گفت:

“به جای شیوه های بی احساس گذشته، من اکنون اعتقاد به شیوه ای دارم که آن را روزنامه نگاری همراه با دلبستگی می خوانم. منظورم نوعی روزنامه نگاری است که همان قدر که در باره مسائل، دانش و آگاهی دارد، علاقه و توجه نيز نشان می دهد. از مسئولیت هایش آگاه است و بين خوب و بد، درست و غلط و ظالم و مظلوم، خنثی باقی نمی ماند.”

همکاران و روسای مارتين بل در بی بی سی به شدت این نظر را رد کردند. جان سیمپسون یکی از آنان است:

“اينکه با چتر نجات به داخل کشور دیگری بپریم و از وقایع سر در بياوريم، به اندازه کافی دشوار است. ما در چه مقامی هستیم که بگويیم کدام طرف خوب و کدام طرف بد است؟ به جز استثناهايی چون آلمان نازی یا حکومت پلیسی استالین، آیا واقعا تشخیص بد از خوب آسان است؟”

مارتین بل بی بی سی را ترک کرد و وارد سیاست شد. سیمپسون در این باره گفت:

“در گذشته دور یکی از سردبیران بی بی سی به من گفت که اگر می خواهم بر فکر مردم اثر بگذارم باید سیاستمدار بشوم، اما اگر بخواهم به آنها بگویم که چه خبر است، بهتر است وارد روزنامه نگاری شوم. مارتین بل کاری شرافتمندانه انجام داد و حرفه خود را عوض کرد. آن دسته از ما که در این حرفه باقی می مانیم وظیفه داریم اوضاع را آن گونه که هست گزارش کنیم، حتی اگر راحت هم نباشیم.”

برخی از روزنامه نگاران در این میان اعتقاد دارند بی طرفی و تعادل به این معنی نیست که به دو طرف یک قضیه فضای یکسان داده شود. مهم این است که دو طرف یک قضیه برای بیان نظراتشان فضای کافی داشته باشند. این به خبرنگار و دبیران یک نشریه بستگی دارد که اگر کسی غیرمنطقی حرف می زند یا از خرابکاری دفاع می کند نسبت به کسی که به صلاح عموم صحبت می کند فضای کم تری برای ادای اظهارات خود داشته باشد. حتی در خبری که می‌نویسید می‌توانید اظهارات فردی را که به نظرتان منطقی‌تر حرف می‌زند در بالای خبر بیاورید و به اظهارات فرد دیگر تنها اشاره کنید.

اما به هر حال مهم این است که اظهارات دو نفر آورده شود.

 

خلاصه درس

 

مایکل بورک گزارشگر بی بی سی می گوید: “خبرنگار با فعال سیاسی تفاوت دارد.”

قانون یا مفاد پروانه فعالیت بسیاری از شبکه های راديويی و تلويزيونی آنها را موظف می کند که بی طرف بمانند. این امر به ویژه در مورد سازمان های غیرتجاری مثل بی بی سی صادق است.

بر اساس لغتنامه ها بی طرف ماندن یعنی:

نداشتن دخالت مستقیم یا هر نوع نفع در یک جریان خاص و تبعیض قائل نشدن علیه یک طرف یا گروه مشخص و بی غرض و منصف بودن.

در مورد کار خبری از این مفهوم می توان دو نتیجه گرفت:

• روزنامه نگار باید تمام نظرهای مهم در مورد یک موضوع را منعکس کند. اگر موضع مخالف منعکس نشود، تنها نیمی از ماجرا پوشش داده شده است.

و

• روزنامه نگاران باید از درگیر شدن در موضوعی که آن را پوشش می دهند فاصله بگیرند؛ یعنی در مقابل پوشش خبری، پول یا هدیه قبول نکنند، در حزب سیاسی فعالیت نکنند و اجازه ندهند که نظر شخصی آنها بر کار خبری تاثير بگذارد.

 

منعکس کردن تمام نظرها

 

هر موضوعی را می توان از دو سو یا بیشتر نگریست. بی طرفی در روزنامه نگاری، یعنی منعکس کردن تمام نظرهای مهم اما متفاوت در باره یک موضوع و قبول نکردن تفسیر خاصی که تنها یکی از طرف ها ارائه می دهد. حدس زدن در باره اینکه دیگران ممکن است چه نظری داشته باشند کافی نیست. باید به دنبالشان بروید و از آنها سوال کنید.

اگر فرد یا نهادی که با خبر شما مرتبط است، حاضر به اظهار نظر نشد، این موضوع را برای مخاطب خود روشن کنید. مخاطبان باید بدانند که شما سعی کرده اید نظر آن فرد یا نهاد را هم منعکس کنید.

در مورد موضوعات پیچیده، نمی توان هربار که به موضوع اشاره می شود، تمام نظرهای موافق و مخالف را منعکس کرد، اما در فرصت بعدی باید آنها هم شنیده شوند. نظرهای مهمی که هواداران بسیار دارند، باید پوشش تقریبا یکسان داشته باشند، هم از جهت مدت و هم از جهت ارائه آن.

 

فاصله گرفتن

 

نظر خبرنگار یا کارفرمای او، نباید از سوی مخاطبان حدس زده شود. باید به وضوح میان تفسیر و خبر تفاوت گذاشت.

نظر و فعالیت شخصی نباید بر کار شما اثر بگذارد. فعالیت های غیرقابل قبول شامل موارد زیر است:

• فعالیت برای احزاب سیاسی؛

• قبول پول یا هدیه به خاطر پوشش دادن یا ندادن یک خبر یا اعمال نفوذ بر شيوه ارائه آن خبر؛

• تبلیغ برای شرکت های تجارتی مثلا از طريق ظاهر شدن در آگهی های تبلیغاتی

• آموزش دادن به مصاحبه شوندگان بالقوه که چگونه از پاسخ های مشکل احتراز کنند.

بعضی از کلماتی که استفاده می کنیم اغلب به روشنی تمايلات قلبی ما را نشان می دهند. متن نوشته خود را با دقت بخوانید و قسمت هايی که احساسات شما را نشان می دهند تغییر دهید.

 

دنيای سياست

 

گزارشگری بی طرفانه و متعادل به ویژه در دوران انتخابات اهمیت دارد و باید در این زمان ها بیش از همیشه مراقب و محتاط بود. سردبیران باید اطمينان بيابند که در طول مبارزات انتخاباتی پوشش خبری آنان فراگیر و منصفانه است.

 

فشارهای بازرگانی

تحريريه هايی که اصول قوی اخلاقی را رعایت می کنند، می کوشند خود را در مقابل فشار صاحبان، حامیان مالی و آگهی دهندگان حفظ کنند. رسانه هایی که خود را در خدمت منافع عمومی می دانند، صرف نظر از اينکه بودجه آنها از کجا تامین می شود، خود را به مخاطب و نه کسانی که کيسه پول را در دست دارند، وفادار می دانند.

 

خبرنگار يا فعال سياسی؟

 

باید اذعان کرد که مفهوم بی طرفی در رسانه های غرب به صورت فزاینده ای مورد سوال قرار گرفته است.

 

انصاف و صراحت

خبرنگار برای کسب خبر تا چه حد باید جلو برود؟ آیا قابل قبول است که دروغ بگوید؟ او تا چه حد باید نگران تاثیر کارهایش بر رابطانی که اطلاعات را دراختيارش گذاشته اند و يا شرکت کنندگان در برنامه اش باشد؟ هدف از این درس پاسخ دادن به این سوال ها است.

 

اعنوان درس‌ها                

پيشقدم یا منصف؟                      

انصاف، صراحت و شفافيت                        

صداقت              

ممنوعيت پخش              

حریم خصوصی               

بی ملاحظگی در لحظات رنج و غم             

حق پاسخگويی              

خودداری            

ضبط مخفیانه                 

ناشناس ماندن               

تضمین ناشناس ماندن                 

خلاصه درس

 

پيشقدم یا منصف؟

 

در کار خبری رقابت زیاد است. بسیاری از خبرنگاران وقتی خود را موفق می دانند که زودتر از دیگران به خبری دست يابند. اما مسابقه برای پيش افتادن در رسیدن به خبر می تواند خطرناک باشد، خطری که ممکن است معیشت و یا حتی جان دیگران را تهدید کند.

منبع شما در اداره پلیس در مورد فساد در آن اداره به شما خبر می دهد. شما به او قول می دهید که هویتش را فاش نکنید اما فراموش می کنید و در گزارشتان از او نام می برید. روز بعد او از اداره پلیس اخراج می شود.

برای آزمايش ضبط صوت ديجيتال جديدی که در اختيارتان است، صدای يکی از دوستانتان را ضبط می کنيد که در يک تالار کنسرت کار می کند. او برای شما شايعات دست اول و شگفت انگيزی را در باره زندگی خصوصی يک ستاره مشهور که قرار است در همين تالار به اجرای برنامه بپردازد بازگو می کند. بعدا تصميم می گيريد که بدون اطلاع دوستتان اين مکالمه را منتشر کنيد. دوست شما به شدت خشمگين می شود، خانم خواننده هم همين طور؛ تا جايی که در کنسرتی که برای همان شب برنامه ريزی شده و قرار بود به طور زنده در راديوی شما پخش شود، حاضر نمی شود.

یک پناهنده سیاسی موافقت می کند به شرطی که محل زندگی او را فاش نکنید، به شما مصاحبه بدهد. اما شما در گزارشتان تصويرهايی از محل زندگی او را پخش می کنید. دو روز بعد جسد بی جان او با دو گلوله در مغزش پیدا می شود.

در جريان عجله و شتابی که برای پخش و انتشار خبر هست، تصمیم هايی گرفته می شوند که می توانند تاثیری ديرپا بر سازمان خبری، مخاطبان آن و شرکت کنندگان در برنامه هایش داشته باشند.

در این درس با بعضی از مشکلاتی که ممکن است برای شما پیش بياید آشنا می شوید.

 

انصاف، صراحت و شفافيت

 

”درست است که برخی افراد از همان ابتدا به طور کامل به من اطمينان نمی کنند، اما اين فرصت را به من می دهند تا ثابت کنم که ديدگاهشان را درک می کنم و پيامی را که می خواهند منتقل کنند، تحريف نخواهم کرد. من در کارهايم اين اصل را رعايت می کنم که اگر بخواهم از کسی سوال سخت و دشواری بپرسم، پيشاپيش به او هشدار بدهم. من پيش از اين، شيوه فريب و گمراه کردن را امتحان کرده بودم و با نتايج تلخی که برايم به بار آورد، دريافتم که اين شيوه ها جواب نمی دهد.“

اندی ويوين، خبرنگار راديو بی بی س

بخش بزرگی از قواعد بی بی سی به ارتباط صادقانه و منصفانه با کسانی می پردازد که خبر و اطلاعات را در اختيارتان می گذارند يا در برنامه های خبری شرکت می کنند و نظرات و اطلاعات خود را ارائه می کنند:

” اساس برنامه های بی بی سی انصاف، صراحت وشفافيت است. رعايت این اصل در مورد همه کسانی که به نحوی با برنامه های بی بی سی در ارتباط هستند اهميت دارد و توجه ما را به منافع برنامه، منافع کسانی که در آن ظاهر می شوند و منافع مخاطبان آن نشان می دهد. تمام این منافع، مهم هستند اما هیچ کدام خود به خود مهم تر از دیگری نیست.”

اگر ما نسبت به شرکت کنندگان در برنامه منصف نباشیم، آنها در آینده ديگر به ما کمک نخواهند کرد. نداشتن انصاف و صراحت همچنین می تواند به اعتبار ما لطمه بزند و در موارد خاص به شکایت علیه ما منجر شود.

 

صداقت

 

به جز در شرایط غیرعادی، خبرنگاران باید با شرکت کنندگان در برنامه صادق و صريح باشند، حتی اگر این شرکت کنندگان حالت تخاصمی داشته باشند. قواعد بی بی سی تاکید می کند که:

“از همان ابتدای کار، برنامه سازان باید تا سرحد امکان در باره ماهیت و منظور برنامه، واضح و صريح باشند. شرکت کنندگان در برنامه ممکن است با قواعد پخش آشنا نباشند. شيوه ها و فرض هايی که برای افراد حرفه ای بدیهی است، احتمالا برای غیرحرفه ای ها معنای متفاوتی دارد.”

به عنوان نمونه برای خبرنگار واضح است که مصاحبه ضبط شده، قبل از پخش، ويرايش و احتمالا کوتاه خواهد شد. اما ممکن است یک فرد غیر حرفه ای این موضوع را نداند و وقتی مصاحبه اش را می شنود ممکن است احساس کند که او را فریب داده اند چون از قبل به او نگفته اند که صحبت هایش کوتاه خواهد شد. ما وقتی از کسانی می خواهیم در تهیه برنامه خبری شرکت و همکاری کنند، معمولا باید به آنها بگوييم:

• ماجرا در باره چیست؛

• از آنها انتظار چه کمکی داریم؛

• آنها به صورت زنده در برنامه شرکت دارند یا به صورت از پيش ضبط شده؛

• صحبت هایشان کوتاه خواهد شد یا خیر؛

• اگر در بحث یا میزگرد شرکت می کنند، باید از قبل بدانند که دیگر شرکت کنندگان برنامه چه کسانی هستند.

در شرایط استثنايی، مانند شرايطی که در آن فعالیت های غیر قانونی و ضد اجتماعی افشا می شود، شاید موجه باشد که منظور واقعی برنامه مخفی بماند. اما تا جايی که امکان دارد بايد از هر گونه فريب دادن پرهيز شود و سردبيران ارشد از قبل در جريان کار قرار داده شوند.

 

ممنوعيت پخش

 

اگر روزنامه نگاران در ازای دریافت خبر قولی بدهند، باید بر سر حرف خود بایستند. به عنوان مثال، ادارات دولتی و سازمان های بزرگ، رونوشت گزارش های طولانی و پیچیده را به خبرنگاران می دهند تا قبل از پخش آنها را مطالعه کنند، به این شرط که خبر و گزارشی تا پیش از روز و ساعت از قبل توافق شده، منتشر و پخش نشود. این اطلاعات که پخش آنها به طور موقت “ممنوع” شده است، به خبرنگار فرصت می دهد تا پیش از نوشتن خبر یا گزارش، اطلاعات را مطالعه و به دقت بررسی کند. این کار به نفع همه تمام می شود.

بعضی ها ممکن است وسوسه شوند که این ممنوعيت پخش را زیر پا بگذارند و قبل از مهلت مقرر خبر خود را منتشر کنند. اما اگر این عمل بدون عذر موجه صورت گیرد خطرناک است. شما توافق خود را زیر پا می گذارید و روابط خود را با آن نهاد به خطر می اندازيد. ممکن است در آینده دیگر از پیش به شما اطلاعاتی داده نشود. از آن گذشته شما به طور قطع همکاران روزنامه نگار خود را که تصمیم گرفته اند به قرار خود احترام بگذارند و “ممنوعيت پخش” را رعايت کنند، خشمگین خواهید کرد.

 

 

حریم خصوصی

 

در سراسر جهان، مردم به درجات مختلف می خواهند که حریم خصوصی آنها حفظ شود. به طور کلی مردم انتظار ندارند آنچه که در زندگی خصوصی خود انجام می دهند به رسانه ها کشیده شود.

بی بی سی تنها در صورتی زندگی خصوصی افراد را به انظار عمومی می کشد که در جهت منافع عمومی باشد، مثلا وقتی که در زندگی خصوصی آنها اقدامات مجرمانه یا ضد اجتماعی انجام شده باشد.

بی بی سی می گوید:

“رفتار، مکاتبات و گفت وگوهای خصوصی افراد نبايد به انظار عمومی کشيده شود، مگر اينکه کاملا روشن باشد که به نفع همگان است که از آن آگاه شوند. ما به حريم خصوصی همه احترام می گذاریم و رفتاری منصفانه با آنها خواهیم داشت. اما در باره مسائلی که دانستن آن در جهت منافع عمومی است تحقیق و آن را افشا می کنیم.”

اما بسیار مشکل است که تعیین کنیم “در جهت منافع عمومی” به چه اطلاق می شود. می توان گفت که موارد زیر نمونه های مناسبی هستند:

• يک قاضی با سردسته یک باند تبهکار ملاقاتی محرمانه دارد؛

• يک معلم موسیقی که درمنزل خود درس می دهد، به شاگردان نابالغش مشروبات الکلی و مواد مخدر تعارف می کند؛

• یک سیاستمدار که به سبب تبلیغ در باره معیارهای اخلاقی خود و انتقاد از کسانی که این معیارها را ندارند به نمایندگی مجلس انتخاب شده است، با وجود متاهل بودن، با زن دیگری روابط نامشروع دارد.

 

 

بی ملاحظگی در لحظات رنج و غم

 

خبرنگاران اغلب با کسانی سر و کار دارند که دچار ضربه روحی شده اند، درگیر بحرانند یا با مصیبت روبه رو هستند. در برخورد با اين اشخاص بايد حساسيت زيادی به کار گرفته شود.

قواعد اخلاقی انجمن روزنامه نگاران حرفه ای آمریکا تاکید دارد که:

“روزنامه نگاران باید در هر شرایطی به حقوق، شأن و آبرو، زندگی خصوصی و آسایش اشخاصی که در جریان گردآوری خبر با آنها روبه رو می شوند، احترام بگذارند.”

به سادگی و با کمی بی توجهی، ممکن است حد و مرز آنچه قابل قبول است، زير پا گذاشته شود. مدیران، سردبیران، سیاستمداران، بینندگان، شنوندگان و خوانندگان بلافاصله خبرنگار را مورد انتقاد قرار می دهند. داستانی که در زیر می خوانید، مربوط به یک خبرنگار تلویزیون است که به دلیل بی توجهی مورد انتقاد شدید قرار گرفت:

این خبرنگار مامور تهیه گزارش در باره سقوط هواپیمايی شد که ساعتی قبل اتفاق افتاده بود. او موفق شد همسر خلبان را که از کشته شدن شوهرش بی خبر بود، پیدا کند. وقتی خبرنگار وارد منزل خلبان شد فیلمبردار همراهش دوربین فیلمبرداری را روشن کرد و از گفت و گوی خبرنگار با پسر چهار ساله خلبان که می گفت انتظار چه هدیه ای را از پدرش دارد فیلم تهیه کرد. در پایان، خبرنگار رو به همسر خبرنگار کرد و به او اطلاع داد که هواپيما سقوط کرده است. فیلمبردار نورافکن ها را روشن کرد تا واکنش خانم وحشتزده و محنت زده بهتر ضبط شود.

تنها بعد از پخش گزارش بود که تهیه کنندگان برنامه متوجه شدند خبرنگارشان چه کرده است. بلافاصله سیل انتقادها از سوی مردم و سایر رسانه ها به سوی آنها سرازیر شد. تهیه کنندگان گفتند که خبرنگارشان بی تجربه بوده و هیجان او را دست پاچه کرده است. به گفته تهیه کنندگان، کاری که این خبرنگار کرد، بیشتر حماقت بوده تا تلاشی عامدانه برای فریب دادن.

 اما صرف نظر از اينکه انگيزه های اين خبرنگار برای اين کار چه بود، او مجبور شد با شرمساری حرفه روزنامه نگاری را ترک کند.

 

حق پاسخگويی

 

هرگاه روزنامه نگاری یک فرد یا سازمان را متهم به خلاف یا بی‌کفایتی می کند، طرفی که مورد اتهام واقع شده، بايد این حق را داشته باشد که به این اتهام ها پاسخ دهد.

عدالت، انصاف و بی طرفی در این است که اجازه دهیم افراد نقطه نظر خود را منعکس کنند و به انتقادهای مطرح شده پاسخ دهند. دادن حق پاسخگويی به افراد، تعادل، بی طرفی و انصاف را در حد مناسبی تامین می کند.

 

خودداری

 

اگر شما بدانید که انعکاس نظر یک نفر برای برنامه شما مهم است اما او حاضر به گفت وگو نيست، چه باید بکنید؟

پاسخ معمول به این سوال این است که امتناع او را بپذیرید و در گزارشتان ذکر کنید که او حاضر به مصاحبه نشده است. بیننده یا شنونده شما متوجه خواهد شد که شما سعی خود را کرده اید که نظر او را هم منعکس کنید.

برای متوازن و متعادل کردن برنامه، می توانید خود، نظر آن شخص را به صورت خلاصه شرح دهید، البته اگر از نظر وی به طور کامل و دقيق آگاه هستيد. با وجود اين لازم است آن شخص بداند که به رغم خودداری او از گفت و گو با شما، گزارش یا برنامه شما پخش خواهد شد.

در مواردی نادر مانند اعمال مجرمانه یا ضد اجتماعی، می توان خواستار پاسخگويی افراد شد، اگرچه آنها گفته باشند که نمی خواهند صحبت کنند. فقط در چنین مواردی است که شما می توانید با ضبط صوت یا دوربین فیلمبرداری روشن به آنها نزدیک شوید و سوال های خود را مطرح کنید.

البته این عمل شما می تواند رفتاری مداخله جويانه، متجاوزانه و ارعاب آمیز تعبیر شود. از این رو حتما باید بتوانید آن را توجیه کنید و در عین حال واکنش آن فرد يا افراد را هم در نظر بگیرید که در بعضی موارد می تواند خشن باشد. در چنین شرایطی حتما قبل از تهیه گزارش با دبیر خود مشورت کنید.

 

ضبط مخفیانه

 

دونال و تاگ مک اينتاير گزارش های جست وجوگرانه خود درباره خانه های سالمندان و آسايشگاه های معلولان ذهنی را به صورت مخفيانه تهيه کردند. در اين گزارش ها آنها دوربين ها و ميکروفن هايی را نشان می دهند که زير لباس خود جاسازی کرده بودند. در جريان تهيه اين گزارش ها، نزديک بود هويت واقعی هر دو برادر فاش شود. يک بار زنی به تاگ گفته بود: “يه چيزی در باره تو عجيبه؛ من احساس می کنم که انگار قراره سر از يه مستند بی بی سی در بيارم.”

در گذشته دستگاه های ضبط مخفی صدا و تصویر را فقط در فيلم های جاسوسی می شد دید. اما امروزه دوربین های فیلمبرداری و میکروفن های جدید، این کار را ساده کرده اند. ضبط مخفیانه می تواند شواهد مستند را در اختیار خبرنگار و مخاطبان بگذارد. اما اين کار در عین حال چند سوال اخلاقی هم ايجاد می کند.

مهم تر از همه این است که به افراد حق انتخاب داده نمی شود. آنها ممکن است رفتاری داشته باشند یا حرفی بزنند که اگر می دانستند صدا یا تصویرشان ضبط می شود، آن حرف را نمی زدند یا رفتار خود را تغییر می دادند.از این رو، بی بی سی اجازه ضبط مخفیانه را تنها در شرایط خاصی صادر می کند:

• افشای جرایم جدی و کارهای ضد اجتماعی که از پيش شواهد و مدارک کافی در مورد آن وجود دارد؛

• جمع آوری اطلاعات در شرایطی که این کار به صورت علنی ممکن نیست، از جمله در کشورهايی که قانون اجازه برنامه سازی آزاد و مسئولانه را نمی دهد؛

• به عنوان روشی برای تحقیقات اجتماعی در جايی که روش های دیگر کارگر نیست.

بی بی سی از خبرنگاران و سردبیران خود می خواهد که قبل از ضبط مخفی، به سوالات زیر پاسخ دهند:

• آیا راه دیگری برای جمع آوری اطلاعات به جز ضبط مخفی وجود دارد؟

• آیا این ضبط در یک ملک خصوصی صورت می گیرد؟ در این صورت باید توجیه قانع کننده تری داشته باشید؛

• اگر به غیر از فردی که به دنبالش هستید شخص دیگری هم در فیلم ظاهر شود یا صدایش ضبط شود، چگونه او را پنهان نگاه می دارید؟

• آیا اطلاعات جمع آوری شده به اندازه کافی نشان دهنده یک رفتار مجرمانه یا ضد اجتماعی است و آیا منتشر کردن آن واقعا در جهت منافع عمومی است؟

• آیا جانب انصاف را در مورد کسانی که با انتشار این اطلاعات مورد انتقاد قرار می گیرند، رعایت کرده اید؟

• آیا به آنها حق پاسخگويی داده اید؟

تهیه گزارش های مخفی هم حتما باید با مشورت با دبیران و مشاوران حقوقی نشریه انجام شود. از مشاوران حقوقی خود بپرسید در صورتی که وارد حریم خصوصی افراد شوید و صدا یا تصویر کسی را ضبط کنید دادگاه چه عکس العملی نشان خواهد داد و چه توجیهی می‌تواند محکمه ‌پسند باشد.

 

ناشناس ماندن

 

به طور کلی، مخاطبان انتظار دارند نام و شغل افرادی که در رادیو و تلویزیون با آنها مصاحبه می شود، مشخص باشد. این امر به بیننده یا شنونده کمک می کند خود قضاوت کند که نظر فرد مصاحبه شونده معتبر است یا نه.

در برخی مسائل حساس، مصاحبه شونده ممکن است بخواهد هویتش مخفی بماند. بعضی از دلائل قبول این تقاضا به این شرح است:

• زمانی که ایمنی مصاحبه شونده به خطر بیافتد؛ مثلا وقتی که مصاحبه شونده تحت آزار و اذيت است؛

• زمانی که مصاحبه باعث تحقیر و خجالت زدگی مصاحبه شونده شود؛ مثلا کسانی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند اغلب از این گروه هستند؛

• زمانی که مصاحبه شونده به دلایل قانونی نبايد هويتش آشکار شود، مانند : کسی که دادگاه به او دستور داده هويتش را آشکار نکند، نه کسی که سعی دارد از قانون بگریزد.

هرگونه مذاکره ای با مصاحبه شونده و سردبیران ارشد در باره ناشناس ماندن باید قبل از تهیه خبر یا برنامه صورت گيرد. ناشناس ماندن درجات مختلف دارد و بسیار مهم است که درجه آن قبل از مصاحبه روشن شود:

• مصاحبه شونده نمی خواهد نامش ذکر شود، اما اعتراضی ندارد که صورتش نشان داده شود یا صدایش پخش شود؛

• مصاحبه شونده می خواهد احتياط کند ولی می داند که بستگان یا اطرافیان نزدیکش ممکن است او را شناسايی کنند؛

• مصاحبه شونده مایل است ناشناس بماند اما می داند که در آینده ممکن است در اثر اقدام پلیس یا دادگاه هویتش فاش شود؛

• ناشناس ماندن کامل بدون احتمال فاش شدن هویت در آینده.

به یاد داشته باشید تقریبا غیر ممکن است بتوان گزینه آخر را به کسی قول داد، چون ممکن است دادگاه به شما دستور بدهد که هویت مصاحبه شونده را فاش کنید و گرنه زندانی خواهید شد.

کافی نيست که با مصاحبه شونده توافق کنيد که نام و هويت او را مخفی نگه می داريد. بايد پيشاپيش روشن کنيد که تا کجا می توانيد به اين قرار پايبند بمانيد.

همان گونه که مت ولز، روزنامه نگار بريتانيايی می گويد: “در اين زمينه هيچ قاعده محکم و صريحی وجود ندارد. هيچ تعريف حرفه ای مشخصی از ‘اطلاعات خصوصی’ و ‘نقل قول های غيرقابل استناد’ ارائه نشده است.”

 

تضمین ناشناس ماندن

 

اگر به کسی قول ناشناس ماندن داده می شود، باید به اين قول عمل کرد. این کار در تلویزیون مشکل تر است چون هم تصویر و هم صدای فرد پخش می شود.

صدا:

• اندکی کم یا زیاد کردن سرعت ضبط، باعث زیر یا بم شدن صدا و پنهان ماندن آن می شود اما به مقدار کم؛

• با برنامه های کامپیوتری تدوین دیجیتال می توان صدا را با شیوه های مختلفی تغییر داد؛

• مطمئن ترین و شاید ساده ترین شیوه، جایگزین کردن صدای مصاحبه شونده با صدای فرد دیگری است که گفته های او را مجددا ادا کند.

تصویر:

• نشان دادن نیمرخ تاریک شده با اینکه بسیار معمول است زیاد کارگر نیست. بیننده می تواند با زیاد کردن نور و کم کردن “کنتراست” اثر کار شما را از بین ببرد؛

• “شطرنجی يا پیکسلی” کردن تصوير با استفاده از امکانات ديجيتال، تمام يا قسمتی از تصوير را به صورت مجموعه ای از مربع های رنگی در می آورد. اما بعضی از بینندگان می گویند که با چپ کردن چشم هایشان می توانند تصویر اصلی را ببینند (سعی کنيد!)، در واقع با استفاده از ابزار الکترونیکی هم می توان تصویر را به صورت اصلی درآورد؛

• تار کردن قسمتی از تصویر در زمان تدوین موثر است؛

• یک شیوه ساده و معمولا موثر، تار کردن طبیعی تصویر است مثل فیلم گرفتن از سایه فرد، از تصویر او در آب روان رودخانه و یا از پشت لیوان پر از آب؛

• ایمن ترین شیوه این است که از صورت و قسمت هايی از بدن آن فرد که می تواند منجر به شناسايی او شود تصویربرداری نشود؛ مثلا مدل غیرمعمولی مو یا لباس که به سادگی قابل شناسايی است.

در صورتی که حتما بايد تضمين کنيد که هویت مصاحبه شونده در آینده فاش نخواهد شد، تمام نوارهای مادر و یادداشت ها باید از بین بروند. در هر صورت چنین نوار تدوین نشده ای نباید در بایگانی باشد چون ممکن است زمانی به اشتباه مورد استفاده قرار گیرد.

معمول است که علت پنهان نگاه داشتن هویت مصاحبه شونده به مخاطبان توضیح داده شود:

“رشید با پرداخت ده هزار دلار در حالی که زیر اطاق کامیون جاسازی شده بود به اروپا آورده شد. قاچاقچیان گفته اند که هرکسی را که بگويد چگونه به اروپا رسيده، خواهند کشت. به این دلیل، ما موافقت کردیم که صورت او را نشان ندهيم. نام واقعی او هم رشید نیست.”

 

خلاصه درس

 

در کار خبری رقابت زیاد است. بسیاری از خبرنگاران وقتی احساس رضايت می کنند که زودتر از دیگران به خبری پی ببرند. اما مسابقه برای پيشقدم بودن در رسیدن به خبر می تواند خطرناک باشد، خطری که ممکن است معیشت و یا حتی جان افراد را تهدید کند.

اگر نسبت به شرکت کنندگان در برنامه منصف نباشیم، آنها در آینده به ما کمک نخواهند کرد. نداشتن انصاف و صراحت همچنین می تواند به اعتبار ما لطمه بزند و در موارد خاص به شکایت علیه ما منجر شود.

 

صداقت:

 

به جز در شرایط غیرعادی، خبرنگاران باید با شرکت کنندگان در برنامه صادق و صريح باشند، حتی اگر این شرکت کنندگان حالت تخاصمی داشته باشند. ما وقتی از کسی می خواهیم در تهیه برنامه خبری شرکت و همکاری کند، معمولا باید به او بگويیم:

• ماجرا درباره چیست؛

• از آنها انتظار چه کمکی داریم؛

• آنها به صورت زنده در برنامه شرکت دارند یا به صورت از پيش ضبط شده؛

• صحبت هایشان کوتاه خواهد شد یا نه؛

• اگر در بحث شرکت می کنند، باید از قبل بدانند که شرکت کنندگان ديگر برنامه چه کسانی هستند.

 

حریم زندگی خصوصی:

 

مردم اروپای غربی و آمریکای شمالی نمی خواهند زندگی خصوصی آنها به رسانه ها کشیده شود. گاهی پخش بخش هایی از زندگی خصوصی افراد واقعا در جهت منافع عمومی است، مثلا وقتی که شامل اقدامات مجرمانه یا ضد اجتماعی باشند.

 

بی ملاحظگی در لحظات غم و رنج:

 

در برخورد با کسانی که دچار ضربه روحی شده اند، درگیر بحرانند یا با مصیبت روبه رو شده اند، بايد حساسيت زيادی به کار گرفته شود.

 

حق پاسخگويی:

 

هرگاه روزنامه نگاری یک فرد یا سازمان را متهم به خلاف یا بی کفایتی می کند، طرفی که مورد اتهام است بايد اين حق را داشته باشد که به این اتهام ها پاسخ دهد.

 

حق امتناع:

 

اگر شما بدانید که نظر یک نفر برای برنامه شما مهم است اما او حاضر به گفت وگو نيست، معمول ترين کار این است که امتناع او را بپذیرید و در گزارشتان ذکر کنید که او حاضر به مصاحبه نشده است. بیننده، شنونده يا خواننده شما متوجه خواهد شد که شما سعی خود را کرده اید که نظر او را هم منعکس کنید. برای متعادل و متوازن کردن برنامه می توانید نظر آن شخص را خودتان به صورت خلاصه شرح دهید، البته اگر به صورت کامل و دقیق از نظرات وی آگاه هستيد. با وجود اين، لازم است که آن شخص بداند به رغم خودداری از گفت وگو با شما، گزارش یا برنامه شما پخش و منتشر خواهد شد.

در مواردی نادر مانند اقدامات مجرمانه یا ضد اجتماعی، می توان خواستار پاسخگويی افراد شد ، اگرچه آنها از پيش گفته باشند که نمی خواهند صحبت کنند. فقط در چنین مواردی است که شما می توانید با ضبط صوت یا دوربین فیلمبرداری روشن به آنها نزدیک شوید و سوال های خود را مطرح کنید.

 

ضبط مخفیانه:

 

ضبط مخفیانه می تواند شواهد مستند را در اختیار خبرنگار و مخاطبان بگذارد. اما اين کار در عین حال چند سوال اخلاقی را هم ايجاد می کند. از این رو، بی بی سی اجازه ضبط مخفیانه را تنها در شرایط خاصی صادر می کند:

• افشای جرایم جدی و کارهای ضد اجتماعی که از پيش شواهد و مدارک کافی در مورد آن وجود دارد؛

• جمع آوری اطلاعات در شرایطی که این کار به صورت علنی ممکن نیست، از جمله در کشورهايی که قانون اجازه برنامه سازی آزاد و مسئولانه را نمی دهد؛

• به عنوان روشی برای تحقیقات اجتماعی در جايی که روش های دیگر کارگر نیست.

بی بی سی از خبرنگاران و سردبیران خود می خواهد که قبل از ضبط مخفی، به سوالات زیر پاسخ دهند:

• آیا راه دیگری برای جمع آوری اطلاعات به جز ضبط مخفی وجود دارد؟

• آیا این ضبط در یک ملک خصوصی صورت می گیرد؟ در این صورت باید توجیه قانع کننده تری داشته باشید؛

• اگر به غیر از فردی که به دنبالش هستید شخص دیگری هم در فیلم ظاهر شود یا صدایش ضبط شود، چگونه او را پنهان نگاه می دارید؟

• آیا اطلاعات جمع آوری شده به اندازه کافی نشان دهنده یک رفتار مجرمانه یا ضد اجتماعی است و آیا منتشر کردن آن واقعا در جهت منافع عمومی است؟

• آیا جانب انصاف را در مورد کسانی که با انتشار این اطلاعات مورد انتقاد قرار می گیرند، رعایت کرده اید؟

• آیا به آنها حق پاسخگويی داده اید؟

 

 

 

ناشناس ماندن:

 

در برخی مسائل حساس، مصاحبه شونده ممکن است بخواهد که هویتش مخفی بماند. ناشناس ماندن درجات مختلف دارد و بسیار مهم است که ميزان آن قبل از مصاحبه روشن شود. اگر به کسی قول ناشناس ماندن داده می شود، باید به اين قول عمل کرد.

صدا:

• اندکی کم یا زیاد کردن سرعت ضبط، باعث زیر یا بم شدن صدا و پنهان ماندن آن می شود اما به مقدار کم؛

• با برنامه های کامپیوتری تدوین دیجیتال صدا می توان صدا را با چندین شیوه تغییر داد؛

• مطمئن ترین و شاید ساده ترین شیوه جایگزین کردن صدای مصاحبه شونده با صدای فرد دیگری است که گفته های او را مجددا ادا کند.

تصویر:

• نشان دادن نیمرخ تاریک شده با اینکه بسیار معمول است زیاد کارگر نیست. بیننده می تواند با زیاد کردن نور و کم کردن “کنتراست” اثر کار شما را از بین ببرد؛

• “شطرنجی يا پیکسلی” کردن تصوير با استفاده از امکانات ديجيتال، تمام يا قسمتی از تصوير را به صورت مجموعه ای از مربع های رنگی در می آورد. اما بعضی از بینندگان می گویند که با چپ کردن چشم هایشان می توانند تصویر اصلی را ببینند (سعی کنيد!)، در واقع با استفاده از ابزار الکترونیکی هم می توان تصویر را به صورت اصلی درآورد؛

• تار کردن قسمتی از تصویر در زمان تدوین موثر است؛

• یک شیوه ساده و معمولا موثر، تار کردن طبیعی تصویر است مثل فیلم گرفتن از سایه فرد، از تصویر او در آب روان رودخانه و یا از پشت لیوان پر از آب؛

• ایمن ترین شیوه این است که از صورت و قسمت هايی از بدن آن فرد که می تواند منجر به شناسايی او شود تصویربرداری نشود؛ مثلا مدل غیرمعمولی مو یا لباس که به سادگی قابل شناسايی است.

اگر حتما لازم است تضمین شود که هویت مصاحبه شونده در آینده فاش نشود، تمام نوارهای مادر و یادداشت ها باید از بین بروند. در هر صورت چنین نوار تدوین نشده ای نباید در بایگانی باشد چون ممکن است زمانی به اشتباه مورد استفاده قرار گیرد. معمول است که علت پنهان نگاه داشتن هویت مصاحبه شونده برای مخاطبان توضیح داده شود.

 

نظام‌نامه تحریریه

 

اين درس دلايل تدوين نظام‌نامه توسط موسسات را توضيح می دهد و اصلی‌ترين نکات اخلاقی مندرج در آن را بر می شمارد.

 

درس‌هاعنوان                 

نظام ‌نامه تحريريه چيست؟                       

فايده نظام‌ نامه چيست و چرا بايد آن را داشته باشيم؟                      

از نظام ‌نامه تحريريه چه انتظاری می رود؟               

نظام‌ نامه تحريريه بايد شامل چه مواردی باشد؟                   

واقعيت، حقيقت و دقت                 

اهميت دقت در گزارش واقعیت                    

حفظ هويت منابع و اصل ناشناس ماندن                  

تا کجا بايد هویت منبع خود را محفوظ نگه داريد؟                   

بررسی گزارشی که بلندپايگان بی بی سی را به زير کشيد                

روشهای منصفانه            

حفظ حريم خصوصی                    

داشتن رفتار حرفه‌ای                    

دوری از زبان تبعيض آميز               

سليقه و آبرومندی                       

رعایت قواعد محاکمه عادلانه                     

آزادی مطبوعات               

حق پاسخ دادن              

ارجاع                

تدوين و اجرای نظام ‌نامه               

نگهداری و تکمیل نظام ‌نامه                       

خلاصه درس

 

نظام ‌نامه تحريريه چيست؟

 

نظام ‌نامه تحريريه را می توان يک نظام‌ نامه حرفه ای دانست. اين نظام‌ نامه مجموعه ای از اصول اخلاقی و معيارهای حسن رفتار است که يک موسسه رسانه ای يا اتحاديه روزنامه نگاران از اعضای خود انتظار دارد که آنها را رعايت کنند. در بيشتر موارد نظام ‌نامه تحريريه برای آن به وجود آمده که روزنامه نگاری را بيشتر به يک حرفه شبيه کند؛ از کسانی که خود را روزنامه نگار می نامند انتظار می رود که بکوشند معيارهای رفتاری را در سطح بالايی رعايت کنند.

بعضی از مواردی که برای نظام نامه تحريريه درنظرگرفته می شود، ممکن است از پیش در قوانين رسمی کشور گنجانده شده باشد؛ چون نظام‌ نامه مجموعه ای از دستورالعمل های مکتوب در مورد گستره ای از مسايل اخلاقی است که از اصلاح خطاها و اشتباهات خبری تا نوشتن درباره کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی قرارگرفته اند، را در بر می گيرد.

نظام ‌نامه ها بر مبنای اين فرض بنا شده اند که در سراسر دنيا روزنامه نگاران اکراه دارند که حکومت مقررات مفصلتر و بيشتری را در زمينه فعاليت آنها وضع کند. از اين رو خود مقرراتی را تنظيم می کنند تا به روابط و رفتارهای حرفه ای آنها نظم و سامان دهد.

معمولا برای روزنامه نگاری که نظام‌ نامه را نقض می کند به جز سرزنش اتحاديه يا سازمان متبوعش که نظام‌ نامه را تدوين کرده جريمه دیگری در نظرگرفته نمی شود.

مثلا در بريتانيا روزنامه نگاران با دولت به اين توافق رسيده اند که در اموری که خارج از حيطه قانون است، برابر معيارهای خود روزنامه نگاران برخورد شود. کميسيون شکايات مطبوعاتی به شکايات مردم از روزنامه نگارانی که بر خلاف اصول اخلاقی رفتار کرده اند رسيدگی می کند. همين کميسيون هم تصميم می گيرد که آيا کسی قواعد اين حرفه را زير پا گذاشته است و آيا بايد عذرخواهی کند يا نه.

 

فايده نظام‌ نامه چيست و چرا بايد آن را داشته باشيم؟

 

بسياری از مردم بر اين عقيده اند که روزنامه نگاران امروز به طريقه ای کاملا غير اخلاقی و غير حرفه ای عمل می کنند. داستانهای فراوانی درباره روزنامه نگارانی بر سر زبانهاست که سعی کرده اند عکس بچه‌هايی را که به تازگی درگذشته اند از خانه والدين آنها بدزدند؛ آن هم موقعی که همکاران آنها در حال نوشیدن چای با والدين مصيبت ديده بوده اند. يا اينکه برای گير انداختن کسی مخفيانه از او فيلمبرداری کرده اند يا برای صحه گذاشتن بر کيفيت کالايی رشوه و پول گرفته اند.

خوشبختانه اين موارد بیشتر استثنا هستند نه یک قاعده کلی. دليل تدوين نظام ‌نامه ها و ترويج و معرفی آنها اين است که از وجود رفتار حرفه ای در رسانه ها اطمينان حاصل شود و روزنامه نگارانی که مقيد به اخلاق نيستند به حاشيه رانده شوند.

بيشتر روزنامه نگاران مسئول از هر آنچه اعتبار، قانونمندی، درستکاری، نظم و قابل اعتماد بودن حرفه آنها را بالا ببرد حمايت می کنند. هرچه باشد، اگر ما اعتبار خود را نزد مخاطبان از دست بدهيم، ديگر چندان دليلی برای ادامه کارمان نخواهيم داشت.

 

از نظام ‌نامه تحريريه چه انتظاری می رود؟

 

نظام ‌نامه تحريريه بايد موضع موسسه رسانه ای يا اتحاديه را درباره مجموعه ای از اصول بنيادی به روشنی بيان کند. نظام ‌نامه نبايد به ديگر امور روزنامه نگاری از جمله سبک نويسندگی، ارزش خبری يا نحوه ارائه و اجرا کاری داشته باشد. در اصل، اين نظام‌ نامه بيانيه ای است درباره اينکه يک روزنامه نگار به هنگام پژوهش، مصاحبه، ويرايش و نگارش يک مطلب بايد چه رفتاری داشته باشد.

مقررات درباره نحوه رفتار، از کشوری به کشور ديگر فرق می کند؛ زيرا قوانين محلی با هم تفاوت دارند. در بسياری از جاها قانون جايگاه و عملکرد روزنامه نگار را در قبال شماری از مسائل مهم تبيين می‌کند. مثلا در انگلستان، قانون از حق افراد برای برخورداری از محاکمه منصفانه و عادلانه حمايت می کند و در باره نحوه پوشش خبری جريانات دادگاه قوانين مشخصی وجود دارد. نظام ‌نامه بايد درباره تمام مسايل اخلاقی که بر کار روزنامه نگاران اثر می گذارد اما در قانون گنجانده نشده، نظر داشته باشد.

 

نظام‌ نامه تحريريه بايد شامل چه مواردی باشد؟

 

تقريبا همگان پذیرفته اند که:

 

• روزنامه نگاران بايد حقيقت را گزارش دهند و بايد دقت اطلاعات خود را پيش از انتشار بررسی کنند؛

• در نحوه گزارش بايد ميان واقعيات و اظهار نظر تفاوت مشخصی وجود داشته باشد؛

• روزنامه نگاران بايد خطاهای خود را تصحيح کنند؛

• گرفتن عکس، تهیه مدارک و انجام مصاحبه بايد تنها از راههای درست و منصفانه باشد. روزنامه نگاران نبايد برای اين کارها به فريب متوسل شوند؛

• روزنامه نگار بايد از خطرهای تبعيض، تعصب و انگاره سازی نادرست آگاهی داشته باشد؛

• روزنامه نگاران بايد از قبول رشوه يا لطف شخصی خودداری کنند و نبايد منافع شخصی آنها بر بي طرفی آنها تاثير بگذارد؛

• گزارشها بايد با در نظر داشتن جو حاکم بر جامعه از نظر سليقه و آبرومندی و اخلاق عمومی تهيه شوند؛

• و روزنامه نگاران بايد هويت منبعی را که خواسته نامش فاش نشود، محفوظ نگه دارند.

اگر سازمان شما اساسا بخواهد به قواعد و مقرراتی پايبند باشد، هیچ قاعده مشخصی حکم نمی کند که کدام اصول را بايد بپذيرد. شما تا هر اندازه که بخواهيد معقول عمل کنيد و عضوی از جامعه جهانی و حرفه ای روزنامه نگاری باشيد، باید تا همان حد در باره آنچه درقانون گنجانده نشده، معيارهايی را رعايت کنيد.

اين گفته قديمی که “هر بد که به خود نمی پسندی، با کس مکن ای برادر من” در اغلب موارد راهنمای مهمی است.

 

واقعيت، حقيقت و دقت

 

فدراسيون بين الملی روزنامه نگاران در بيانيه اصول رفتاری روزنامه نگاران درباره حقيقت و دقت آورده است:

“احترام گذاشتن به حقيقت و حقوق عامه نخستين وظيفه هر روزنامه نگار است.”

به زبان ساده، روزنامه نگار بايد راست بگويد. اگر يک موسسه رسانه ای پیوسته اخبار نادرست بدهد و دروغ و شايعه را واقعیت جلوه دهد یا به عنوان حقيقت منتشر کند، دير يا زود حوصله مخاطبانش را سر خواهد برد. در يک بازار آزاد که در آن رسانه های مختلف حضور دارند، مخاطبان می توانند يکی از رسانه های رقيب را انتخاب کنند.

بسياری از نظام ‌نامه ها در مورد حقيقت به جزئيات بيشتری می پردازند. آنها توضيح می دهند که گزارش بايد بر مبنای واقعيت تهيه شده باشد و درستی آن بايد بارها پيش از انتشار بررسی گردد.

نکته مهم ديگری که بايد در نظر گرفت، تفاوت ميان واقعيت و اظهار نظر است. روزنامه نگاران اغلب ستونها يا مطالبی می نويسند که دربردارنده نظر است. در اين مطالب، نويسندگان نظر شخصی خود را درباره يک موضوع خاص بيان می کنند. نوشته های حاوی اظهار نظر بخش مهمی از روزنامه نگاری را تشکيل می دهند اما از نظر اخلاقی مهم است که مخاطب را وادار نکنيم تا آنچه را می خواند يا می شنود، واقعيت تصور کند.

همين قاعده در مورد شايعه نيز باید رعایت شود. وظيفه حرفه ای روزنامه نگار اين است که درباره صحت شايعات بررسی کند و آنها را به عنوان واقعيات و اخبار تاييد شده گزارش نکند.

 

اهميت دقت در گزارش واقعیت

 

هنگامی که در ماه نوامبر سال ۲۰۰۴ یاسر عرفات رهبر فلسطینیان در بیمارستانی در فرانسه بستری بود، بسیاری از رسانه های جهان بارها خبر نادرست درگذشت او را منتشر کردند.

توجه به اين نکته که انتشار خبر مرگ او می توانست خاورميانه را به خشونت بکشد، بايد کفايت می کرد تا روزنامه نگاران برای انتشار اطلاعاتی که هنوز رسما تاييد نشده بود، احتياط کنند. فکرش را بکنيد که اگر ياسر عرفات روز بعد، از حالت کما بيرون می آمد و می فهميد که همه فکر می کردند او مرده است و جانشينش هم تعيين شده چه حالی پيدا می کرد!

نکته آخر درباره حقيقت و دقت اين است که بسياری از نظام ‌نامه ها شامل مواردی درباره تصحيح اشتباهات هستند. اگرچه بسياری از روزنامه نگاران خيلی راغب نيستند که اشتباهی را که کرده اند بپذيرند، اما اشتباهی که کاملا آشکار است و به اصطلاح توی چشم می خورد، می تواند به اعتبار و قابليت اعتماد يک روزنامه نگار به شدت لطمه وارد کند. يک تصحيح مناسب می تواند به بازگشت اعتماد عمومی کمک کند و گاهی هم عذرخواهی کار مناسب تری است.

خبرگزاری رویترز می گوید:« اشتباه خود را با صدای بلند اعلام کنید.»

 

حفظ هويت منابع و اصل ناشناس ماندن

 

اگر يکی از آحاد جامعه، اطلاعات مهم خود را به يک روزنامه نگار عرضه می کند، اما از او می خواهد که نام و هويت او را محفوظ نگاه دارد، روزنامه نگار بايد برابر خواست او رفتار نمايد.

فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران تاکید می کند:

“روزنامه نگار بايد درباره منبعی که اطلاعات محرمانه ای را به او عرضه کرده است، رازداری حرفه ای نشان بدهد.”

هنگامی که کسی محرمانه چيزی را به شما می گويد، اگر شما قول خود را مبنی بر محرمانه نگاه داشتن هويت او زير پا بگذاريد، بعيد است که در آينده ديگران اطلاعات مشابهی را به شما بدهند. بنا بر این محفوظ داشتن هويت منابع يکی از اصول مهم حرفه روزنامه نگاری است.

در بريتانيا، قانون اين اصل را به رسميت می شناسد. اما در هر حال اولويت را به عدالت می دهد. به بيان ديگر، در شرايط بسيار حاد، می توان روزنامه نگاری که منبع خود را در دادگاه افشا نمی کند، جريمه کرد يا به زندان انداخت.

ناشناس ماندن لزوما با حفظ هويت منبع يکی نيست. گاهی کسی اطلاعاتی را صرفا به عنوان سرنخ در اختيار خبرنگار می گذارد و می خواهد که هويتش کاملا محفوظ بماند. اما غالبا کسی که به شرط ناشناس ماندن خبری را می دهد، راضی می شود که در برنامه يا مصاحبه ای شرکت کند اما اصرار دارد که با نام و نشان معرفی نشود.

بی بی سی شرط حفظ هويت را برای موارد زير درست و متناسب می داند:

الف) برای امنیت شخص؛

ب) برای این که کسی را ناراحت نکنیم؛

ج) به دلايل حقوقی؛

اما تأکيد دارد که استفاده از اين اصل برای کسی که می خواهد از قانون بگريزد قابل قبول نيست.

 

تا کجا بايد هویت منبع خود را محفوظ نگه داريد؟

 

 

حفظ توازن ميان محفوظ داشتن هويت منبع و لطمه زدن به اعتبار يک گزارش، موضوعی مهم است.

اگر حرفی را از منبع ناشناسی نقل می کنيد، مخاطبان نمی توانند داوری کنند که آيا منبع شما موثق است يا نه. اگر آنها اعتبار او را باور نداشته باشند، خود گزارش را هم باور نخواهند کرد.

در سال ۲۰۰۳ زمانی که آمریکا و بریتانیا در حال تهاجم به عراق بودند، یک روزنامه نگار بی بی سی به نام اندرو گیلیگان گزارش داد که دولت بریتانیا در “پرونده” اطلاعات مربوط به قابلیت تسلیحاتی عراق، اغراق کرده است.

این جنگ بحث برانگيز مورد حمايت سازمان ملل نبود و مبنای آن را قابلیت تسلیحاتی عراق تشکیل می داد. بنا بر این، گزارش گیلیگان کل مبنای جنگ را مورد ترديد قرار می داد.

هنگامی که نام منبعی که اين موضوع را فاش کرده بود علنی شد، اين منبع خودکشی کرد. منبع خبر، دکتر ديويد کلی، يکی از کارشناسان برجسته جهان در زمينه سلاح های بيولوژيکی بود، اما گيليگان به اشتباه او را “يک منبع عاليرتبه جاسوسی” ناميده بود. اما او چنین کار و رتبه ای نداشت، و هنگامی که بعد ها اين موضوع روشن شد، هم اعتبار منبع زير سؤال رفت، و هم به اعتبار بی بی سی لطمه وارد شد.

يک گزارش دقيق و طولانی در اين باره توسط يکی از عاليرتبه ترين قضات بريتانيا تهيه شد. گيليگان مجبور شد از شغلش استعفا کند؛ و به همين ترتيب، مديرعامل و رئيس بی بی سی نيز از شغل خود کنار رفتند.

بررسی گزارشی که بلندپايگان بی بی سی را به زير کشيد.

 

منبع

 

منبع گيليگان در مورد اين ادعا که دولت درباره توانايی عراق اغراق کرده بود، دکتر ديويد کلی بود. از آنجا که اظهارات او حرف دولت را در مورد يک موضوع مهم بين المللی نقض می‌کرد، خواسته بود که نامش مخفی بماند.

مخفی نگاه داشتن منبع

 

برای گيليگان مناسب آن بود که به قولش وفا کند و هويت ديويد کلی را محفوظ نگاه دارد؛ زيرا دولت قادر به شناسايی منبع نبود و بنا بر اين نمی توانست خبر را تکذيب کند.

چگونه منبع افشا شد؟

 

در هر حال هنگامی که دولت به گيليگان فشار زيادی وارد کرد تا نام منبعش را فاش کند و به اين طريق به شناسايی کلی نزديکتر شد، خود کلی به برخی همکارانش گفت که با روزنامه نگاران صحبت کرده است. بعد گيليگان ای ميلی به کميته امور خارجه دولت که مشغول بررسی “پرونده مشکوک” بود، فرستاد. او در اين ای ميل مستقيما از دیوید کلی به عنوان منبع خود نام نبرد اما چنين القا کرد که او منبع يکی ديگر از گزارش های بی بی سی با زمينه مشابه بوده است. کمی پس از آن، دفتر مطبوعاتی دولت در پاسخ به روزنامه نگاران تاييد کرد که دکتر کلی منبع خبر بوده است.

 

پیامد ها

 

در پایان، ناتوانی در حفاظت از هويت ديويد کلی، چه از سوی دولت و چه از سوی بی بی سی، عواقبی جدی را به بار آورد:

• جسد دکتر کلی در بيشه‌ای نزديک خانه‌اش پيدا شد؛

• روزنامه نگار بی بی سی و رؤسای اين سازمان مجبور به استعفا شدند؛

• دستورالعمل يا نظام‌ نامه تحريريه اصلاح شد؛

• اگرچه عمل اين روزنامه نگار نماينده روش عمومی روزنامه نگاران بی بی سی نبود، اما اين ماجرا نقطه آغاز يک بررسی عمده در روابط داخلی بی بی سی بود و به تغييرات در نحوه کار اين سازمان منجر شد.

 

روشهای منصفانه

 

اين جمله از نظام ‌نامه اخلاق روزنامه نگاری در فيليپين است:

“من تنها به روشهای منصفانه برای کسب خبر، عکس و مدارک متوسل خواهم شد و به هنگام انجام هرگونه مصاحبه ای برای انتشار، خود را به نحو شايسته به عنوان نماينده مطبوعات معرفی خواهم کرد.”

بيشتر نظام ‌نامه ها شامل موادی هستند که کسب اطلاع از راه فريبکاری را منع می کنند. اگر ما برای کسب اطلاع به خدعه و خيانت متوسل شويم، اعتبار رسانه ها از بين خواهد رفت. اگر می خواهيم حرفه ما مورد احترام، اعتماد و حمايت عامه باشد، بايد با مردم منصفانه برخورد کنيم و حقوق آنها را در مورد زندگی خصوصی آنها محترم بشماريم.

البته موقعيت هايی هست که ضبط يا عکسبرداری مخفيانه يا دستيابی به مدارک از راههای مخفيانه ايرادی ندارد. از جمله هنگامی که کسی در رفتار مجرمانه وخيمی شرکت دارد و راه ديگری برای کسب اين اطلاعات در مورد او وجود ندارد.

 

حفظ حريم خصوصی

 

در برخی کشورها قوانينی برای حفاظت از حريم زندگی خصوصی افراد وجود دارد. در بريتانيا چنين قوانينی وجود ندارد. بنابراين حق خصوصی ماندن زندگی شخصی يا منع روزنامه نگاران از کندوکاو در زوايای زندگی خصوصی اشخاص، در حوزه مسئوليت نظام‌ نامه های تحريريه قرار می گيرد.

بی بی سی مقرر می دارد: “رفتار، مکاتبات و مکالمات خصوصی نبايد علنی شود مگر آنکه به روشنی پای منافع عامه در ميان باشد.”

حفظ حريم زندگی خصوصی در مورد کسانی که در اوج غم يا ناراحتی هستند نيز رعايت می شود. بنا بر این نبايد با وارد آوردن فشار آنها را برخلاف ميلشان وادار به انجام مصاحبه کرد.

 

داشتن رفتار حرفه‌ای

 

قانون مطبوعات مالزی مقرر می دارد:

“روزنامه نگار بايد در اجرای وظايفش معيارهای اخلاقی را رعايت کند و از سرقت ادبی، ايراد افترا و تهمت، ايراد اتهام بی اساس و قبول رشوه به هر شکل خودداری کند.”

فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران سوء تعبير بدخواهانه را هم منع می کند و به اين فهرست می افزايد.

قانون مطبوعات ایران نیز پخش‌ شايعات‌، انتشار مطالب‌ خلاف‌ واقع‌ يا تحريف‌ مطالب‌ ديگران‌ وسرقت ادبی را ممنوع کرده است. برابر این قانون « سرقت‌ ادبي‌ عبارت است‌ از نسبت‌ دادن‌ عمدي‌ تمام‌ يا بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از آثار و نوشته‌هاي‌ ديگران‌ به‌ خود يا غير ولو به صورت ترجمه».

• در سرقت ادبی شخصی کار ديگری را به عنوان کار خودش جلوه می دهد. برخی از روزنامه نگاران اين کار را به اندازه دزدی بد می دانند.

• سوء تعبير رفتار و کلام ديگران، لطمه عامدانه به اعتبار آنان است.

• تهمت يا افترا به معنی گفتن مطالب نادرست درباره افراد به منظور لطمه زدن به اعتبار آنهاست.

• تشويش اذهان عمومی انتشار کلام يا انجام رفتاری برای برهم زدن نظم عمومی در یک کشور است. مثلا تشويق به خشونت و شورش.

• مطالب روزنامه نگاری که رشوه يا هديه مالی می گيرد تا سؤال خاصی را بپرسد يا مطلبی را از عموم پنهان کند، ديگر منصفانه و قابل اعتماد نيست.

در این مورد که کدام يک از این تخلفات در حوزه برخورد قانونی قرار می گيرد و کدام يک در حوزه نظام ‌نامه تحريريه، در کشورهای مختلف تفاوت هایی وجود دارد.

 

دوری از زبان تبعيض آميز

 

در بيشتر کشورها از روزنامه نگاران انتظار می رود که به تمام قشرهای جامعه خدمت کنند. از آنان انتظار می رود که از داشتن انگاره های خشک ذهنی، ترغيب تنفر نژادی، اعمال تبعيض بر عليه گروههای اجتماعی مانند معلولان، اقليتهای قومی و مذهبی و زنان خودداری کنند.

پیشتر به قدرت عظيم رسانه ها در شکل دادن و تشديد تنفر قومی در جريان نسل کشی در رواندا در سال 1994 اشاره شد. چندين سازمان رسانه ای از جمله راديو تلويزيون ” ليبره دو ميل کالينز” اظهارات به شدت برخورنده و توهين آميزی را در مورد اقليت توتسی انتشار دادند. همین اظهارات نقطه آغاز یک نسل کشی بود؛ و به کشته شدن دست کم يک ميليون تن از افراد اقليت توتسی و اکثريت هوتو منجر شد.

بد نیست به بخش هایی از گزارش مارک فریتز، گزارشگر آسوشیتدپرس درباره نسل کشی در روآندا نگاهی بیاندازیم:

“اينجا ديگر كسي زندگي نمي‌كند. نه ‏مادرانِ چشم به راهي كه بيرون زايشگاه کپه شده‌اند. نه خانواده‌هايي كه داخل ‏كليسا چپيده اند، نه مردی كه در كلاس درس ‏در حال گندیدن ‏است. اينجا همه مرده‌اند. كاروبامبا تصويري ‏از جهنم است، زباله‌داني از تكه‌پاره‌هاي ‏انسان، كشتارگاهي كه براي وزوز مگس‌ها ساكت ‏شده است.

صدها جسد در خیابان‌ها ردیف شده‌اند، بیشتر از همه کلاس‌های درس و درمانگاه‌های متعلق به کلیسای کاتولیک با اجساد پر شده‌اند. کاروبامبا فقط یکی از نمونه‌های نفس‌گیر شرّی است که روآندا را به شوم‌ترین کشتارگاه جهان تبدیل کرده است.”

فدراسيون بین المللی روزنامه نگاران اعلام می کند:

“روزنامه نگاران بايد نسبت به خطر افزايش تبعيض توسط رسانه ها هشيار باشند؛ و بايد تمام تلاش خود را بکنند که از گسترش تبعيض بر مبنای نژاد، جنسيت، گرايش جنسی، زبان، مذهب، عقايد سياسی و ساير اشکال عقيده و نظر و تعلقات اجتماعی و مليتی خودداری کنند.”

 

سليقه و آبرومندی

 

با توجه به نقش برجسته رسانه ها در جامعه، بسياری از نظام‌ نامه های تحريريه درباره سليقه مطلوب و آبرومندی کلام، معيارهای اجتماعی ویژه ای را تعیین می کنند تا از انتشار مطالب خلاف اخلاق عمومی جلوگيری به عمل آورند.

 

نظام ‌نامه اخلاق مطبوعاتی کنيا می گويد:

 

“وسايل ارتباط جمعی نبايد مطالب خلاف اخلاق، مبتذل، و توهين آميز منتشر کنند. مطالب، عکس ها و طرح های مشکوک به اين موارد تنها در صورتی منتشر می شوند که ارزش خبری مهمی داشته باشند و منافع عمومی به نحو برجسته ای نيازمند انتشار آنها باشد.”

قانون مطبوعات ایران نیز اشاعه‌ فحشاء و منكرات‌ و انتشار عكسها و تصاوير و مطالب‌ خلاف‌ عفت‌ عمومی را ممنوع کرده است. البته معيارهای آبرومندی و اخلاق در کشورهای مختلف تفاوت دارند. چيزی که در جايی قابل قبول است ممکن است در جای ديگری پذيرفته نباشد. هر نظام‌ نامه ای بايد اين تفاوتها را در نظر بگيرد.

عموما چنين برداشت می شود که احتمال به نمايش گذاشتن صحنه های خشونت و رنج انسانها در رسانه های غربی نسبت به جا های دیگر کمتر است. اما در مقابل، در برخی از بخشهای آمريکای لاتين نشان دادن تصاوير صحنه های دلخراش تصادف اتومبيل چيز عجيبی نيست.

برخی از محققان دانشگاهی در رشته ارتباطات و رسانه ها، تصور می کنند که جنگ بوسنی آزمونی بود برای درک آنچه می توان و نمی توان به مخاطب نشان داد. در اين جنگها برخی روزنامه نگاران سعی کردند صحنه های آشکاری از رنج انسان ها را نشان دهند. صحنه دلخراش اندام های قطع شده اشخاص در بمباران سارايوو از آن جمله بود. اگر چه آن روزنامه نگاران صميمانه تلاش داشتند تا واقعيات سهمناک جنگ را نشان دهند، در بسياری از نقاط اروپا مردم آنچنان از ديدن اين صحنه ها ناراحت شدند که بسياری از سردبيران تصميم گرفتند ديگر چنین مواردی را نشان ندهند.

بحث سليقه، آبرومندی و عفت عمومی همچنين مسائل جنسی را نيز در بر می گيرد. بديهی است که در این حيطه، معيارهای محلی درباره حد و مرز آنچه قابل قبول است، می تواند در يک جامعه به نحو بارزی با جامعه ای ديگر متفاوت باشد.

نظام‌ نامه مطبوعاتی کنيا که پيشتر از آن نقل شد، اين سؤال را پيش می کشد که: “آيا منظور از انتشار چنين مطالبی صرفا پول سازی از طريق تحريک احساسات جنسی بزرگسالان و نوجوانان بوده است؟” اين ديدگاه را با عملکرد برخی کانالهای تلويزيون ماهواره ای در اروپا مقايسه کنيد که تنها علت وجودی آنها، “صرفا تحريک احساسات جنسی” است.

يکی از جنبه های احتياط در پرداختن به مسائل جنسی، نمايش خشونت جنسی در خبرها را شامل می شود. بسياری از کشورها قوانين سفت و سختی دارند که نام بردن از اشخاصی که مورد تجاوز يا آزار جنسی قرار گرفته اند- چه زن و چه مرد-، را منع می کند.

زيرا فرض بر اين است که اين جرائم چنان جدی و مهم هستند که معرفی علنی کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، می تواند اضطراب شديد و خسارتهای ديرپايی را براي آنها به دنبال آورد.

قوانين بريتانيا مقرر می دارد:

در موارد اتهام تجاوز، اقدام به تجاوز، زنای با محارم، مقاربت با دختر زير 16 سال و آزار جنسی با توسل به زور، نبايد نام، نشانی، محل کار، مدرسه يا تصوير کسی را که مورد تجاوز قرار گرفته در زمان حياتش منتشر کرد. ثانيا، پس از آنکه شخصی (به اين اعمال) متهم شد، هيچ نکته ای که احتمالا بتواند به شناسايی کسی که مورد تجاوز قرار گرفته به عنوان شاکی منجر شود، نبايد در زمان حيات او منتشر شود.

 

رعایت قواعد محاکمه عادلانه

 

در بسياری از جوامع رويه قانونی مشخصی وجود دارد که به موجب آن هنگامی که جرمی واقع می شود، ابتدا پليس بازرسی های خود را انجام می دهد، سپس پرونده به دادگاه می رود و سرانجام در باره آن حکم صادر می شود.

در اين کشورها نقش روزنامه نگار به روشنی در قانون بيان شده است. در انگلستان انتشار هر مطلبی که حاکی از گناهکاری متهمی است که هنوز محاکمه اش به پايان نرسيده، کاری غيرقانونی است. اين موضوع، نقل محکوميت های قبلی و مطالبی که ممکن است به عنوان مدرک عليه متهم استفاده شود يا مصاحبه با شهود را نیز شامل می شود.

جریمه زیرپا گذاشتن این قوانین می تواند برای موسسات رسانه ای سنگین باشد. برای مثال در سال ۱۹۹۲ بی ‌بی ‌سی ده هزار دلار جریمه شد. این تمهیدات برای این تدارک شده اند که پیش از آنکه متهم در جایگاه حاضر شود قضات درباره او تصمیم نگیرند؛ و اطمینان حاصل شود که همه از حق محاکمه عادلانه و منصفانه برخوردار خواهند بود.

البته اين قوانين تدوين نشده اند که هرگونه اطلاع رسانی را به طور کلی منع کنند. در حالي که همه بايد از حق محاکمه عادلانه برخوردار باشند، جامعه هم به همان اندازه حق دارد که از امور با خبر باشد. عدالت بايد رعايت شود و همه بايد ببينند که عدالت رعايت می شود. بنابراين کار دادگاه بايد علنی باشد تا همه بتوانند شاهد مراحل قانونی باشند و دريابند چه رفتاری در جامعه قابل قبول است و چه رفتاری پذيرفته نيست. 

انجمن روزنامه نگاران حرفه ای آمريکا توصيه می کند که در کشورهايی که درباره نحوه پوشش خبری دادگاه، قانونی وجود ندارد، چيزی درباره حق برخورداری از محاکمه عادلانه ( يا اصل برائت متهمان) در نظام ‌نامه گنجانده شود.يک لحظه فکر کنيد که اگر يک سازمان رسانه ای با انتشار مطلبی غير منصفانه شما را دزد معرفی می کرد، چه حالی داشتيد.

 

دوری از افترا

 

در بريتانيا، مطلب افترا آميز مطلبی است که:

 

الف) کسی را با نفرت، تمسخر يا تحقير مواجه سازد؛

ب) باعث طرد يا دوری گزيدن مردم از او شود؛

ج) موقعيت او را از ديد اعضای جامعه که افکار سالم دارند پايين بياورد؛

د) او را در محل کار و حرفه اش حقير و بی ارزش جلوه دهد.

در بسياری از کشورها افترا قابل پیگیری قضایی است و قوانينی وجود دارد که از افراد در برابر اظهارات بی‌ پايه و غير مسئولانه محافظت می کند. رسانه ها قدرت عظيمی دارند که می توانند موقعيت حرفه ای، خانوادگی و اجتماعی افراد را ويران کنند و اگر افترايی ناروا درباره آنها منتشر شده باشد، به سختی می توان لطمه وارده را جبران کرد. کسانی که فکر می کنند اعتبارشان لطمه ديده می توانند کسی که افترا زده را به دادگاه بکشانند و نهايتا او را وادار به جبران خسارات مادی کنند.

در اينجا به کليدواژه های “بی‌پايه” و “غيرمسئولانه” توجه کنيد. قوانين مربوط به افترا سعی دارند از موارد حملات غير منصفانه به افراد بکاهند نه اينکه آزادی بيان را محدود کنند و روزنامه نگاران را از انتقاد از خطاکاران بازدارند. 

موثرترين دفاع در اين مورد در دادگاههای بريتانيا “توجيه” است. اين بدان معناست که اتهامات درست بوده اند. بنابراين شما به عنوان روزنامه نگار هنگامی می توانيد با اطمينان از اين و آن انتقاد کنيد که درباره کارتان خوب تحقيق کرده باشيد و در صورت لزوم بتوانيد ادعای خود را اثبات کنيد.

در ايران، افترا نه تنها از دیدگاه جامعه اقدامی زشت و نکوهیده است، بلکه بر اساس قوانین موضوعه نیز جرم محسوب می شود. قانون مجازات اسلامی موارد ارتکاب به افترا، توهين يا هتک حرمت را از جمله از طريق نشر در جراید و رسانه ها، چنين بر می شمارد:

• امری که مطابق قانون جرم محسوب می شود را به کسی نسبت دادن، بی آنکه بتوان صحت آن را ثابت کرد؛

• انتشار اطلاعات کذب و دروغ به منظور ضرر زدن به ديگران يا تشويش اذهان عمومی؛

• انتشار هجو يا هجويه به صورت کتبی يا شفاهی که حرمت ديگران را بشکند؛

• توهين، از جمله دشنام دادن و به کار بردن الفاظ رکيک.

قانون مطبوعات ایران نیز افترا و اهانت را زیر مجموعه موارد اخلال‌ به‌ مباني‌ و احكام‌ اسلام‌ و حقوق عمومي‌ و خصوصي قرار داده است.‌ ماده 6 این قانون موارد زیر را برای نشریات ممنوع کرده و مرتکب هر یک از آنها را مستوجب مجازات می داند:

- اهانت‌ به‌ دين‌ مبين‌ اسلام‌ و مقدسات‌ آن‌ و همچنين‌ اهانت‌ به‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ و مراجع‌ مسلم‌ تقليد.

- افترا به‌ مقامات‌، نهادها، ارگانها و هر يك‌ از افراد كشور و توهين‌ به‌ اشخاص‌ حقيقي‌ و حقوقي‌ كه‌ حرمت‌ شرعي‌ دارند، اگرچه‌ از طريق‌ انتشار عكس‌ يا كاريكاتور باشد.

 

- … تحقير و توهين‌ به‌ جنس‌ زن‌،…

 

ممنوعیت ها و محدودیت های دیگری نیز در ارتباط با اخلاق روزنامه نگاری در فصل‌ چهارم‌ قانون مطبوعات آمده است.

در برخی کشورها مبحث افترا و مسئوليت خودداری از حمله غيرمنصفانه به عهده نظام ‌نامه تحريريه گذاشته شده؛ و در آن از کلماتی مشابه آنچه در نظام‌ نامه مطبوعاتی آلمان آمده استفاده شده است:

“انتشار ادعاهای بی پايه و به خصوص اتهاماتی که آبروی افراد را هدف قرار می دهد، خلاف اخلاق مطبوعاتی است.”

آزادی مطبوعات

عنصر اساسی يک دموکراسی کارآمد، تعهد به تأمین آزادی بيان و ایجاد زمینه لازم برای جريان آزادانه افکار و عقايد تازه و متضاد و مباحثه درون جامعه و بين جوامع مختلف است.

بهترین راه برای پيشبرد دموکراسی اين است که تمام اعضای جامعه از آنچه به نام آنها انجام می شود آگاهی داشته باشند. اگر شهروندان از امورجاری، بحثهای اجتماعی و روند های سياسی باخبر باشند، می توانند با آگاهی دست به انتخاب بزنند و نقش کامل خود را در تعيين رهبران جامعه ايفا کنند.

اين شيوه لزوما هميشه در همه جوامع دموکراتيک نتیجه مورد انتظار را ندارد؛ چون انواع گروهها، از سياستمداران گرفته تا تبهکاران و ناظران حقوق بشر منافع خود را در گرو برجسته کردن و اهميت دادن به ديدگاه خود، به قيمت کنار گذاشتن ديدگاه ديگران می بينند.

همچنين در جوامعی که به روش ديکتاتوری اداره می شوند و جامعه هايی که در آنها از دموکراسی تنها نامی باقی است، شهروندان می دانند که امکان ابراز نظرات خود را ندارند؛ و اگر چنين کاری بکنند، ممکن است خود را در زندان يا وضعيتهای بدتر از آن ببينند. در چنين شرايطی کار روزنامه نگاری که می خواهد با پرسيدن سؤالهای دشوار و چالش برانگيز بفهمد چه خبر است، سخت تر و البته مهم تر است.

بسياری از نظام ‌نامه ها از حق روزنامه نگاران در گردآوری اطلاعات و انتشار آن بدون منع و جلوگيری، به صراحت دفاع می کنند. حتی اگر چنين چيزی دور از دسترس و غيرممکن بنظر بيايد، باز هم تعهد به تامين آزادی بيان این ارزش را دارد که در نظام‌نامه مورد تاکید قرار گیرد.

نظام‌نامه روزنامه نگاران آفريقای جنوبی مقرر می دارد:

“روزنامه نگار بايد در همه حال از اصل آزادی مطبوعات و رسانه ها در امر گردآوری اطلاعات و بيان نظرات و انتقادات دفاع کند. او بايد درمقابل تحريف، مکتوم نگه داشتن خبر و سانسور مقاومت کند.”

 

حق پاسخ دادن

 

بسياری از نظام ‌نامه ها عموما اين اصل را می پذيرند که اگر کسی به طور جدی متهم به تخلف و بی کفايتی شود، بايد امکان منصفانه ای برای پاسخ دادن داشته باشند. در نظام ‌نامه روزنامه نگاران آفريقای جنوبی آمده است:

“روزنامه نگار بايد به کسانی که از آنها درباره امری نسبتا مهم انتقاد شده اجازه و امکان پاسخ گفتن بدهد.”

به دلايل مختلف اتکای صرف به “راز و رمز” و استفاده از يک منبع تاييد نشده از نظر حرفه روزنامه نگاری کار درستی نيست. گاهی هنگامی که اتهامی متوجه يک فرد يا يک شرکت می شود، پاسخ آنها می تواند مساله را روشن کند چون ممکن است در ابتدای امر، روزنامه نگار از زاويه درستی با موضوع برخورد نکرده باشد.

حق پاسخ دادن از یک سنت ديرینه روزنامه نگاری، يعنی “رفتار منصفانه” ناشی می شود؛ که بنا بر آن، اجازه دادن به افراد برای دفاع از خود، کاری پسنديده است.

 

ارجاع

 

از روزنامه نگاران انتظار می رود که نظام ‌نامه تحريريه سازمان خود را بدانند و بتوانند از دانش و آگاهی خود در امور روزمره روزنامه نگاری استفاده کنند.اما قطعا موقعيت هايی هست که يک شخص يا يک گروه احساس می کند که گرفتن تصميمی، بالاتر از حد دانش يا تجربه آن شخص یا آن گروه است. معمولا در چنین مواقعی آنها موضوع را به مدير بالادستی خودشان يا در موارد جدی تر به سردبير “ارجاع” می دهند تا مسئوليت گزارش نهايی را بپذيرد.

مثلا وقتی يک تيم روزنامه نگار تصميم می گيرد که مخفيانه و در پوشش ديگری گزارشی را در مورد يک موضوع جنايی دنبال کند يا هنگامی که در تعطيل آخر هفته کسی دست تنها بولتن خبری را تهيه می کند و با مساله حقوقی پيچيده ای مواجه می شود، يا در موارد مشابه و مشکل، باید موضوع به مدیر بالاتر ارجاع شود.

بسياری از موسسات بزرگ رسانه ای در مورد مسايل عمده اخلاقی يا تحريری قواعد مشخصی برای ارجاع دارند.راهنمای تهيه کنندگان بی بی سی و همچنين متن به روز شده آن که به نام راهنمای تحريريه بی بی سی تدوين شده است، اين نياز به رهبری قدرتمند سردبيری را درک کرده؛ و پذیرفته است که روزنامه نگاران به هنگامی که می خواهند از محدوده عادی کار خود فراتر بروند نياز به حمايت دارند. برخی از مواردی که در آنها ارجاع الزامی است و حتما بايد انجام شود به قرار زير است:

الف) پيشنهادی درباره مصاحبه با کسی که مستقيما در تروريسم دخالت داشته؛

ب) موضوعات مربوط به امنيت ملی؛

ج) پرداخت وجه به تبهکاران؛

د) انتشار نام يک تبهکار جنسی که از زندان آزاد شده؛